پوستر فیلم اسم رمز: امپراتور

داگ استمپر اسپانیایی

اسم رمز: امپراتور
Code Name: Emperor
محصول ۲۰۲۲ – اسپانیا
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

بیشتر ما کاراکتر «داگ استمپر» را در سریال «خانه‌ی پوشالی» به‌یاد داریم. داگ استمپر یک کارچاق‌کن در خدمت خانواده‌ی «آندروود» بود. مخاطب آن سریال احساسی دوسویه نسبت به این کاراکتر داشت؛ گاه از او متنفر بود و گاه برای موفقیت او در یک مأموریت خودخوری می‌کرد. این نوع احساسات قوی در مخاطب را کارگردان است که برمی‌انگیزد. کاراکتر باید به‌گونه‌ای پرداخت شود که هاله‌ای از هیجان دور او را احاطه کرده باشد. در فیلم جدید سینمای جریان اصلی اسپانیا، «خورخه کوریا» قصد دارد کاراکتری همچون داگ استمپر خلق کند.
خورخه کوریا برای کاراکتر اصلی خود باید از بازیگری استفاده می‌کرده که نزدیک‌ترین شباهت ظاهری را به «مایکل کلی» (بازیگر نقش داگ استمپر) داشته باشد. در سینمای اسپانیا چه کسی بهتر از «لوئیس تسار». تسار در این فیلم همان داگ است و برای سرویس امنیتی اسپانیا مشغول به کار است. کار او گرفتن آتوهای اخلاقی و فرستادن پرستوها به دامان سیاست‌مدارها، ورزشکاران و افراد مشهور است تا در زمان مناسب بتوانند از آن‌ها برای رام کردن این شخصیت‌ها استفاده کنند. کوریا سعی دارد از «خوآن» کاراکتری کاملاً حرفه‌ای خلق کند که شغل‌اش ایجاب می‌کند که مرزی در اخلاق نداشته باشد، اما در عین حال هاله‌ای از اخلاق فردی را دور خود دارد. آنچه می‌توان در باب این کاراکتر گفت این است که کوریا نما‌به‌نمای این کاراکتر را از داگ استمپر تکه‌برداری کرده است. خوآن همان داگ است، اما در جغرافیایی دیگر. به‌همین سبب است که تنها نقطه‌ی قوت فیلم همین بازیگر است. او حداقل توانسته کپی‌برداری خوبی از روی نمونه‌ی آمریکایی کاراکتر خوآن داشته باشد. این نکته آنجا روشن می‌شود که کوریا هیچ درکی از یک نئو-نوآر ندارد. خوآن کاراکتری تنهاست و باید تنهایی‌های او را ببینیم. باید به آن‌سوی زندگی شخصی او نفوذ کنیم تا درک بهتری از او و تناقض‌های اخلاقی موجود در ذهن‌اش داشته باشیم. کوریا این اجازه را به ما نمی‌دهد. او سدی محکم از خلأ را مقابل ما قرار می‌دهد. خوآن در این فیلم یک چیز کم دارد و آن خود خوآن است. فیلم آن‌قدر درگیر مأموریت‌های مختلف خوآن است که پرداخت این کاراکتر را فراموش می‌کند.
کوریا در این فیلم سعی دارد برشی از زندگی خوآن را مقابل مخاطب قرار دهد. او اتفاقاً از نقطه‌ی خوبی وارد این ماجرا می‌شود. اما تا پایان در همین هیجان باقی می‌ماند و مخاطب را بی‌حس می‌کند. کوریا وارد خلسه‌ای که منتظرش هستیم نمی‌شود. چنین کاراکتری در یک نئو-نوآر باید سرگردانی‌های شبانه و تنهایی‌های خیره به گوشه‌ای داشته باشد. اما کوریا همه‌ی این تنهایی و خلسه را به رابطه‌ی جنسی بین خوآن و پیش‌خدمت فیلیپینی اختصاص می‌دهد. در این رابطه آنچه نمایان نمی‌شود، رابطه‌ی مرموز و حاصل از معصومیت بین این دو کاراکتر است. دوباره خانه‌ی پوشالی را به‌یاد بیاورید. داگ نیز وارد چنین رابطه‌ای می‌شود. اما کارگردان در آنجا به داگ فرصت می‌دهد که با توجه به شخصیتی که دارد تمام زوایای معشوقه‌ی اتفاقی را بررسی کند. حتی به‌صورت ناشناس او را حمایت می‌کند، چون این کاراکتر زخم‌خورده‌ی داگ است. کوریا این رابطه‌‌ی مملو از رازآلودگی را در فیلم خود کم دارد. در هر حال این فیلم اثری خوب و جذاب است و به‌خوبی می‌تواند هیجان را به مخاطب عام سینما منتقل کند؛ یک فیلم با خاصیت سرگرمی که می‌توانست با کمی پرداخت بیشتر کاراکتری ماندگار را تصویر کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟