پوستر فیلم محفل آنر (منظور آن‌هایی هستند که کاراکتر اصلی فیلم -آنر- اطراف خود گرد آورده است)

راه درستی که مامبل‌کور به سینمای جریان اصلی نشان می‌دهد

محفل آنر (منظور آن‌هایی هستند که کاراکتر اصلی فیلم -آنر- اطراف خود گرد آورده است)
Honor Society
محصول ۲۰۲۲ – ایالات متحده
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

نزدیک به دو دهه است که جنبش مامبل‌کور سینمای تینیجری هالیوودی را تحت‌الشعاع خود قرار داده است. آثار تحت این جنبش حتی به اسکار هم راه پیدا می‌کنند و عوامل آن‌ها، برعکس سازندگان تینیجری‌های جریان اصلی، چند پله بالاتر قرار دارند. هالیوود نیاز به این پارادوکس جذاب داشت تا بلکه از درون پیله‌ی نازک تینیجری‌های مضحک و کاراکترهای دهان تا بنا گوش باز این آثار کمی بیرون بیاید. نتیجه‌ی این دو خط موازی آثاری از قبیل فیلم اول خانم «ارن زیگمن» است.
ارن زیگمن پس از اینکه فیلم کوتاه‌اش با نام «مشتاق ازدواج» در سال ۲۰۱۸ مورد تحسین واقع شد، تصمیم به ورود به دنیای آثار بلند داستانی کرد. او برای اولین اثر خود درون‌مایه‌ای کاملاً تینیجری را در نظر گرفته است. «آنر»، کاراکتر اصلی فیلم، دانش‌آموز سال آخر دبیرستان در شهری کوچک است و مشتاقانه منتظر رهایی از این شهر و ورود به یکی از بهترین دانشگاه‌های آمریکاست. او همانند هر نوجوانی در شهرهای کوچک با تمام وجود سعی دارد این راه را برای خود هموار کند. زیگمن از آنر یک دختر قدرتمند ساخته است که در همان دنیای کوچک خود سعی دارد بهترین و هموارترین مسیر را فراهم کند. زیگمن به‌سبک سریال «خانه‌ی پوشالی» و کاراکتر «فران آندروود»، آنر را تبدیل به راوی حاضر در داستان کرده است. آنر رو به دوربین کنش‌ها و واکنش‌ها را تحلیل می‌کند و در نهایت اکت خود را انجام می‌دهد. بازی خوب «انگُری رایس»‌ در نقش آنر باعث قوت این کاراکتر شده است. در این‌گونه روایت‌ها کاراکتر اصلی باید آن‌قدر در نگاه کردن به دوربین تسلط داشته باشد که دنیای پیرامون خواه‌ناخواه تحت تأثیر او قرار بگیرد. کاراکتر آنر چنین صلابتی را داراست و باعث پیش‌برد روایت می‌شود.
اما فراموش نکنیم که این یک تینیجری جریان اصلی است و نباید انتظار اتفاقی رئالیستی در آن مخاطب را میخکوب کند. زیگمن در پاره‌ی دوم فیلم خود مخاطب را وارد همین مسیر می‌کند. آنری مسلط به دنیای پیرامون تحت تأثیر قرار می‌گیرد و زیر پای‌اش می‌لغزد. باید گفت کارگردان نمی‌خواهد کاراکترش وارد بازی کمدی-ابزورد شود و مسیر خود را به‌سوی کلیشه‌ها تغییر می‌دهد. در نتیجه آنر تبدیل به آن قهرمان منفعت‌طلب «خانه‌ی پوشالی» نمی‌شود و همان نوجوان بلوند و لوس هالیوودی می‌شود. شاید زیگمن اگر کارگردانی مستقل بود از شخصیت‌پردازی خوب خود در راستای رسیدن به یک داستان در داستان خوب بهره می‌برد. بازی قدرت بین آنر و مایکل می‌توانست فرسایشی‌تر و عمیق‌تر شود. اما زیگمن با تصمیم خود از این مسیر سر باز می‌زند. در نهایت داستان او به شیوه‌ی اومانیستی هالیوودی و با تنبیه بدکاران و خوشبختی درستکاران پایان می‌یابد. همه در نهایت خندان و شاد با شات‌هایی از پشت‌صحنه فیلم را به پایان می‌رسانند. این فیلم در کلیت خود یک گام از تینیجری‌های رایج هالیوود جلوتر است. اما این روایت‌ها هنوز هرس می‌خواهند و هنوز راه زیادی برای تحت تأثیر قرار دادن روایت‌های مامبل‌کور در پیش دارند. در هر حال این را هم فراموش نکنیم که بساط هالیوود را همین تینیجری‌ها و ابرقهرمانی‌ها پر نگه داشته‌اند و اتاق فکر این غول سینمای جهان هنوز تصمیم به تغییر شیوه‌ی روایت خود نگرفته است.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟