پوستر فیلم اتاق پاکیزه

برای این روایت تنها جسارت کارگردان نیاز بود

اتاق پاکیزه
The Immaculate Room
محصول ۲۰۲۲ – ایالات متحده
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

آزمایش‌های روانشناسی‌ با حضور داوطلبان یکی از جذاب‌ترین سوژه‌های مستند و آثار سینمای داستانی است. در این آزمایش‌ها برای تست احساسات مختلف انسانی، افراد را در مواجهه با ترس‌های پنهان یا هر رخداد دیگری قرار می‌دهند. در فیلم جدید آقای «موکوندا مایکل دویل» با یکی از همین فضاها رو‌به‌رو هستیم. یک زوج جوان برای گذراندن ۵۰ روز در یک اتاق کاملاً سفید و بدون حضور وسایل برقی قرار است سر کنند تا بتوانند ۵ میلیون دلار را از آن خود کنند. «کیت» و «مایکل» از دو دنیای متفاوت به یکدیگر رسیده‌اند و حال باید طی ۵۰ روز در این آزمون سنجش اخلاقیات فردی شرکت کنند.
مایکل دویل ظاهراً بدون هیچ تسلطی روی پیشینه‌ی این نوع آزمایش‌های روانشناسی شروع به‌ نوشتن فیلم‌نامه کرده است. کاراکترهای او با ۵۰ روز زندگی در یک اتاق بدون درز و کاملاً سفید رو‌به‌رو هستند. به‌طور حتم کارگردان در اولین اقدام خود باید آثار این زندگی ایزوله‌ی ۵۰روزه را روی ظاهر کاراکترهای خود به‌تصویر بکشد. اما در کمال تعجب این پنجاه روز صرفاً با تغییر ضربآهنگ و برش‌ها طی می‌شود و کاراکترها بدون هیچ پیش‌زمینه‌ی روانی به دنیای قضاوت‌های اخلاقی پا می‌گذراند. مخاطب این نوع سینمای داستانی به ذره‌ذره‌ی تغییرات فیزیکی کاراکترهای فیلم توجه دارد. حتی بلند و کوتاه شدن موها و تحلیل رفتن قوای جسمی به‌سبب بی‌خوابی‌های مکرر باید تأثیری روی این کاراکترها بگذارد. آقای مایکل دویل باید بداند که در حال ارائه‌ی یک اثر سینمایی است و نه تئاتر. مخاطب تئاتر با پیش‌زمینه‌ی پذیرفتن حتی گذر یک قرن طی یک پرده وارد سالن می‌شود. اما مخاطب سینما قرار است کمی بی‌پرده‌تر زندگی کاراکترها را تماشا کند. پس باید به او احترام گذاشت. اثر آقای دویل از این نظر فاقد منطق سینمایی است.
اما به درون‌مایه‌ی اثر بپردازیم. کارگردان قصد دارد این دو کاراکتر را در مواجهه با اخلاقیات قرار دهد. اما این رویارویی‌ها کجای این قصه هستند؟ با یک تفنگ در حمام قرار بگیرد و یک زن عریان از در وارد شود قرار است کدام مرزها رد شوند؟ مشکل در پاسخ به این پرسش‌ها نیست. مشکل آنجاست که کارگردان جسارت وارد شدن به قلمروی عدول از مرزهای اخلاقی را ندارد. قصه‌ی آقای دویل از ابتدا فریاد می‌زند که مخاطب قرار است در پاره‌ی دوم با این عدول از مرزها مواجه شود. اما عدم تسلط آقای دویل روی روایت و عدم جسارت او باعث می‌شود همه‌چیز همچون دعوای بین دو نوجوان در یک اثر تینیجری به‌نظر برسد. این فیلم در اصل قرار بوده سفیدی محض را تبدیل به آمیخته‌ای از خون و کدورت‌های رابطه‌ی انسانی کند، اما همه‌چیز همچون کف حاصل از موج دریا به‌زودی محو می‌شود. این فیلم از درون‌مایه‌ی خود فقط همان اتاق سفید و پاکیزه را دارد. رخدادهای فیلم که باعث شکل گرفتن دوراهی‌های اخلاقی می‌شوند چندان نیروی اخلاقی در پشت خود ندارند که باعث به فکر فرو رفتن مخاطب شوند. یک اثر با درون‌مایه‌ی اخلاقی نیاز به عمق بیشتری دارد که این اثر فاقد آن‌هاست.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟