داستانی دیگر از سوپرمن. داستانی که اینبار از نوجوانی و جوانی و دورانی که هنوز سوپرمن آن مردِ قهرمان نشده است، آغاز میشود. «کال-ال» در نوجوانی متوجه نیروهای خود میشود، ولی با توصیهی پدر و مادرش سعی میکند آنها را پنهان کند و موفق هم میشود؛ اما بهقیمت تنهایی و دور بودن از دیگران. با ورود به دوران جوانی و دنیایِ خبرنگاری متوجه میشود این قدرت تا چه میزان میتواند جان انسانها را نجات دهد. پس سعی میکند از این نیروها بهره بگیرد. او هنوز نه لباسی بر تن دارد و نه میداند میراث کریپتونیاش چیست. در واقع این فیلم تلاش سوپرمن برای ایجاد تناسب بین زندگی زمینیاش با نیروهای فرازمینیاش است. شاید کمپانی وارنر با ساخت این فیلم قصد دارد سوپرمنِ جدیدی را طرحریزی کنند و امیدوار است به مدد داستانهایی جدید توجه بسیاری را به خود جلب کند. اما واقعیت امر این است که این فیلم هم به مانند مابقی فیلمهای سوپرمنیست. هیچ اتفاق خاصی در آن رخ نمیدهد و همان جنگهای خستهکننده و حرفهای تکراری دوباره و دوباره زده میشود. امسال اما فیلم دیگری به نام «سوپرمن: پسر سرخ» نیز ساخته شده است که تفاوت عمدهاش با این داستان و داستانهای دیگر این است که سوپرمن، آن شخصِ آمریکایی نیست و تلاشاش برای سروسامان دادن به دنیا با شکستهای بزرگی مواجه میشود و او را از یک ابرقهرمانی که همیشه درست میگوید و درست انجام میدهد دور میکند. این یعنی ایجاد تفاوت و خلاقیتی در روند داستانی؛ یا شاید همان اسطورهشکنی. ولی فیلم پیش روی ما که قرار است «سوپرمن برای فردا آماده شود»، هنوز هم درگیر همان شخصیت قدیمی به مانند لوثر است که قرار است برای میراث کریپتونیاش دردسرساز شود. طبق معمول جنگهای طولانی بین کاراکترها رخ میدهد و فیلم را خسته کننده میکند و مخاطبی که علاقهمند به این دنیاها نیست بههیچعنوان نمیتواند این فیلم را تحمل کند. اما شاید طرفداران سوپرقهرمان بتوانند هنوز تحملاش کنند.
از نکات مهم این انیمیشن میتوان به صداپیشگان آن اشاره کرد: «کوئینتو» به جای لوثر سخن میگوید و برخلاف همیشه که از صداهای خشن و خشدار برای این شخصیت استفاده میشد، این بار صدایِ جوان و واضح و محکم این شخصیت توانسته لوثر را شخصیتی قدرتمندتر جلوه دهد و همین امر تقابلاش با سوپرمن را جالبتر میکند. مزیت دیگر این انیمیشن نوع متفاوت تصاویر آن است. استفاده از یک خط مشکی پررنگ و ضخیم که به آن سایهزنی طلقی میگویند نوع جدیدی از انیمیشن است که بههمراه رنگهای مسطح به کار رفته در انیمیشن، فضای کمیکوار بهتری را به بیننده القا و تماشای اثر را دلنشین میکنند. اما نه صداها و نه تصویر نمیتواند داستانِ خستهکنندهی قهرمانِ تکرارشونده را برایمان نو کند. کمپانی وارنر اگر علاقهمند است -که است- ادامهای برای این داستان بسازد باید چیزی جدید و نو را بهکار ببرد. شاید بار دیگر بتواند شخصیت قدیمی را با دیدی جدید به بینندگاناش عرضه کند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.