ریختوپاش برادران روسو که از روایتهای ابرقهرمانی خسته شدهاند
برادران روسو را با آثار پرهزینهی چون «کاپیتان آمریکا» و «انتقامجویان» میشناسیم؛ فیلمهایی که نادیده خود را عیان میکنند. این دو برادر در کنار این آثار ابرقهرمانی وظیفهی تهیهکنندگی برخی آثار اکشن را در چند سال گذشته بر عهده داشتهاند. حال و در سال ۲۰۲۲ اثری جدید از آنها روی پرده رفته است که تمام سعیاشان در این فیلم آن است که بتوانند اکشنی نو به مخاطب ارائه دهند.
این فیلم، برخلاف پیشبینی ذهنی این دو برادر در به نمایش گذاشتن اکشنی نو با بازیگرانی نو، همان روایت نخنما و کلیشهای اکشنهای پر سر و صدای قبلی است. برادران روسو سعی دارند با نگاه به هیتمن، مأمور ۰۰۷ و سری فیلمهای بورن فیلمی نو بسازند. خروجی این تلفیق منجر به خلق کاراکتری با نام «شش» میشود. این مأمور مخفی طی همان رخدادهای نخنما تبدیل به دشمن شماره یک سرویس جاسوسی ایالات متحده میشود.
برادران روسو هنوز در همان خواب آثار ابرقهرمانی هستند و دوست دارند با انتقال شهربهشهر به گوشوکنار جهان سرک بکشند. اگر در پردهی اول با کمی ضربآهنگ ملایم روبه رو هستیم، در پردهی دوم و سوم نهتنها ضربآهنگ به اوج خود میرسد، بلکه روایت هم از دایرهی منطق روایی خود خارج میشود. این دو برادر حتی به روایتی که در پردهی اول مقابل ما قرار میدهند هم پایبند نیستند. آیا آنها میخواستند رابطهی مأمور شش و دختر نوجوان تبدیل به رابطهی «کریزی» و «پیتا» در فیلم «مردی در آتش» نشود؟ اگر چنین قصدی داشتهاند که باید گفت مسیر را اشتباه انتخاب کردهاند. رابطهی مد نظر آنها بین این مأمور مطرود و دخترک نوجوان شکل نمیگیرد. این دو برادر در این فیلم همچنان احساس میکنند که قرار است مرد آهنی در برابر کاپیتان آمریکا قرار بگیرد یا دار و دستهی ابرقهرمانان قرار است دنیا را نجات دهند. منطقی که پشت سکانس درگیری در وین بود با کدام زبان سینمای اکشن قابل استدلال است؟ بد نبود این دو برادر بار دیگر سکانس تیراندازی بیرون از بانک در فیلم «مخمصه» را مرور میکردند. شاید پس از این بازبینی حداقل چنین سکانس مضحکی روبهروی مخاطب قرار نمیگرفت. باز هم باید گفت که این دو برادر اکشن را بد فهمیدهاند. اکشن تینیجری آنها در آثار ابرقهرمانی نمیتواند در منطق آثار اکشن زمینی که مخاطبان متفاوتی دارد جای بگیرد. احتمالاً انتخاب بازیگرانی چون «رایان گاسلینگ» به این دلیل بوده که این دو برادر بتوانند اکشن خود را کمی زمینیتر و معقولتر کنند. اما در برابر او دوباره همان کاپیتان آمریکا، این بار با سبیل، با بازی «کریس ایوانز» قرار دارد. این فیلم حداقل نشان میدهد که این دو زوج مناسبی در برابر یکدیگر نیستند و اینکه چنین روایتهایی برای بازیگری چون گاسلینگ انتخابهای بسیار بدی هستند. در هر حال باید قبول کنیم که هالیوود در برابر ما قرار دارد و بعید نیست بازیگرانی چون گاسلینگ به آثار ابرقهرمانی هم ورود کنند. برادران روسو بهتر است در همان دنیای کاملاً بیمنطق ابرقهرمانی خود سیر کنند. شاید این دو برادر برای دوری از تأثیرگذاری این روایتها روی آثار معقولترشان، باید چند سالی وقفه ایجاد کنند و پس از آن بهسراغ چنین روایتهایی بروند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.