پوستر فیلم کارتر

اکشنی که فرم آن بیش از روایت چشم را درگیر می‌کند

کارتر
Carter
محصول ۲۰۲۲ – کره‌ی جنوبی
امتیاز ۲.۵
نویسنده مصطفی ملکی

طی دو سال اخیر دو فیلم سکانس-پلان از ژاپن و ایالات متحده را در دو ژانر اکشن و دلهره مرور کردیم؛ «موساشی: سامورایی دیوانه» و «آن‌ها که رها کردند». هر دو فیلم بدون حتی یک برش لوکیشن تغییر می‌دادند و خط روایتی بسیار سخت داشتند. هر دو اثر نیز مربوط به سینمای مستقل بودند. اما در سینمای جریان اصلی شاید مهم‌ترین مثال «طناب» هیچکاک بوده است. هیچکاک در آن فیلم به‌سبب محدودیت در حلقه‌ی فیلم مجبور به چند برش در پشت مبلمان یا هنگام حرکت پن‌های شلاقی شد. حال در سال ۲۰۲۲ کارگردان کره‌ای، «جونگ بیونگ-گیل»، با استفاده از همین فرم اکشنی تمام‌عیار را روی پرده برده است.
دوربین بیونگ-گیل از همان ابتدا قرار نیست جز چرخش و تغییر دوربین زاویه‌ای دیگر داشته باشد. ویروسی همه‌گیر که باعث توحش در کره‌ی جنوبی و کره‌ی شمالی شده است توسط دختر یک محقق می‌تواند درمان شود. گروهی از مأموران سیا به درون هتلی هجوم می‌برند و فردی بیهوش‌شده روی تخت را با نام «کارتر» پیدا می‌کنند. دوربین از همین نقطه با کارتر همراه است. افتتاحیه‌ی فیلم ما را به‌یاد فیلم «موساشی: سامورائی دیوانه» می‌اندازد. موساشی در آن فیلم سکانس-پلان با ۵۰۰ نفر جنگید و شمشیر زد. کاراکتر کارتر نیز در افتتاحیه‌ی فیلم با چیزی حدود ۱۰۰ نفر درگیر می‌شود و دوربین بدون هیچ برشی فقط می‌چرخد، بالا می‌رود و در همین فرآیند لوپ خشونتی عریان را به نمایش می‌گذارد. اما در کمال تعجب سکانس بعدی وجود ندارد و ضربآهنگ فیلم را فقط حرکت دوربین مشخص می‌کند و نه چیز دیگری. دوربین به‌دنبال کارتر پیش می‌رود. کارگردان جایی که دیگر جز برش نمی‌توان جهت را عوض کرد از چند راه‌کار استفاده می‌کند؛ یکی از آن‌ها انتقال دوربین است که روی یک نما انتقال دوربین را انجام می‌دهد و فیلم مسیر خود را پیش می‌گیرد. راه‌حل دیگر او در نماهای ایستا است که با یک مکث دهم ثانیه‌ای، مثلاً روی در، همان نما را از پشت در ادامه می‌دهد. برش‌های او هیچ‌گاه قاب را تغییر نمی‌دهند.
شاید رسانه‌های متبوع اکشن‌های هالیوودی اصلاً توان تماشای چنین اکشنی را نداشته باشند. فیلم بدون هیچ مکثی فقط به پیش می‌رود و هیچ نمای لایی وجود ندارد. طی ۲ ساعت و ۱۴ دقیقه، مخاطب فقط تعقیب‌و‌گریزی مداوم را می‌بیند. این فیلم تجربه‌ای نو در عرصه‌ی اکشن‌های پردامنه است. کارگردان در فیلم خود از تمام صحنه‌های پرطرفدار اکشن در آثار مطرح این ژانر استفاده کرده است؛ از مأموریت غیر ممکن تا جان ویک و توپ جنگی یا آثاری چون جیمز باند و بورن. اما تفاوت این اثر در همان برش‌ها و زاویه‌های مختلف است. از سکانس‌های هواپیما تا تعقیب‌وگریز موتوری در خیابان و درگیری‌های طاقت‌فرسا با نیروهای مخالف در یک مکان بسته.
بیونگ-گیل همه‌ی فعالیت هنری خود را طی دهه‌ی اخیر در ژانر اکشن قرار داده است؛ از فیلم مستند «پسران اکشن» تا «اعترافات یک قاتل» و «زن شرور» همه‌اش هویتی جز ژانر اکشن ندارند. مسلماً از کارگردان‌های تک‌ژانر جز این تجربه‌های ریسکی انتظاری نمی‌رود. فیلم «کارتر» نیز تجربه‌ی بیونگ-گیل در این عرصه است. درست است که اثر او تجربه‌ای سنگین به‌حساب می‌آید، اما لازم بود یک اثر اکشن را از این زاویه مشاهده کنیم. قاب‌های او در نقاطی دچار ضعف‌هایی می‌شود و این ضعف‌ها برای یک اثر پیشرو دور از انتظار نیست. اینکه سایه‌ی دوربین در لحظات آفتابی روی آسفالت پدیدار می‌شود یا اینکه زخم روی دست «هانا» در ادامه‌‌ی فیلم وجود ندارد و آن سقوط موفقت‌آمیز از هواپیما، هیچ‌کدام دلیل بر رد آوانگارد بودن این اثر نمی‌شوند. کارگردان کره‌ای بسیار خوب از عهده‌ی این مارجراجویی برآمده است و مخاطب سینمای اکشن را در برابر ۲ ساعت و ۱۴ دقیقه اکشنی قرار داد که به او فرصت نوشیدن یک جرعه آب هم نمی‌دهد. باید دید این تجربه‌ی متهورانه‌ی سینمایی کارگردان کره‌ای چگونه روی آینده‌ی سینمای اکشن تأثیرگذار خواهد بود.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟