پوستر فیلم معجزه

آن بیرون به‌دنبال معجزه نباش

معجزه
Miracle
Miracol
محصول ۲۰۲۱ – رومانی، چک، لتونی
ژانر جنایی، درام
امتیاز ۳
نویسنده مصطفی ملکی

نگاه ساده و تصویر کردن آن سخت‌ترین کار در سینماست. این نگاه ساده را به‌وضوح می‌توان در آثار کارگردان‌هایی چون برسون و اوزو تماشا کرد. آنچه از این سینما برجای می‌ماند آثاری ساده و به‌شدت فرمالیستی با درون‌مایه‌های عمیق انسانی است. سینماگران معاصر نیز در برخی آثار خود سعی دارند همین سادگی را با تمام وجود به‌تصویر بکشند. «بوگدان جئورجی آپتری»، کارگردان رومانیایی، در سومین اثر بلند سینمایی خود سعی دارد همین سادگی را تبدیل به تکه‌های پازل روایتی کاملاً انسانی کند.
فیلم دو پاره است. در بخش اول با یک راهبه در صومعه رو‌به‌رو هستیم که پس از مکالمه‌ای مرموز با یکی از راهبه‌ها و قرض گرفتن تلفن او، به بیرون از صومعه می‌رود. تاکسی منتظر اوست. سوار می‌شود و در بین راه متوجه می‌شویم که این راننده برادر همان راهبه است. «کریستینا» در طول مسیر لباس خود را عوض می‌کند و به بیمارستان می‌رود. در آنجا به مطب متخصص سقط جنین می‌رود. سپس به اداره‌ی پلیس می‌رود و جویای یک افسر پلیس می‌شود. اما باز می‌گردد و با عجله تاکسی می‌گیرد تا دوباره به صومعه بازگردد. نقطه‌ی عطفی که بخش اول را به بخش دوم ارتباط می‌دهد صحنه‌ی تجاوز است. آپتری تا قبل از این صحنه با کلوزآپ و مدیوم‌شات کریستینا را همراه می‌کرد. اما در این صحنه دوربین می‌ایستد و همچون مخاطبی شرمگین به‌دور خود می‌چرخد. چرخش ۳۶۰ درجه‌ی دوربین و بازگشت به نقطه‌ی اول و صداهایی که می‌شنویم و کریستینا همچنان فریاد می‌زند. در بخش دوم همه‌چیز دوباره از صومعه آغاز می‌شود. این‌بار «ماریوس»، بازپرس جنایی، در حال پرسش از راهبه‌هاست. در این بخش فیلم دیگر از یک درام تبدیل به روایتی جنایی می‌شود. ضربآهنگ بالا می‌رود و مخاطب نیز با هر صحنه مضطرب‌تر می‌شود.
اگر پس از پایان فیلم به‌یاد برسون و برگمان افتادید، جای تعجبی ندارد. در اینجا نه با یک باکره، بلکه با انسانی بی‌پناه رو‌به‌رو هستیم که همچون کاراکتر زن «فرشتگان گناه» به صومعه‌ای پناه آورده است. آپتری در این فیلم نگاهی مذهبی ندارد، بلکه در اومانیستی‌ترین جایگاه قرار گرفته است و داستان خود را از آن نقطه روایت می‌کند. فیلم دو پاره از نگاه مضطرب انسان به رخدادهای دنیای پیرامون است. آپتری حتی در مورد فرد متجاوز نیز سعی ندارد خشم مخاطب را برانگیزد. او را همچون انسانی درمانده به‌تصویر می‌کشد و همه‌ی زندگی‌اش را چون عذابی الیم به مخاطب نشان می‌دهد. همان‌گونه که در بالا اشاره شد این فیلم پازلی ساده با تکه‌های بسیار است. فرض کنید پازلی از آسمان آبی با چند ابر سفید و خاکستری قرار است مرتب شود. در عین سادگی، نیاز به تمرکز دارد. فیلم «معجزه» نیز همین پازل ساده و در عین حال پیچیده است. آپتری تمام توان‌اش را برای وام‌دار نگه‌داشتن خود به نگاه برگمان در «چشمه‌ی باکره» و فرم سینماتوگرافی برسون به‌کار بسته است. او همچون برسون مخاطب را وا می‌دارد صدا را بیرون از کادر تصویر تبدیل به تصویری ذهنی کند.
فیلم «معجزه» روایتی از انسان، گناه، انتقام و بخشش است. مخاطب در این فیلم کریستینا را نه همچون یک قربانی، بلکه همچون ناخودآگاه انسان برای کشیدن مرزی میان خشم، صبر، انتقام و بخشش می‌بیند. این ناخودآگاه می‌تواند در هر نقطه‌ای انسان را دچار معجزه‌ای درونی کند. این معجزه فراتر از هر امر بیرونی می‌تواند انسان را در گام بعدی همچنان انسان نگاه دارد. آپتری معجزه را نه در شفای بیمار، بلکه در ذهن انسان جست‌و‌جو می‌کند. او این کلید را در مکالمه‌ی بین راننده‌ی تاکسی و ایوان و در ادامه مکالمه‌ی بین ماریوس و همکارش در اختیار مخاطب قرار می‌دهد. فیلم آپتری تلنگری‌ست وجودگرایانه که انسان خود معجزه‌ است. تجاوز، قتل و هر خشونتی زائیده‌ی انسان است؛ انسانی که شاید در گام قبل از ارتکاب جنایت همچون قدیسی پرستیده می‌شده است.

لینک از سینمادریمینگ

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟