دختری جوان که به زودی دبیرستان را تمام میکند با انتخابی که پدرش برای او انجام داده است، میخواهد همسر پسری جوان شود که تنها دو سال با او تفاوت سنی دارد. آنها که هیچکدام چیزی دربارهی ازدواج نمیدانند تنها با تشویق خانوادههاشان ازدواج کرده و به زودی بچهدار هم میشوند. اما اتفاقاتی رخ میدهد و دختر جوان به دنبال مادری که هرگز او را ندیده راهی سفر میشود.
کشور اندونزی یکی از کشورهای آسیاییای است که سینما در آن هویت چندان مشخصی ندارد. در این کشور به جز چند کارگردان مطرح نمیتوان کارگردانانی خاص را نام برد. به همین دلیل هم اغلب فیلمهایی که در آن ساخته میشوند حتی سادهترین المانهای فیلمسازی را هم در خود ندارند. فیلم «۱۰۰% حلال» هم در همین بستر ساخته شده است و نمیتواند هرگز حرفی برای گفتن داشته باشد.
بگذارید از پیرنگ اصلی داستان صحبت کنیم. پیرنگی که در آن یک دختر بنا به دروغی که پدرش به او گفته همواره تصور میکرده مادرش مرده است، اما درست زمانی که خودش آمادهی مادرشدن است، متوجه میشود که مادرش زنده است. حال او به جستوجوی مادر میپردازد. این پیرنگ به خودی خود تکراری و کاملاً قابلپیشبینی است. به همین دلیل تنها چیزی که میتواند مخاطب را مجاب به دنبال کردن داستان کند شخصیتپردازی و جزئیات داستانی است. این فیلم اما متأسفانه به هیچ کدام از این دو المان مهم داستانی نمیپردازد و بیننده نمیتواند هرگز با داستان همراه شود.
در ابتدا آشنایی دختر و پسر و سپس ازدواج آنها و حتی بچهدار شدن آنها آنقدر سریع رخ میدهد که بیننده مجال شناخت شخصیتها را هم پیدا نمیکند. اتفاقات آنقدر مضحک و غیرواقعی صورت میگیرند که مخاطب نمیتواند آنها را باور کند. درست است که در سنت مسلمانان در قدیم پدر برای دختر همسر انتخاب میکرده است، اما آیا هنوز هم دختران و پسرانی هستند که بدون حتی کوچکترین اطلاعاتی از زندگی زناشویی و حتی روابط جنسی تصمیم به ازدواج بگیرند؟ پاسخ این سوال البته که میتواند آری باشد. اما آنچه این فیلم از زندگی دختر و خانوادهاش نشان میدهد هیچ شباهتی به زندگی دختران زندانی شده در قاب سنت ندارد. این دختر به راحتی با گوشی موبایلاش و حتی با بودن با دوستانی که مسلمان نیستند میتواند از بسیاری از مسائل آگاهی داشته باشد، اما در ابتدای داستان او به گونهای رفتار میکند که انگار او نیز قربانی جامعهی مردسالار است و نمیتواند برای خودش تصمیم بگیرد. در واقع فیلم هم تلاشی برای نشان دادن مردسالاری جامعه انجام نمیدهد.
در ادامه هم داستان بدون پرداختن به شخصیتهای خود فقط دور خودش میچرخد و سعی میکند با اتفاقاتی درهموبرهم مسیرش را پیش ببرد. این فیلم قرار بوده تقابل دو نسل و دو دیدگاه متفاوت را، اگر نخواهیم بگوییم از لحاظ مذهب، به تصویر بکشد، اما آنقدر در این مسیر شعاری و یکطرفه قدم میگذارد که روایت بدون منطق روایی دیده میشود. مخاطب حتی تصور میکند در حال دیدن یک فیلم کمدی است نه درامی قابلتأمل. آنقدر همهچیز در این فیلم آشفته، باریبههرجهت و مضحک است که بیننده شاید حتی نتواند آن را تا اواسطاش نیز تحمل کند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.