پوستر فیلم نامردها

وقتی درد و ترس را با تمام وجود حس کنی

نامردها
Betrayed
محصول ۲۰۲۱ – نروژ
ژانر جنگی، درام
امتیاز ۳
نویسنده سارا

«چارلز» یک قهرمان بوکس است. او می‌داند چگونه باید دستان و پاهای خود را تکان دهد تا در هر مسابقه‌ای برنده شود. چارلز با سه برادر، یک خواهر و مادر و پدر خود زندگی می‌کند. آنها که مهاجرانی لیتوانیایی هستند به تصور داشتن زندگی‌ای خوب در نروژ به اسلو آمده و سعی می‌کنند به اعتقادات مذهبی اجداد خود هم وفادار باشند. پدر و مادر چارلز یهودیانی متعهد و معتقد هستند که تلاش می‌کنند فرزندان خود را هم معتقد بار بیاورند. با این حال زمانی که چارلز عاشق دختری مسیحی می‌شود این پدر و مادر هرگز در برابر پسر خود نمی‌ایستند و همین امر باعث می‌شود بنیان خانواده از گذشته هم محکم‌تر شود. عشق این خانواده را در کنار هم قرار داده است. اما زمان برای این خانواده زمان خوبی نیست. آنها یهودیانی هستند که در زمان به قدرت رسیدن هیتلر زندگانی می‌کنند.
تاریخ و باز هم تاریخ. جنگ جهانی و باز هم جنگ جهانی. زمانی جنگی با این وسعت رخ دهد پیامدهای حاصل از آن نیز به اندازه‌ی تمام روزهایی است که جنگ در آن رخ داده است یا حتی بدتر به اندازه‌ی تمام کسانی است که در آن جنگ به طور مستقیم یا غیرمستقیم حضور داشته‌اند. شاید به همین دلیل هم است که هر بار فیلمی درباره‌ی جنگ جهانی به‌خصوص جنگ جهانی دوم ساخته می‌شود، می‌تواند حرف‌های جدیدی را بیان کند. این‌بار کشور نروژ با استناد بر وقایع تاریخی و بر اساس زندگی شخصیت‌هایی واقعی دست به ساخت فیلمی درام و جنگی زده است. فیلمی که از خیانتِ بزرگِ مردانِ بالادستیِ این کشور در جنگ جهانی دوم حرف می‌زند. زمانی که هیتلر به دنبال همراه در جنگ می‌گشت این کشور نروژ بود که با او هم‌پیمان شد. هم‌پیمانی این کشور با تقدیم دودستی شهروندان یهودی خود به این ارتش استحکام بخشیده شد. خیانتی که هرگز در تاریخ فراموش نمی‌شود.
فیلم « نامردها» به آرامی در مدت ۱۲۶ دقیقه‌ی خود وارد خانه‌ی خانواده‌ی «برود» می‌شود و ما را نه با تک‌تک‌ شخصیت‌ها به طور اخص که با رفتارهای خانوادگی و روابط میان شخصیت‌ها آشنا می‌کند. ما با توجه به نگاه‌های مادر و پدر به همسر و به فرزندان و شیطنت‌های برادرها و خواهرها می‌توانیم رابطه‌ی میان افراد این خانواده را درک کنیم. در این میان چارلز تنها فردی است که فیلم به طور خاص، نه بیش‌ازاندازه، به او توجه می‌کند. چارلز اما قرار نیست قهرمان داستان باشد. این داستان قهرمانی ندارد. مگر جنگ قهرمان هم برجای می‌گذارد؟ حتی آنان که نام قهرمان را با خود یدک می‌کشند هم در درون خود خود را قهرمان نمی‌دانند، زیرا بودن در جنگ خود شکست است چه با پیروزی همراه باشد چه با شکست. چارلز تنها مرکز داستان است و شخصیت‌ها در اطراف او دیده می‌شوند. همین. اگر قهرمانی هم در این داستان وجود داشته باشد، شاید مادر چارلز، «سارا»، است که تا آخرین نفس بر جای می‌ماند و برای آنچه اعتقاد دارد ایستادگی می‌کند.
فیلم «نامردها» به خوبی و هدفمند توانسته‌ است مسیر روایت خود را تا انتها پیش ببرد. ترس و درد را می‌توان در تک‌تک سکانس‌ها و از همه مهم‌تر در بازی بازیگران مشاهده کرد. این فیلم نشان می‌دهد خرده‌پیرنگ‌ها تا چه اندازه می‌توانند بدون ایجاد سانتیمانتالیسم و غلو کردن روایتی واقعی درد مردمانِ در تنگنا قرار گرفته را تصویر کند. سارا به عنوان مادر خانواده با پنهان کردن همان قوطی کوچک خود و نگاه‌های مضطرب‌اش می‌تواند به خوبی حس یک مادر واقعی را به تصویر بکشد. این اتفاق در نگاه ساکن و بدون احساس آن مأمور نروژی که به راحتی به نوشتن نام یهودیان می‌پردازد هم می‌افتد. آن نگاه پر ترس و این نگاه بی‌احساس. همین امر نشان می‌دهد در این فیلم هیچ یک از شخصیت‌ها نادیده گرفته نشده‌اند. حتی زنانی که با فرزندان خود به یک سکانس ورود پیدا می‌کنند هم نگاه‌های واقعی‌ و پر درد و پر ترسی را به تصویر می‌کشند. در واقع این امر هم صحه‌ای بر بازی بسیار خوب تمام بازیگران است و هم نشان‌دهنده‌ی خرده‌پیرنگ‌های مؤثر در مسیر داستان.
«ایریک سوِنسون»، کارگردان این فیلم، با انتخاب پالت رنگی تیره و خنثی، استفاده از نورپردازی‌های کاملاً آگاهانه و با گرفتن بازی خوب از بازیگران خود داستانی ساده اما واقعی را روایت می‌کند که می‌تواند در تمام مدت زمان خود حس درد و ترس ناشی از ناآگاهی از ندانستن اتفاق بعدی را به ما منتقل کند. حتی با اینکه ما می‌دانیم قرار است چه اتفاقی رخ دهد. هوشمندی سونسون اما با سکانس پایانی خود بیش‌از‌پیش نیز نشان داده می‌شود. آنجا که دیگر تصویر هم نمی‌تواند حرف بزند و جنایت بزرگ رخ داده شده را نشان دهد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟