وقتی کارگردانی تازهکار در کنار یک نویسندهی مبتدی قرار میگیرد
در یک منطقهی جنگلی در شمال سنتپترزبورگ مردم برای سه دهه ناپدید میشدند. در اکتبر ۲۰۱۷ گروه نجاتی بعد از شنیدن خبر گم شدن یک پسر نوجوان سعی در پیدا کردن او در این جنگل کردند. همراه با این گروه نجاتِ چهارنفره یک خبرنگار نیز برای پوشش چگونگی عملیات با آنها همراه بود. آنها کار خود را آغاز کردند، اما دیری نگذشت که اتفاقاتی عجیب شروع به رخ دادن کردند.
داستانهای محلی و افسانههای فولکلور هر کشوری میتوانند سوژههای خوبی برای ساخت فیلمهای ترسناک باشند. تا کنون نیز از این دست فیلمها کم ساخته نشده است. ما هم فیلمهای مختلفی از کشورهای آسیای شرق و جنوبشرق، آفریقا و آمریکای جنوبی را مرور کردهایم. حال قرار است فیلمی از کشور روسیه را با سوژه قرار دادن یک داستان محلی مرور کنیم. در سال ۲۰۲۰ بود که فیلم «بابا-یاگا: وحشتِ جنگل تاریک» را از این کشور مرور کردیم. این فیلم که از تصاویر زیبایی برخوردار بود توانسته بود با همین تصاویر وحشت و ترس یک فیلم ترسناک و پرهیجان را به بینندهی خود القا کند. آن رنگهای قرمز و کلافهایی نخی که همهچیز را در هم گره میزدند به خوبی میتوانستند حس وحشت و تنگنا را ایجاد کنند. این فیلم یک ایراد داشت و آن هم عدم توجه به شخصیتهایاش بود، اما با این حال میتوانست مخاطب علاقهمند را متوجه خود کند.
داستان فیلم «بیوه» اما نه روایتی هیجانانگیز دارد و نه حتی تصاویرش میتواند بیننده را مشتاق به دیدن خود کند. افتتاحیهی این فیلم از جای خوبی آغاز میشود. گروه نجاتی سعی میکنند فردی که پایاش زخمی است را نجات دهند. آنها در غاری تاریک گرفتارند که حس تنهایی و ترس را میتواند به خوبی القا کند. در ادامه گم کردن مسیر و گیر کردن یکی از آنها در میان دیوارهای تنگ نیز تعلیق لازم برای مخاطب را ایجاد میکند. حتی گم شدنهای این گروه در جنگل هم تاحدودی در ابتدا میتواند وحشتزا باشد. اما فقط همین. بعد از یک سوم ابتدایی دیگر این فیلم حرفی برای گفتن ندارد. افراد در یک دور باطل گرفتار شده و هر چه سعی میکنند از این دور خارج شوند، نمیتوانند. مسیری خستهکننده و به شدت بیهوده.
این فیلم داستان جذابی ندارد. یک بیوه میخواهد انتقام بگیرد و این کار را هم میکند. نه میتوان جلوی او را گرفت و نه میتوان با کاری خاص از دستاش فرار کرد. شخصیتهای مسیر این بیوه هم برای لحظهای پرداخت نشدهاند. ما هیچ چیز دربارهی این افراد و حتی احساسات آنها نمیدانیم. این فیلم قرار بوده بدون داستانی خاص فقط با ایجاد ترس مخاطب را بترساند که این کار را هم نمیتواند انجام دهد. اینکه نویسندهی فیلم «بابا-یاگا: وحشتِ جنگل تاریک» یکی از نویسندگان این فیلم هم است شاید دلیل خوبی برای عدم پرداخت شخصیتهای داستان باشد. در فیلم بابا-گایا این تصاویر بودند که با هوشمندیِ کارگردان فیلم را نجات داده بودند، اما در این فیلم کارگردان تازهکاری که پیش از این هیچ فیلم بلند یا حتی کوتاهی را نساخته، نمیتواند از پس کم کردن کاستیهای داستان برآید و همهچیز بیهوده تا انتها طی میشود.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.