دنیایی کوچک و عاشقانه همچون پورتو ریکو
پورتو ریکو نه کشوری مستقل و نه یک ایالت در ایالات متحده است. زبان این جزیره انگلیسی و اسپانیایی است. اسپانیاییها با تبختر به این مردمان مینگرند و آنها را مردمانی زیر یوغ کشور عمو سم میدانند. از آنسو ایالات متحده نیز همچون بسیاری از اهالی آمریکای لاتین با این مردمان برخورد میکند. آنچه در فیلم جدید «بتی کاپلان» میبینیم تلفیقی از این جنگ درونی برای استقلال و هویت در کنار عطش انسان برای رسیدن به آرامشی درونی است.
کاراکترهای اصلی فیلم یک استاد دانشگاه و یک دختر چینی هستند. کاپلان سعی دارد این دو را از طریق نامههای رمزی دختر چینی به استاد دانشگاه وارد یک مسیر کند. فیلم با آشفتگیهای ذهنی این استاد دانشگاه که از قضا نویسندهی معروفی در پورتو ریکو هم هست آغاز میشود. او دائم در پی رسیدن به آن انتهای انتزاع ذهنی است و برای خلق اثر جدید خود از این سو به آن سو میرود. کاپلان دختر چینی را برعکس بسیاری از آثار اروتیک تبدیل به دختری اغواگر نکرده است. او زنی است از اجتماع چینیهای مهاجر که باری بس سنگین را روی دوش خود حمل میکند. استاد دانشگاه نیز سعی دارد به این درد پنهان پی ببرد. کاپلان فیلم خود را در همین تعقیبوگریز ذهنی این دو به مخاطب نشان میدهد و اروتیسم در این اثر همچون بخشی از یک رابطه بهتصویر کشیده میشود. حتی در پردهی اول کاملاً غیر مستقیم وارد آن عشق افلاطونی میشویم. اما برای تنیدن تن در تن همهچیز باید کامل باشد. درست در همین جاست که این فیلم فرسنگها دورتر از آثار مشابه در سینمای اروتیک است. در این فیلم قصه، تلاش کاراکترها برای کشفوشهود دنیای پیرامون، رنج و در نهایت سرگشتگی را میبینیم. از عشق افلاطونی گفتیم و بد نیست این را هم از نظر دور نداشته باشیم که در فیلم با انیمیشنی ساده در میان سکانسها روبهرو هستیم. در این انیمیشن مردی میان دریاست و زنی سوار بر قایق. مرد دائم سعی دارد سوار قایق شود و زن نیز مقاومتی نمیکند. اما با هر موج مرد به درون دریا میافتد. همهی تلاش مرد برای رسیدن به شهر است. او میخواهد با همین زن به شهر برسد. گویی در اینجا شهر مد نظر افلاطون تبدیل به پورتو ریکو برای این استاد دانشگاه شده است. همهی فیلم در باب همین وابستگی به شهر است. این مرد خود را میان این دیوارها و روی این پیادهروها هویتمند میبیند و بههمین سبب زمانی که دختر برای رفتن به لسآنجلس شهر را ترک میکند، او علیرغم فشار روحی هیچ واکنشی نشان نمیدهد.
فیلم جدید بتی کاپلان سرگشتگی کاراکتر اصلی را از آثار قبلیاش گرفته است. اما تفاوت بارز این اثر با آثار دیگر کارنامهی فیلمسازی این کارگردان زن، هویت کاراکترها و جنگ برای حفظ یا بهدست آوردن آن است. دختر چینی، بهعنوان قربانی تجاوز در سنین نوجوانی، در پی یافتن هویت خود در جامعه است. استاد دانشگاه نیز جنگ برای به ثبات رساندن هویت جغرافیایی و انسانی خود دارد. ترکیب این دو چالش تبدیل به فیلم سادهی خانم کاپلان شده است.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.