افسانههای کهن چینی به دام افتادهاند
«سان ووکانگ» یا همان «پادشاه میمون» در زیر کوهی زندانی شده است. او با دیدن راهبی از او میخواهد تا نجاتاش دهد. راهب این کار را انجام میدهد، اما کمی نمیگذرد که سان توسط روحی تسخیر میشود. این روح سان را مجبور میکند تا راهب «تانگ» را بکشد. سان اما برای فرار از این کار و درست کردن اتفاقاتی که منجر به رویدادهای زمان حال شده به زمان گذشته و ۳۰۰ سال پیش میرود.
«پادشاه میمون» یک شخصیت معروف افسانهای در چین است. از این شخصیت در داستان «سفر به غرب»، یکی از شاهکارهای ادبی چین حرف زده شده است. پادشاه میمون به دلیل گناهان بسیارش در بهشت از آنجا بیرون رانده میشود، اما یک الهه به او فرصت میدهد تا دوباره به بهشت بازگردد. او باید از راهب تانگ در سفری طولانی محافظت کند و یک بودیسم وفادار شود. سان که در زیر کوهی محبوس شده به کمک تانگ آزاد میشود و در طول مسیرش با ۸۱ نوع آزمایش و سختی روبهرو میشود تا خود را برای بازگشت به بهشت اثبات کند. این داستان و این شخصیت بارها در فیلمهای سینمایی چینی تصویر شده است. حال یا خود داستان اصلی یا شخصیت پادشاه میمون در فیلمها دیده میشوند. فیلم «اشکهای بدون پشیمانی» هم با اقتباس داستان خود از داستان این شخصیت سعی دارد یکی از آزمایشات مسیر پادشاه میمون را نشان دهد.
تا کنون آنقدر از سینمای بیکیفیت چین و ایرادات بنیادی آن صحبت کردهایم که دیگر هر حرفی میتواند تکرار مکررات باشد. فیلم «اشکهای بدون پشیمانی» با همان ایرادات همیشگی باز هم نمیتواند حتی یک داستان منسجم را ارائه دهد. چیزی که از همان ابتدا بیش از همه خود را در این فیلم نشان میدهد تصاویر بیکیفیت و جلوههای ویژهی مضحک آن است. عصای در دست پادشاه میمون همانقدر غیرواقعی دیده میشود که هیولاهایی که به سمت او میآیند. از درخت و کوه و چشمه و تمام دنیایی که به ویژه در نیمهی ابتدایی شاهد آن هستیم هم دیگر نباید حرف زد. همگی آنقدر نقاشی هستند که دیگر نمیتوان ناماش را هم غیرطبیعی دانست، زیرا عملاً تصاویر احمقانه هستند. انگار تمام این تصاویر توسط فیلترهای برنامههای اینستاگرامی ساخته شدهاند. همین دلیل کافی است تا مخاطب نتواند به هیچ عنوان با فضای داستانی ارتباط برقرار کند.
خود داستان اصلی هم مطابق اینگونه فیلمها حرفی برای گفتن ندارد. این شخصیت افسانهای به دام افرادی افتاده که بدون توجه به او فقط میخواهند فیلم بسازند. نیمهی اول با همان سه شخصیت و تصاویری مضحک میگذرد و در نیمهی دوم با ورود شخصیتهایی که هویت ندارند سعی میشود سکانسهایی اکشن در مسیر آن ایجاد شود. این سکانسها هم بنا به همان دلیل عدم استفادهی درست از جلوههای ویژه غیرواقعی دیده شده تا تمام این فیلم نیز مانند مابقی فیلمهای چینی فقط بگذرد. اما باید این نکته را فراموش نکرد که نیمهی ابتدایی این فیلم با داستانی که رگههایی از خلاقیت و حتی منطق روایی در آن دیده میشد، میتوانست با تصاویری بهتر و انسجامی داستانی روایتی جذاب را داشته باشد.
فیلم «اشکهای بدون پشیمانی» بار دیگر نشان داد سینمای چین راهی بسیار طولانی برای رسیدن به سینمای دیگر کشورها دارد. کشوری مانند ژاپن این ادبیات غنی چین را ندارد، اما داستانهای تخیلیای که حالا روایت میکند میتواند ادبیاتی فاخر را برای آیندهگان بسازد. به نظر میرسد اما چین در سال جدید سعی کرده با داستانهایی بهتر مسیر درستی را برای خود انتخاب کند، زیرا چندین فیلم قابلقبول در سال ۲۰۲۲ را میتوان در این سینما مشاهده کرد. باید منتظر بود و دید آیا سینمای چین میخواهد تغییری اساسی در خود ایجاد کند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.