پوستر فیلم سگ‌های آشغال‌دونی

کارگردانی که از پس یک روایت ساده هم برنیامد

سگ‌های آشغال‌دونی
Junkyard Dogs
محصول ۲۰۲۲ – ایالات متحده
امتیاز ۰
نویسنده مصطفی ملکی

کمدی‌های خانوادگی همیشه طرفداران خود را دارند. طی هر سال ما با تعداد زیادی از این آثار رو‌به‌رو هستیم که همه‌اشان سعی دارند خانواده‌ای معمولی و شاد را در مواجهه با رخدادهایی هیجان‌انگیز قرار دهند. در این کمدی‌ها هیچ کاراکتری نمایی از انسان‌های حقیقی دنیای پیرامون ندارد. آنچه در این روایت‌ها مهم است فقط و فقط موقعیت‌های کمدی است و پایان خوش و ملودرام‌گونه. فیلم جدید آقای «جیکوب کوونی» یک کمدی بی سر و ته را در قالب کمدی خانوادگی به‌تصویر کشیده است.
حماقت فیلم‌ساز زمانی مشخص می‌شود که او تصمیم به ساخت اثری بالاتر از توانایی‌های تکنیکی خود بگیرد. در هم‌زیستی بین انسان و حیوانات در یک اثر کمدی، نکته‌ی مهم توانایی‌های تکنیکی کارگردان است. کارگردان این اثر توانایی و احتمالاً بودجه‌ی لازم را برای بازی گرفتن از سگ‌ها ندارد. روایت او ترکیبی از بازی کاراکترهای انسانی و سگ‌های خانگی است و تنها چیزی که نمی‌بینیم همین تعادل است. کارگردان توانایی برقراری رابطه‌ای دارای منطق روایی را بین این دو سوی روایت خود ندارد. در نهایت آنچه می‌بینیم طرح‌های ناموزون گرافیکی روی تصاویر است.
شاید این فیلم یکی از معدود آثاری باشد که واقعاً مسیر آن به هرز رفته است و نمی‌توان یک نمای سینمایی در آن دید. آقای جیکوب کوونی در آثار قبلی خود نیز بیشتر در حد فیلم‌های تلویزیونی کار کرده است و اتفاقاً در همه‌ی آن‌ها نیز پای لنگی داشته است. این فیلم ما را به‌یاد اثر ماندگار «تنها در خانه» می‌اندازد. کارگردان فقط سعی دارد به‌جای آن کودک تنها و فعال از سگ‌های یک محله استفاده کند. اما این جابه‌جایی نیاز به تکنیک و ذکاوت دارد که هیچ‌کدام از این دو در این کارگردان یافت نمی‌شود. کارگردان چنین اثری باید تکنیک خلق موقعیت‌های کمدی را داشته باشد. او قادر نیست مخاطب این سینما را با خود همراه کند، چون درکی از این دنیا ندارد. این عدم درک مربوط به کارگردانی تازه‌کار نیست. جیکوب کوونی به‌اندازه‌ی کافی آزمون‌و‌خطا کرده و در هر کدام از آن‌ها جز یک کارگردان ضعیف چیزی از خود نشان نداده است.
توصیف بسیاری از آثار کار سختی است و اثر آقای جیکوب کوونی توانایی این را دارد که واژه‌ها را در باب خود بخشکاند. فیلم جدید این کارگردان تلاشی مذبوحانه برای تغییر روایتی کلیشه‌ای است. او حتی در انتخاب بازیگران خود نیز کاملاً شکست خورده است. بازیگران کودک و بزرگسال قرار نیست مخاطب را وادار به هم‌ذات‌پنداری کنند. کاراکترهای شرور نیز آن‌قدر خوب پرداخت نشده‌اند که بتوانند مانند بازیگری چون «جو پشی» در «تنها در خانه»‌ حتی در اکت‌های نمایشی هم خوب عمل کنند. ترکیب تمام این ناجورها تبدیل به اثری بی سر و ته شده که هیچ فاکتور جذابیتی ندارد. آنچه در این اثر مشخص است بی استعدادی کارگردان برای پرداخت چنین روایتی است. این فیلم آینه‌ی تمام‌نمای یک کارگردان بی‌استعداد است. جیکوب کوونی قرار نیست ما را به آینده امیدوار کند، چرا که او آخرین گزینه‌ی استودیوهای بزرگ برای آثار جریان اصلی است. در هر حال این دسته از کارگردان‌ها هم‌چنان فیلم می‌سازند و همچنان هم باید درباره‌اشان این‌گونه نوشت تا مخاطب عام سینما کم‌کم آن‌ها و آثارشان را فراموش کنند. در این صورت است که جا برای استعدادهای جدید فیلم‌سازی باز خواهد شد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟