پوستر فیلم استاد جدید فرقه‌ی کنگ‌فوکاران ۱

از رمل و اسطرلاب تا فرقه‌های نیک و شر؛ سینمای چین و هنگ‌کنگ آثار به‌مراتب قوی‌تری داشته است

استاد جدید فرقه‌ی کنگ‌فوکاران ۱
New Kung Fu Cult Master 1
محصول ۲۰۲۲ – هنگ‌کنگ، چین
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

فیلم‌های «قهرمان»، محصول ۲۰۰۲ چین، و «شینوبی»، محصول ۲۰۰۵ سینمای ژاپن، را در ذهن مرور کنید. در «قهرمان» گروهی از اساتید شمشیربازی در دوره‌ی جنگ‌های داخلی امپراطوری چین قصد کشتن امپراطور لازمی را داشتند که نزدیک شدن به او فقط در ۱۰۰ قدمی امکان‌پذیر بود. در این فیلم با مفهومی چون ایثار برای رسیدن به آن هدف غایی مواجه بودیم که چگونه این سه در یک نفر حلول می‌یابند برای انجام آن کار نهایی. اما در «شینوبی» قضیه کمی فرق داشت. این‌بار امپراطور سعی داشت دو خانواده‌‌ای که قدرت‌های ماورائی را داشتند از صحنه خارج کند و به‌همین سبب آن‌ها را در یک مبارزه‌ی تن‌به‌تن فرسایشی قرار داد. در اثر ژاپنی به‌وضوح تلفیق هنرهای رزمی، عشق، نفرت و در نهایت باز هم ایثار را شاهد بودیم. این دو فیلم را مثال زدم تا به فیلم جدید مشترک سینمای چین و هنگ‌کنگ برسیم. در این فیلم جدید همه‌ی بازیگران مطرح دو کشور در فیلم‌های اکشن-رزمی فراخوانده شده‌اند، بلکه بتوانند افسانه‌ای قابل قبول را روی پرده ببرند.
کارگردان این فیلم از هیچ تلاشی دریغ نکرده تا در سینمای سرگرمی و با صرف هزینه‌ای زیاد اثری چندگانه را مقابل چشم مخاطب قرار دهد. او داستان خود را با روایت راوی از فرقه‌های نیک و شر در هنرهای رزمی و وجود دو شمشیر معروف میان آن‌ها آغاز می‌کند. روایت آن‌قدر ناموزون است که مخاطب همه‌چیز را به سکانس‌ها و پرده‌های بعدی می‌سپارد، بلکه بتواند به درکی نسبی از این فرقه‌ها و کاراکترها برسد. به‌طور حتم هدف کارگردان ساخت اثری چون «قهرمان» نیست. او تنها هدفی که دارد استفاده از تمام پتانسیل بدنه‌ی سینمای اکشن-رزمی و بازیگران مطرح آن است تا بتواند مخاطب را حداقل برای دیدن این بازیگران مطرح جذب کند. از «دانی ین» تا «لوئیس کو» در این اثر پرستاره حضور دارند.
ژانر «ووشیا» به‌ زبان ساده همان ژانر هنرهای رزمی در سینمای چین و هنگ‌کنگ است. این فیلم را به‌طور ساده می‌توان تحت همین ژانر قرار داد. فیلم مملو از قهرمانانی است که هر کدام دارای قدرتی هستند و کارگردان قصد دارد با هر کدام از آن‌ها هیجان بیشتری به اثر خود دهد. اما روایت او چفت‌و بست ندارد. این فیلم همچون خمیری که وا می‌رود نمی‌تواند به یک وحدت موضوعی برسد. کاراکتر اول فیلم که جوانی گمنام بوده و حال قهرمانی بی‌بدیل است، با حضور در هر مکان شیوه‌‌ای جدید از مبارزه را می‌آموزد. شاید مخاطب فارسی‌زبان در سکانسی که «ووجی»، قهرمان فیلم، در حال آموختن ورود به دنیاهاست و در آن با هفت لوح مواجه می‌شود و روی هر لوح دستورات به فارسی سلیس نگاشته شده‌اند، به هیجان بیشتری دست پیدا کند. زمان فیلم و این نگاره‌های رمل و اسطرلابی همانند فاصله‌ی بین این فیلم و رمان «شمشیر آسمان و تیغه‌ی اژدها» است. رمان از سری آثار سبک ووشیا در ادبیات چینی است. این فیلم نیز اقتباسی از روی همین رمان است و به‌نوعی می‌توان گفت برگردان سینمایی آن به‌حساب می‌آید. اینکه چین مرکز نشر فکری ذن است و هنرهای رزمی همچون تای‌چی را در بر می‌گیرد و همه‌ی این‌ها حداقل در این اثر ناپیدا هستند و فقط نامی از آن‌ها می‌شنویم جای تعجب دارد. قابل باور نیست که بخواهیم این اثر را اساطیری بنامیم، اما ردی از این تفکرهای درونی و ذهنی در آن وجود نداشته باشد. پای لنگ این سینما همیشه در همین بخش بوده و از دهه‌ی ۱۹۷۰ فقط برای خوشآیند مخاطب عام جهانی که از موزون بودن حرکات این هنرها لذت می‌برد، ماهیت‌اشان فراموش شد. شاید در چند اثر به این فلسفه‌ی ذهنی و درونی همگام با هنرهای سرگرم‌کننده در سینمای اکشن-رزمی پرداخت شده باشد، اما در بیشتر آثار گرد فراموشی روی آن‌ها ریخته شده است. حال باید دید بخش دوم این فیلم که هم‌زمان با فیلم اول منتشر شده است، چه قاب‌هایی را عرضه خواهد کرد. آن‌چه در بخش اول دیدیم فقط انبوهی از ستاره‌ها در یک قاب و روایتی نیم‌بند بود.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟