پوستر فیلم شمشیر کور

تلاش چینی‌ها برای گذراندن سالی موفق

شمشیر کور
Blind Sword
محصول ۲۰۲۲ – چین
ژانر اکشن
امتیاز ۱.۵
نویسنده مصطفی ملکی

سینمای بدنه‌ی چین برای قرار گرفتن در گیشه‌ی جهانی تمام تلاش خود را می‌کند. در مرورهای گذشته بارها تکرار کردیم که این تلاش چینی‌ها منجر به ساخت آثاری بسیار گران و البته در مسیر پروپاگاندای حکومت کمونیستی شده است. از آن سو این آثار به‌لحاظ تکنیک‌های بصری هم قابل قیاس با آثار پر هزینه‌ی هالیوود و دیگر سینماها نیستند؛ استفاده‌ی بیش از حد از جلوه‌های تصویری و ضربآهنگ بسیار تند و تدوین‌های ضعیف که منجر به برش‌های مضحک در صحنه‌های درگیری می‌شود. اما در این میان تلاش برخی کارگردان‌های چینی برای دوباره زنده کردن سینمای رزمی قابل تقدیر است. یکی از این آثار فیلم «شمشمیر کور» است که با روایتی کاملاً کلیشه‌ای در دنیای آثار اکشن-رزمی، مخاطب علاقه‌مند به این ژانر را جذب می‌کند.
فیلم از همان دست روایت‌هایی است که یک جنگجوی نابینا وظیفه‌ی حفاظت از یک فرد یا گروه را برعهده می‌گیرد. کارگردان سعی دارد چهره‌ی کاراکتر اصلی را از همان ابتدا در نظر مخاطب مرموز تصویر کند. باید گفت که در این مسیر موفق هم می‌شود. مخاطب سینمای اکشن-رزمی در دنیای شلوغ آثار چینی، بی‌صبرانه منتظر چنین قصه‌هایی است؛‌ قصه‌هایی که قهرمان‌اش همین‌قدر مرموز و در عین حال شکست‌ناپذیر باشد. ناخودآگاه مخاطب این ژانر سینمایی با چنین درون‌مایه‌ای آمیخته شده است.
اما کارگردان همان‌قدر که سعی دارد روی خشونت، صحنه‌های اکشن و برانگیختن هیجان در مخاطب متمرکز شود، جنبه‌های تکنیکی اثر را فراموش کرده است. جلوه‌های ویژه در این اثر مخاطب را به‌آنی از قصه دور می‌کند. طراحی لباس‌ خوب فیلم و میزانسن‌های هوشمندانه‌ی کارگردان تحت‌الشعاع ضعف در جلوه‌های ویژه است. به‌طور مثال صحنه‌های شکنجه‌ی کاراکترها مختلف بسیار دور از توصیف کاراکترهاست؛ چگونه می‌شود کاراکتری که تیرهای کمان همگی به شکم او برخورد کرده‌اند، در توصیف شکنجه‌اش چنین عنوان شود که تیرانداز با هوشمندی و قساوت مفاصل او را نشانه گرفته است. این ضعف‌های نمایان در ساختار تصویری باعث افت روایت فیلم می‌شود.
ضعف‌هایی که عنوان شد نباید چشم ما را روی قاب‌هایی که خون دارند ببندد. از سینمای چین بستن چنین قاب‌هایی در صحنه‌های درگیری بسیار غیرمنتظره است. اما در این درگیری‌ها واقعاً درگیری بین نیروی خیر و شر می‌بینیم. شاید سینمای چین بهتر است بیشتر و متمرکزتر روی روایت‌های کلاسیک اکشن-رزمی خود و سینمای هنگ‌کنگ کار کند. اگر این سینما قادر باشد ژانرها را تفکیک کند، مخاطب هر ژانری خودبه‌خود به‌سوی این آثار جذب می‌شود. اما مشکل ساختار سینمای چین، تحت کنترل بودن آن است. شاید اگر این سینما فرصت نفس کشیدن داشت، به‌راحتی می‌توانست با سینمای دیگر کشورهای شرق آسیا مانند ژاپن و کره‌‌ی جنوبی رقابت کند. اما در حال حاضر روایت‌های این سینما باید از فیلترهایی بگذرند که خروجی آن‌ها انفعال است. شاید به‌همین سبب است که در مرور ذهنی آثار درام سینمای چین بیشتر با عاشقانه‌هایی سیاسی یا جنگی رو‌به‌رو هستیم تا آثار آوانگارد و پر تنش. در سینمای اکشن-رزمی نیز نیاز به فیلم‌سازانی چون «وونگ کار-وای» است تا با ساخت آثاری مانند «استاد بزرگ» هم مخاطب را دچار حظ سینمایی کنند و هم سینمای بدنه را رونق بخشند. در هر حال بازار مکاره‌ی سینمای چین فعلاً در مسیری قرار نگرفته که بتوان در آن نوعی برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری مدون را شاهد بود.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟