پوستر فیلم مبارز واقعیت مجازی

اکشن نسبتاً خوب و روایت همچنان ناقص

مبارز واقعیت مجازی
VR Fighter
محصول ۲۰۲۱ – چین
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

سینمای چند سال اخیر چین به‌سبب فعالیت انبوه و تولیدات آثار مختلف در ژانر اکشن باعث شده کیفیت فرم تصویری و در نتیجه روایت به‌طور محسوسی افت کند. استفاده‌های گاه بچه‌گانه و گاه زیاد از حد جلوه‌های ویژه در این آثار سبب از بین رفتن رابطه‌ی مخاطب و داستان می‌شود. در مرور بسیاری از این آثار گفتیم که اگر سینمای بدنه‌‌ی چین می‌خواهد مخاطب جهانی داشته باشد، چاره‌ای جز این ندارد که ابتدا خود را دچار تنوع ژانر کند، سپس از آن توهم اکشن‌-رزمی‌های دهه‌ی ۱۹۹۰ بیرون بیاید و در نهایت مسیر هالیوود را در سانسور-برش برای پائین آوردن دسته‌بندی سنی پیش نگیرد. حال «تانگ کیاجیا» در فیلم اول‌اش تمام تلاش خود را برای برداشتن گامی محکم رو به جلو برداشته است.
این فیلم هم مانند بسیاری دیگر از آثار چینی و بالیوودی دچار مرض ضربآهنگ بالا است. شاید یکی از حساس‌ترین انتخاب‌ها برای پیشبرد روایت همین ضربآهنگ مناسب با آن باشد. سازندگان آثار بالیوودی و چینی ظاهراً فقط یک ضربآهنگ را در سینما می‌شناسند. گاهی مخاطب با تماشای این آثار حس‌ می‌کند تنظیمات پخش کننده‌اش دچار مشکل شده است. این فیلم چینی نیز دچار همین درد است و ظاهراً تا خود چینی‌ها اراده نکنند، این درد مزمن همراه ایشان خواهد بود.
اما آنچه باعث تعجب و به‌نوعی امیدواری در ژانر اکشن چینی است در سکانس دوم رخ می‌دهد. افتتاحیه‌ی فیلم به‌نوعی قصد دارد درون‌مایه‌اش را توضیح دهد. محققان نوعی ابر ربات طراحی کرده‌اند که با یک اپراتور حرفه‌ای می تواند بدون دخالت انسان وارد جنگ‌های خیابانی یا منطقه‌ای شود. در سکانس دوم معرفی شخصیت اول یا همان قهرمان فیلم را خواهیم داشت. آنچه در سینمای اکشن چینی منتظرش بودیم درست در همین سکانس رخ می‌دهد. مبارزات تن‌به‌تن بدون نخ‌های پروازی، خون، حذف برش‌های نابه‌هنگام و در نهایت اکشن قابل قبولی که مخاطب این ژانر را به‌سوی خود می‌کشد. سینمای اکشن چین باید همین را به‌عنوان گام اول خود در نظر بگیرد و روی همین نقطه‌ی درست آزمون‌و‌خطا کند.
اما این فیلم جز همین صحنه‌های متوسط اکشن دیگر چیزی ندارد. روایت آن‌قدر دم دستی است که اگر اکشن از آن گرفته شود چیزی برای ارائه ندارد. «لانگ وی» یک محافظ حرفه‌ای است. پس از اینکه در سکانس درگیری فردی مهم را نجات می‌دهد با یک برش بی‌جا به خانه‌‌ی او می‌رویم که لانگ وی روی ویلچر نشسته و در حال بگوبخند با دخترش است. زنگ خانه به صدا در می‌آید و همسرش درب را باز می‌کند. برش و سپس همسر را می‌بینیم که یک بمب در دست دارد. انفجار بمب و دوباره برش و لانگ وی به‌همراه دخترش زندگی می‌گذرانند. این فرآیند پر از مشکل و خلأ است. مخاطب در ابتدا احساس می‌کند با یک اثر انتقامی طرف است، اما کارگردان همه‌ی این اتفاقات را فراموش می‌کند تا لانگ وی و یکی از اعضای ارشد ساخت ابر ربات را مقابل هم قرار دهد. کارگردان در فیلم خود دچار نسیان است. همین فراموش‌کاری و اهمال در قصه باعث سقوط روایت می‌شود. در نتیجه این فیلم چیزی جز اکشن نیست. سینمای بدنه‌ی چین همچنان مسیر درازی در پیش دارد و باید دید این گام رو به جلو در تصویر کردن اکشن آیا منجر به خلق روایت‌هایی قابل قبول خواهد شد یا خیر!

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟