پوستر فیلم درباره‌ی کیارا

کارگردان سرگردان میان سینمای سرگرمی و جشنواره‌ای

درباره‌ی کیارا
A Chiara
محصول ۲۰۲۲ – ایتالیا، فرانسه، ایالات متحده، سوئد
ژانر درام
امتیاز ۱.۵
نویسنده مصطفی ملکی

تفاوت میان سینمای جریان اصلی و جشنواره‌ای سال‌هاست به یکی از مناقشه‌های میان سینماگران و سینه‌فیل‌ها تبدیل شده است. معمولاً آثاری که با نگاهی متفاوت‌تر به مقوله‌های انسانی می‌نگرند در جشنواره‌ها هواخواه زیادی دارند. به‌طور مثال فیلم «تیتان» را که برنده‌ی نخل ظلای کن سال گذشته شد به‌یاد بیاورید. بسیاری از توجیه‌کنندگان این اثر ضعیف دائم سعی داشتند آن را به فرامتن وصل کنند و از طریق مقوله‌های فراجنسیتی این اثر را توجیه کنند. در مرور فیلم «شیطان وجود ندارد» ‌بیشتر به مناسبات جشنواره‌ها و سینماهای مهجور خواهیم پرداخت. اما فیلم جدید آقای «جوناس کارپینیانو» با همین رویکرد جشنواره‌ای قرار است ما را به دنیای دختری نوجوان ببرد.
مافیا با همه‌ی اقشار جامعه‌ی ایتالیایی آمیخته شده است. نمونه‌های بسیاری از سرک کشیدن مافیا به ورزش و به‌خصوص فوتبال را همه می‌دانیم؛ از یوونتوس و خانواده‌ی آنیلی تا قضیه‌ی کالچوپولی و شاید مارادونا و شهر ناپل. در سینما نیز هر کارگردانی در هر دوره‌ای سعی کرده از نقش پررنگ مافیا در جامعه‌ی ایتالیایی بگوید.
تنها نقطه‌ی قوت فیلم آقای کارپینیانو در زاویه‌دید آن است. این فیلم از زاویه‌دید دختری ۱۵ ساله با نام «کیارا» روایت می‌شود. او پرده‌ی اول را به‌گونه‌ای طراحی کرده که مخاطب در معرض یک خانواده‌ی ۵ نفره‌ی ایتالیایی شاد قرار می‌گیرد. کیارا دختری در اوج دوره‌ی نوجوانی خود است. با دوستان‌اش سیگار می‌کشد، مشروب می‌خورد و در شهر هیچ پسری حتی به خود اجازه‌ی هم‌کلامی با او را نمی‌دهد. اما با این وجود کاملاً تحت نظارت خانواده‌ی خود است و با هر گام اشتباه توسط پسرعموهای خود مؤاخذه می‌شود. کیارا در این بین نماهایی را می‌بیند که طی آن پدر یا پسرعموهای‌اش در حال مراوده با افرادی مشکوک هستند. کارگردان همه‌ی اتفاقات فیلم را از زاویه‌دید کیارا می‌بیند و سعی دارد او را به‌نوعی کشف‌و‌شهود برساند. مشکل اصلی فیلم درست از همین شروع کشف‌و‌شهود دختر ۱۵ ساله‌ی قصه‌ی آقای کارپینیانو آغاز می‌شود. کاراکتر کیارا در پرده‌ی دوم آن‌قدر سرکش و متمرد می‌شود که حتی کارگردان هم کنترل خود را روی او از دست می‌دهد. حتی فرم تصویری و دوربین روی دست و تک‌شات‌های زیبا هم نمی‌تواند این سرکشی را مهار کند.
از نظر کارگردان، این کاراکتر قرار است انتهای ماجرای زن بودن در شهری مردسالار و جرم‌خیز را تجربه کند و در انتها مسیرش را تغییر دهد و گذشته را پشت سر بگذارد. اما آیا کیارا در این قصه می‌تواند به چنین کشف و‌شهودی برسد؟ اگر فیلم رئالیستی است که باید گفت آن‌قدر مسیرهای سخت سر راه برای او آسان می‌شود که از آثار سینمای سرگرمی هم گذر کرده است. کارگردان گویی کیارا را در هاله‌ای محافظت می‌کند. کیارا به‌سادگی به درون پناهگاه پنهان پدر سرک می‌کشد. در زمانی که از دست مأموران تأمین اجتماعی گریخته، به‌راحتی رفت‌و‌آمد می‌کند و در نهایت پس از دیدن کار پدر با خلأیی سه ساله مواجه می‌شویم. حال او در خانواده و شهری دیگر تولد ۱۸ سالگی خود را جشن می‌گیرد. مخاطب در طول ۱۲۷ دقیقه رفت‌و‌آمدهای بی‌منطق این کاراکتر را در یک موش‌و‌گربه‌بازی برای یافتن پدر شاهد است و در انتها نمی‌داند کیارا با کدام منظق به این درک از زندگی رسیده است. کارگردان قادر نیست خواهر کیارا را تبدیل به نقطه‌ی مقابل او کند و فقط در سکانس ماشین سکوت حاصل از پختگی جولیا در برابر تمرد کیارا قرار می‌گیرد.
کیارای متمرد در این قصه پرداخت نشده است و نمی‌تواند آن نوجوان در مواجهه با سیاهی و ناکامی را به‌تصور بکشد. کارگردان جوان ایتالیایی شاید در درون‌مایه ایده‌ای خوب را مطرح کرده، اما در پرداخت این ایده کمیت‌اش لنگ است. فیلم «درباره‌ی کیارا» پرده‌ی اول زیبا و کاملاً سرشار از زندگی دارد اما در ادامه‌ی خود حفره‌هایی دهان‌گشاد دارد که قادر به پر کردن آن‌ها نیست.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟