پوستر فیلم مسابقه

درون‌مایه‌ی تلخی که تصویر نشد

مسابقه
The Match
محصول ۲۰۲۱ – کرواسی، آمریکا
ژانر درام، ورزشی
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

فیلم «پیروزی»، محصول ۱۹۸۱، روایتی از تعدادی زندانی فوتبالیست در اردوگاه‌های ارتش نازی بود. «جان هیوستون» در فیلم خود از بازیگرانی چون «سیلوستر استالونه» و «مایکل کین» و فوتبالیست‌هایی چون «پله» و «بابی مور» استفاده کرده بود. او روایت را بر پایه‌ی هیجان و عطش مخاطب برای تماشای هنرنمایی این فوتبالیست‌ها و بازیگران معروف به‌تصویر کشیده بود و باید گفت در این راه موفق بوده است. حال «یاکوو سدلار»، کارگردان کروات، به فکر ساخت اثری دیگر با همین درون‌مایه افتاده است. کرواسی در سال ۱۹۹۱ اعلام استقلال کرد و کارگردان کروات برای وصل شدن به جنگ جهانی باید از کانال مجارستان می‌گذشت. پس نباید تعجب کرد که چهره‌ی بازیکنان تیم ملی کرواسی را در این ساختار روایی شاهد باشیم؛ بازیکنانی چون «کواچیچ» و «لوورن». اما حضور این بازیکنان حرفه‌ای فوتبال در این فیلم به‌شیوه‌ای مضحک صورت می‌گیرد و فقط در حد چند روپایی زدن است.
در هر حال کارگردان کاراکتر اصلی خود با نام «لازلو هووراث»‌ را بازیکن حرفه‌ای فوتبال پیش از جنگ جهانی در تیم ملی مجارستان معرفی می‌کند. این کاراکتر همان بازیکنی است که گل پیروزی مجارستان را وارد دروازه‌ی آلمان نازی کرده است و ظاهراً نازی‌ها نسبت به او کینه دارند. طی یک مکالمه‌ی کینه‌جویانه بین او و یک افسر نازی در رستوران، لازلو گرفتار می‌شود و به اردوگاه‌های کار فرستاده می‌شود.
هنرنمایی کارگردان کروات در همین اردوگاه شکل می‌گیرد. او هر کاراکتری را که دل‌اش خواسته چهره‌پردازی کرده و به‌همین دلیل است که برخی کاراکترها همچون به پیک‌نیک‌رفته‌ها هستند و برخی دیگر با سر و پکال خونی دیده می‌شوند. در قاب‌های این فیلم هر چیزی جز اردوگاه جنگی نازی‌ها را شاهد هستیم. کاراکترها حضور دارند تا روند روایت کارگردان به مسابقه‌ی فوتبال برسد. حال اینکه کارگردان چگونه با این قاب‌ها قصد تصویر کردن چنین روایت تلخی را داشته، پرسشی است که که خود او باید پاسخ دهد.
چنین روایت‌هایی نیاز به یک هیجان درونی دارند که این فیلم فاقد آن است. مخاطب ژانر ورزش برای تحریک شدن هیجان خود پای چنین آثاری می‌نشنید. اما کارگردان کروات توانایی برانگیختن هیجان در مخاطب خود را ندارد. کاراکترهای او اسرای جنگی نیستند و بیشتر شبیه افرادی هستند که به پیک‌نیک آخر هفته آمده‌اند. قصه‌ی فیلم توسط پیرمردی روایت می‌شود که بازمانده‌ی این رخداد است. اینکه چرا او تا کنون دهان به بیان این رخداد هولناک نکرده و قرار است برای اولین بار آن را برای نوه‌ی خود تعریف کند هم جای سوال دارد. این مورد نشان می‌دهد که کارگردان فقط به فکر رسیدن روایت به برگزاری آن مسابقه‌ی فوتبال بوده و روایت‌اش دچار هیچ منطقی نمی‌شود. ای کاش کارگردان حداقل از همان ستارگان تیم فوتبال کرواسی در نحوه‌ی به تصویر کشیدن یک مسابقه‌ی فوتبال نظرخواهی می‌کرد. او که تمام توان خود را در فیلم برای برگزاری این صرف کرده، در به تصویر کشیدن یک فوتبال خشن و هیجان‌انگیز هم ناکام مانده است. در نهایت باید گفت که این درام ورزشی فقط پیرنگ خوبی دارد و خود فیلم فاقد استانداردهای یک اثر سینمایی حداقل متوسط است.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟