پوستر فیلم شانس

ما با گذشت از بدشانسی‌ها خوش‌شانس شدیم

شانس
Luck
محصول ۲۰۲۲ – اسپانیا، ایالات متحده
امتیاز ۲
نویسنده سارا

«سم» به تازگی ۱۸ساله شده و باید آپارتمان مخصوص دختران بی‌سرپرست یا همان یتیم‌خانه را ترک کند. سم اضطراب دارد و تصور نمی‌کند بتواند به تنهایی زندگی مستقلی داشته باشد، اما او مجبور است این‌ زندگی را آغاز کند. او در روز اول زندگی جدیدش اما مدام با بدشانسی روبه‌رو می‌شود تا اینکه شب‌هنگام بعد از اینکه شام‌اش را با یک گربه‌ی سیاه تقسیم می‌کند، شانس به او رو می‌آورد.
ساخت انیمیشن همواره این امکان را به سازندگان‌اش می‌دهد تا دنیایی نو و خارق‌العاده را بسازند و با شناساندن آن مخاطب را درگیر دنیا و شخصیت‌های قرار گرفته در آن کنند. در این‌گونه داستان‌ها همانقدر که شخصیت‌ها و ارتباط با آنها اهمیت دارند، درک دنیای جدید و ارتباط با آن نیز مهم است. شاید حتی مهم‌تر است، زیرا عدم ارتباط با دنیای خلق شده می‌تواند باعث عدم ارتباط با کل واحد مجموعه شود. به همین دلیل هم انیمیشنی مانند «پسران بد» که بدون توجه به دنیای خود فقط می‌خواهد روایتی از شخصیت‌های‌اش داشته باشد، نمی‌تواند مخاطب را به درک خود حتی نزدیک کند. در دیگر سوی در انیمه‌ای چون «حباب» هم بدون شناخت شخصیت‌ها دنیای خارق‌العاده‌ی خلق شده، حیف شده است. حال انیمیشن «شانس» این شانس را دارد تا با خلق دنیایی نو و شناخت هر چه بهتر کاراکترهای خود روایتی جذاب را برای مخاطب داشته باشد. اما نه روایت و نه حتی دنیای خلق‌شده‌ی این انیمیشن نمی‌تواند پتانسیل نهفته در خود را نمایان کند.
انیمیشن «شانس» به آهستگی مسیر خود را آغاز می‌کند و خیلی زود تکلیف روایت‌اش روشن می‌شود. دختری جوان به دنبال گربه‌ای سیاه، «باب»، وارد دنیای شانس می‌شود تا درباره‌ی‌ شانس‌های بد و خوب بیشتر بداند. دنیایی که در برابر سم قرار می‌گیرد از همان ابتدا جذاب است، اگرچه نمی‌توان تأثیر دنیاهای انیمیشن‌های قدیمی‌تری چون «بازگشت گربه»، محصول ۲۰۰۲، را در آن نادیده گرفت، اما سادگی این دنیا و تصاویر خلاقانه‌ی آن می‌تواند درک این دنیا را برای مخاطب هدف خود که نوجوانان هستند، آسان کند. این دنیا اما کامل نیست و ما فقط می‌توانیم تنها شخصیت‌هایی که در آن زندگی می‌کنند و نحوه‌ی جابه‌جایی در آن را ببینیم. هرگز این انیمیشن وارد عمق کاری که این دنیا قرار است انجام دهد نمی‌شود. تنها چند لپرکان درحال تمیز کردن سکه هستند و یک خوک نیز دستگاهی ساخته که شانس‌های خوب و بد را در هم ادغام می‌کند. مابقی این دنیای بزرگی که خلق شده است و این همه موجودی که در آن قرار گرفته است چه کاری انجام می‌دهند و چرا در آنجا هستند؟ این انیمیشن هرگز به این مسئله توجه نمی‌کند و تمام تمرکز خود را بر ماجرای سم و باب قرار می‌دهد. همین امر نیز باعث شده داستان این دو نفر بدون ایراد تا آخر در یک دومینوی با منطق روایی پیش رود. شخصیت‌های در مسیر داستان هم تا آنجا که نیاز بوده پرداخته شده‌اند تا پایان روایت با این پرداخت‌ها کاملاً منطقی دیده شود.
انیمیشن «شانس» تمام المان‌های لازم برای ایجاد روایتی ناب را در خود داشت، اما تنها چیزی که در آن وجود نداشت کمی شهامت برای شاخ‌وبرگ دادن به داستان بود. کارگردان این انیمیشن، «پگی هولمز»، در دومین اثر خود نشان داد که ذهنی خلاق برای پرورش دارد. او اگر بتواند شهامت خود را در این خلاقیت ادغام کند قطعاً می‌تواند در آینده داستان‌هایی بهتر و پخته‌تر را تصویر کند که مخاطبان در هر سنی را مجذوب خود کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟