پوستر فیلم آن هنگام که تو را می‌بلعم

نگذار دردها مرا ببلعند

آن هنگام که تو را می‌بلعم
When I Consume You
محصول ۲۰۲۱ – ایالات متحده
ژانر درام، دلهره
امتیاز ۲.۵
نویسنده مصطفی ملکی

بسیار پیش آمده که هر کدام از احساسات درونی ما در دنیای پیرامونی تجلی می‌کنند. کابوس‌ها یکی از گذرگاه‌هایی هستند که ما را در برابر فقدان، تنهایی، شکست، ناامیدی، ترس به‌صورت کالبدی مجزا قرار می‌دهند. هر کدام از این احساسات می‌توانند همانند یک انسان یا هیولا ما را در بر بگیرند. باید گفت انسان همیشه با آمیخته‌ای از این احساسات دست‌به‌گریبان است و گاه راه فراری از آن‌ها ندارد. بگذارید از دالان فرویدیسم به این مقوله بنگریم، چرا که فیلم جدید آقای «پری بلکشیر» قرار است روایتی با این درون‌مایه را مقابل ما قرار دهد.
این روایت ملغمه‌ای از ترس، فرار و ناکامی است. «دفنی» و «ویلسون» خواهر و برادری هستند که زندگی جز ناکامی برای آن‌ها چیزی نداشته و ندارد. فیلم نمایی روشن از زندگی این دو را مقابل ما قرار نمی‌دهد، بلکه در عوض ما را در برابر تناقض‌های زندگی‌اشان می‌نشاند. همه‌چیز در آن کتابی که چند نما از آن را می‌بینیم نهفته است؛ «ریسمان قلب». این کتاب چکیده‌ای از جملات قصار آئین بودائیسم است. بگذارید مهم‌ترین جمله‌ی آن را نور روشنی روی روایت قرار دهیم:‌«فرم خالی‌ست. تهی‌بودن خود فرم است.» در بودائیسم با دکترین دو حقیقت رو‌به‌رو هستیم. در این دکترین یک حقیقت نقض دیگری‌ست و آن دیگری کامل‌کننده‌ی حقیقت اول است. چه در بودائیسم و چه در ذن‌بودیسم باید از خود رها شد تا به خود رسید. دفنی و ویلسون درگیر لوپی از ناامیدی هستند؛ کودکی و جوانی آن‌ها لبالب از شکست و رنج بوده است. آیا آنها نباید زندگی کنند؟ اثرات دردها و شکست‌های گذشته چه می‌شود؟ برادری که دچار اضطراب حاد است و خواهری که ۵ سال در حال تلاش برای دوری از اعتیاد به الکل و مواد مخدر است. این دو در این دنیا تنها هستند و هر کدام تکیه‌گاه دیگری است.
این فیلم سعی دارد مواجهه‌ی دو انسان سرشار از شکست را با واقعیت بی‌رحم دنیای پیرامون به‌تصویر بکشد. کارگردان با ذکاوت تمام آن رنج‌ها و شکست‌ها را در کالبد هیولایی شیطانی وارد زندگی این دو می‌کند. این شیطان خورنده‌ی روح است. گویی این دو باید آن‌قدر سرشار از زندگی شوند تا این هیولا آن‌ها را بکشد و روح‌اشان را آزاد کند و سپس این روح را ببلعد. کارگردان روی نقطه‌ی درستی به اضطراب‌های پس از رنج دو شکست‌خورده می‌اندیشد. گاه انسان ضعیف است و همچون دفنی بلعیده می‌شود و گاه همچون ویلسون، میل به زندگی او را در برابر هیولای رنج قرار می‌دهد.
استفاده‌ی اقتصادی از جلوه‌های ویژه و تأثیرگذاری آن‌ها باعث شده مخاطب دنیای مالیخولیایی این خواهر و برادر را همچون زندگی خود بپذیرد. بلکشیر در جدیدترین اثر خود همچون دو فیلم قبلی، استفاده‌ای هوشمندانه از ژانر دلهره و کلیشه‌های آن می‌کند. باید گفت این استفاده‌ای انسانی از مضمون فراانسانی یک ژانر است. از سینمای مستقل جز این هم انتظار نمی‌رود. فیلم‌ساز‌هایی چون بلکشیر مشتاقان سینما را به آینده امیدوارتر می‌کنند. سینما هنری نو است و جز این هم نمی‌توان انتظار داشت که فیلم‌سازهایی مملو از قریحه همچون بلکشیر این هنر را سال‌به‌سال پربارتر کنند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟