دختری جوان که برای مدت زیادی دستیار و منشی یک مدیر زن موفق بوده، تصمیم گرفته است با جاهطلبی یک قدم بزرگ بردارد و برای گرفتن سمتی جدید در شرکت اقدام کند. این اتفاق اما با دخالت رئیساش رخ نمیدهد.
در سال ۲۰۰۶ بود که «مریل استریپ» در نقش یک زن موفق و سردبیر نشریهای مشهور با استخدام دختری جوان با نام اندی، با بازی «آن هتوی»، توانست با تربیت این منشی ساده او را تبدیل به یکی از موفقترین روزنامهنگاران نیویورک کند. در فیلم «شیطان پردا میپوشد» بازی خوب استریپ در به تصویر کشیدن یک زن موفق و نیز هتوی باعث شد علیرغم داستان سانتیمانتال هالیوودی این فیلم بتواند توجه زیادی را به خود جلب کند. داستان این فیلم به خودیخود چیزی نداشت و بیشتر با تصاویری از ساختمانهای شیک و لباسها و کفشهای مد روز توانست مخاطبان زیادی را جذب خود کند. حال همین پیرنگ داستانی با کمی تغییر قرار است داستان فیلم «چه کسی رئیس است؟» باشد.
بگذارید کمی این دو فیلم را با هم مقایسه کنیم. اولین المانی که میتواند توجه ما را جلب کند بازیگران دو فیلم هستند. ما نیازی به تعریف و تمجید از توانایی بازی بازیگری چون مریل استریپ نداریم. این بازیگر باسابقه چنان خود را در نقشهایاش فرو میبرد که با توجه به بازی در فیلمهای بسیار ما نمیتوانیم او را فقط در یک نقش خاص به یاد بیاوریم. حتی هتوی نیز نسبت به بسیاری از بازیگران همنسل خود تواناییهای بیشتری برای همخوان شدن با یک نقش متفاوت دارد. حال بازیگران فیلم «چه کسی رئیس است؟» را ببینیم. این افراد حتی عادیترین رفتارهای روزانهی خود را هم نمیتوانند به درستی در برابر دوربین نمایان کنند. طرز راه رفتن، صحبت کردن، غذا خوردن و حتی نگاه کردن آنها هیچ شباهتی به شخصیتهای واقعی ندارد. بازی این بازیگران یکی از نقاط ضعف مهم فیلم است که روایت را از آنچه که هست بدتر هم کرده است.
یکی دیگر از مشکلات این فیلم که اتفاقاً در فیلمهای دیگری نیز آن را بسیار دیدهایم نوع گریم بازیگران است. آرایش بیشازاندازهی شخصیتها، به ویژه دختران جوان، شمایل آنها را مانند عروسکهایی مصنوعی میکند که توانایی حرف زدن هم ندارند. اصرار سازندگان این فیلمها برای این همه آرایش چه است؟ قرار است این گریمهای عجیبوغریب باعث چه اتفاقی در مسیر روایت شود که بیشتر فیلمهای ساخته شده تلاش میکنند بازیگران خود را به این شکل آرایش کنند؟ ناخنهای بلند و نقاشی شده، کفشهای پاشنهدار بسیار نوکتیز، استفاده از موژههای مصنوعی و لباسهای عجیبوغریب. به نظر میرسد در اینگونه فیلمها زن نه در جایگاه یک انسان بلکه به عنوان یک ابژه و ابزار برای دیده شدن بیشتر فیلم استفاده میشوند. شخصیتهایی فاقد هویت که با دیدن یک مرد جوان هم به سرعت عاشق شده و خود را در آغوش او میاندازند. در فیلمهایی مانند این فیلم که میخواهد به اصطلاح زن را ابزار نشان نداده و او را فردی با هویت تصویر کند هم نهایت هویت بخشیدن به او پس زدن همان عشق است. زنی که عشقاش را پس میزند تبدیل به زنی شجاع میشود که میتواند به همهچیز حتی به همان مرد دست پیدا کند. چرندیاتی که در این فیلمها نمایش داده میشود هیچکدام نمیتواند تصویر یک زن شجاع را نشان دهد. همین امر است که برای ندیدن این فیلمها باید پیشنهاد داد نه دیدن آنها.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.