اکشن بیجان از کارگردانی که اکشن را میشناسد
«مارک سویج» تقریباً یکی از کارگردانهایی است که در اکشنها، دلهرهها و هیجانانگیزهای کمهزینه اما با ساختار خوب فعال بوده است. آثار او یا در ساختار خود خوب یا ضعیف هستند. این کارگردان استرالیایی تقریباً در آثار خود حد وسط ندارد. بهطور مثال فیلم «مضطرب برای کشتن» اثر خوبی بود و مخاطب ژانر هیجانانگیز بهخوبی میتوانست با این اثر کمهزینه ارتباط برقرار کند. اما در مقابل اثری مانند «جادهی تطهیر» دقیقاً نقطهی مقابل اثر قبلی بود. حال این کارگردان در اثر جدید خود قرار است مخاطب را با اکشنی خلوت و عریان مواجه کند.
این فیلم هیچ روایتی ندارد و این را از همان ابتدا بهنمایش میگذارد. عدهای کاراکتر با گونیهایی بر سر به یک طلافروشی هجوم بردهاند و بدون اینکه حتی یک لانگشات از اتفاقات ببینیم، با تیراندازی و کشتار مواجه میشویم. تیراندازیها را در مدیومشاتها و کلوزآپها شاهد هستیم و کات و حضور آنها بیرون یک کلبهی جنگلی. از کل پردهی اول به این نکته پی میبریم که هدف اول و آخر سویج درگیریهای تنبهتن بین کاراکترهاست. او سعی دارد با استفاده از بازیگران اکشن آثار کمهزینه فیلم را در همین مسیر نگاه دارد.حتی برای مخاطب عام سینمای اکشن تماشای این قابهای ساده و بیبخار قابل تحمل نیست. این اکشن فیلم محسوب نمیشود و حاوی چند کلیپ درگیری بیش نیست. اینکه در یک اثر اکشن فقط چند نمای ساکن زیبا، آن هم از طبیعت و خورده شدن یک جسد توسط کرمها یا لانگشاتی از یک گوزن، تبدیل به نماهای ماندگار فیلم شوند نشان از اشکال در تمام ارکان اثر دارد. کاراکترهایی که از همان ابتدا محو هستند. بهطور مثال کارکتر «الکس» که در بطن ماجرا قرار دارد و تا انتهای فیلم هیچ لایهی دیگری در شخصیتپردازی او وجود ندارد. نمیتوان از دیدن چند نما که الکس را کنار یک پسر بستری روی تخت نشان میدهد به درد او پی برد یا دیالوگهای یک کاراکتر در مورد پیوند کبد نمیتواند رنجی را که او تحمل میکند بهتصویر بکشد.
آثار اکشن همیشه لایهی پنهانی از وابستگی یا فقدان را در خود دارند و همینها موتور محرک قهرمان داستان برای انجام اعمال متهورانه است. این رنج و این تهور در کاراکتر الکس نمایان نمیشود. صحنههای درگیری تنبهتن او با کاراکترها دیگر بیشتر شبیه کلیپهای یوتوبی اساتید دفاع شخصی است. کارگردان حتی زاویههای دوربین در صحنههای اکشن را رعایت نکرده است. در این صحنهها فقط شاهد چند لو-انگل و مدیومشات هستیم که در آنها دو کاراکتر همچون کلیپهای آموزشی در حال نمایش یک درگیری ساختگی هستند. فیلم جدید مارک سویج در هیچ قابی از خود نشانی از یک اثر اکشن ندارد. روایت او منفعل آغاز میشود، ساکن میماند و بدون تبلور هیجان در مخاطب به پایان میرسد. باید دید این کارگردان صفر و صدی در اثر بعدی خود بهسراغ کدام ژانر دلخواهاش خواهد رفت. مارک سویج کارگردانیست که میتواند با کمی تأمل روی روایت خود، آثاری به مراتب بهتر و قابل تحملتر روی پرده ببرد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.