پوستر فیلم آبی، دردناک و کشنده

ای کاش شخصیت‌ها کمی هویت داشتند

آبی، دردناک و کشنده
Blue, Painful and Brittle
محصول ۲۰۲۰ – ژاپن
امتیاز ۱.۵
نویسنده سارا

«تاباتا» سعی می‌کند با دور نگه داشتن خود از آدم‌های پیرامون‌اش و نزدیک نشدن به آنها خود را از آسیب دیدن مصون نگاه دارد. به همین دلیل هم هیچ دوستی ندارد و در هیچ کدام از انجمن‌های دانشگاه ثبت‌نام نکرده است. روزی دیدن دختری جوان و صحبت‌هایی که از صلح و تغییر جهان در کلاس انجام می‌دهد توجه تاباتا را جلب می‌کند. «آکیوشی» کمی بعد با نشستن در کنار او در کافه‌تریا با او هم‌صحبت می‌شود و این‌گونه دوستی این دو نفر شکل پیدا می‌کند.
درام‌های تینیجری و نوجوان‌پسند ژاپنی همواره مخاطبان بسیاری داشته‌اند. گاه این مخاطبان فقط نوجوانان هستند و گاه هم جوانان با دنبال کردن دنیای نوجوان‌های این درام‌ها می‌توانند بار دیگر این دوران مهم را تجربه کنند. فیلم «آبی، دردناک و کشنده» اما درامی کاملاً نوجوان‌پسند است و نمی‌تواند جز این گروه سنی گروه دیگری را متوجه خود کند. حتی در توجه مضاعف نوجوانان به این درام نیز شک است، زیرا این فیلم اشکالات داستانی‌ای در خود دارد که نمی‌توان آنها را نادیده گرفت.
مهم‌ترین ایراد این فیلم را باید در تعریف شخصیت‌های داستان آن دانست. شخصیت‌هایی که هرگز به درستی شرح داده نمی‌شوند و همواره برای مخاطب مبهم باقی می‌مانند. تلاش فیلم برای رازآلود کردن روایت خود باعث شده است شخصیت آکیوشی به طور کامل نادیده گرفته شود. ما از او جز دختری شاد که می‌‌خواهد دنیا را تغییر دهد چیز دیگری نمی‌دانیم. این دختر شبیه به دختران نوجوان داستان‌های هالیوودی است که همیشه با صداقت و رفتار درست می‌خواهند بهترین کار را انجام دهند و در نهایت هم قهرمان داستان می‌شوند. حتی سیر دور شدن آکیوشی و تاباتا از هم نیز به درستی نشان داده نمی‌شود. در صورتی که بخش رسیدن این دو نفر به هم و نیز بخش انتقام‌گیری تاباتا شرح خوبی دارد. آکیوشی آیا واقعاً از تاباتا استفاده کرده بود؟ یا او را حقیقتاً دوست داشت؟ چرا مسیر داستان به گونه‌ای شکل پیدا کرد که در نهایت تمام تقصیرها بر گردن تاباتا افتاد بدون اینکه در رفتارهای آکیوشی حتی احتمال ایراد دیده شود؟
از سوی دیگر فیلم «آبی، دردناک و کشنده» نتوانسته است به شخصیت‌های خود ریشه و پیشینه‌ای آشکار دهد. ما هرگز از خانواده‌های این افراد چیزی نمی‌بینم و نمی‌دانیم در چه شرایطی و با چه خانواده‌ای بزرگ شده‌اند. شاید اگر آکیوشی در محیط خانواده‌اش نشان داده شده بود او را بهتر می‌شد شناخت و البته شخصیتی واقعی‌تر هم داشت. حتی ورود شخصیت‌های دیگر نیز در مسیر داستان همین ایراد را دارد و هر کس که وارد مسیر این دو نفر می‌شود همان بی‌هویتی را در آن شاهد هستیم. مانند دختری که موسیقی می‌نوازد و مدام تکرار می‌کند که فردی بدون استفاده است.
انجمنی که آکیوشی و تاباتا راه‌اندازی می‌کنند و پیشرفت می‌کند هم مشخص نیست دقیقاً چه کاری انجام می‌دهد. صرفاً حرف‌ها و کلماتی بزرگ از زبان آنها و در ادامه دیگر اعضای «موآی» بیرون می‌آید که همگی به شعارهای تبلیغاتی شباهت دارند و نمی‌توانند باعث ارتباط مخاطب با کاری که آنها در حال انجام هستند، شوند. اینکه تاباتا و دوست جدیدش در ادامه این اعضا را متکبر می‌خوانند هم همگی بدون نشان دادن اصل رفتارهای این افراد باید فقط از زبان آنها شنیده می‌شد.
اما نکته‌ی مهمی که در این فیلم قابل‌تأمل است این است که آکیوشی و تاباتا زمانی که در کنار هم هستند در محیطی کاملاً دور از جامعه دیده می‌شوند. نه انسان و نه ماشینی در اطراف آنها نیست. آنها در خیابان‌ها و مکان‌هایی راه می‌روند که هیچ‌کس پیرامون‌اشان وجود ندارد. این امر توانسته خاص بودن افکار آرمانی این دو نفر را در تصاویر به خوبی نشان دهد. فیلم «آبی، دردناک و کشنده» با تمام ایرادات داستانی در تصاویر زیبایی‌های بصری دارد و می‌تواند مخاطب نوجوان خود را نسبت به هدف اصلی روایت‌اش، که اگرچه کمرنگ است، کمی به فکر فرو برد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟