نمیخوام در این بازی ببازم
«آسونا»، دختری نوجوان و دبیرستانی، در بیشتر درسهای مدرسه نمرات بالایی دارد. او مدام در مدرسه توسط همکلاسیهایاش ستایش میشود، اما در خانه کسی به او توجه نمیکند. آسونا آرزو دارد برای یک بار هم که شده توسط مادرش ستایش شود. روزی «میسومی»، یکی از همکلاسیهایاش که او هم جزو دانشآموزان برتر است، او را به یک بازی واقعیت مجازی دعوت میکند. آسونا هم که احساس تنهایی شدیدی دارد به این دعوت پاسخ داده و وارد بازی میشود. اما درست در همان روزی که آسونا وارد آنجا میشود روند این بازی مجازی تغییر کرده و تبدیل به یک بازی واقعی میشود، به طوری که بازیکنان آن میتوانند در مراحل آن واقعاً بمیرند.
«هنر شمشیرزنی آنلاین» در ابتدا از سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۸ به صورت یک رمان وب با نویسندگی «رِکی کاواهارا» منتشر شد. کاواهارا از سال ۲۰۰۹ داستاناش را به صورت لایتناول نیز در دست دوستداران خود قرار داد. در سال ۲۰۱۲ چندین رمان اسپینآف از این داستان نوشته شد. سریالها، انیمیشنهای بلند و بازیهای ویدئویی دیگری هم از روی این لایتناول ساخته شد تا این داستان جذاب به صورت یک مجموعهی کامل سرگرمکننده و پرهیجان مخاطبان بسیاری را متوجه خود کند. در واقع مجموعهی «هنر شمشیرزنی آنلاین» موفقیت تجاری زیادی به دست آورده و رمانهای آن در سرتاسر جهان با نسخههای بسیار فروش رفته است. داستان اصلی این رمان در آیندهای نزدیک رخ میدهد؛ زمانی که دنیای مجازی با دنیای واقعی درهمآمیخته است و تمام اتفاقات دنیای مجازی میتواند توسط انسانهای دنیای واقعی حس شوند. حتی مرگ در دنیای مجازی نیز منجر به مرگ در دنیای واقعی میشود. در این داستان «کیریتو»، به عنوان شخصیت اصلی، تلاش میکند خود را نجات دهد. حضور آسونا، در داستان اصلی، به عنوان دوستدختر کیریتو تلاش او را در این دنیا دوچندان هم کرده است. دنیایی که کاواهارا خلق کرده آنقدر وسیع و جذاب است که میتواند هر بخش آن به صورت داستانی جداگانه دیده و شنیده شود. این دنیا پایهای محکم دارد. همهچیز در آن مشخص است و تکلیف مخاطب با آنچه در برابرش قرار گرفته روشن است. تعریفی که کاواهارا از دنیای خود از همان لحظهی ورود برای ما دارد میتواند به راحتی ما را وارد آن کند، چنانکه ما نیز به عنوان بازیکنان این دنیای مجازی بتوانیم تمام اتفاقات آن را لمس کنیم. وقتی دربارهی ساختن یک دنیا حرف میزنیم از اینچنین دنیایی میگوییم. حال مقایسه کنیم این دنیای پر از خلاقیت را با دنیاهایی که در هالیوود و کمپانیهای غیرژاپنی ساخته میشوند.
اسپینآف «روبهرشد» با ایجاد داستانی نو توانسته است مسیر روایت خود را از شخصیت اصلیاش، کیریتو، به سمت آسونا تغییر دهد. شخصیت «میتو» یا همان میسومی نیز در این داستان کاملاً جدید است و در دیگر روایتهای آن دیده نمیشود. همین امر این داستان را متفاوت از دیگر داستانهای آن کرده است. انیمههای ساخته شده از روی رمانهای کاواهارا همگی وفادار به متن هستند، در نتیجه آنچه ما در انیمهی «تکخوانی شب بیستاره» میبینیم دقیقاً همان است که در رمان آن نیز دیده میشود. داستان ناب این انیمه هم باعث شده تماشای آن بدون دیدن دیگر انیمهها ممکن شود. این انیمهی بلند بر اساس کتاب اول «هنر شمشیرزنی آنلاین: روبهرشد» ساخته شده و با توجه به تعداد هشت قسمت آن باید ادامهدار هم باشد. در این انیمه آسونا و دوستاناش تنها میتوانند یک طبقه از صدطبقهی بازی را پشت سر بگذرانند به همین دلیل برای پایان آن به زمان زیادی نیاز دارند.
انیمهی «تکخوانی شب بیستاره» به عنوان اولین انیمهی بلند از سری انیمههایی که قرار است ساخته شوند بیشتر المانهای لازم برای ورود به یک مجموعه داستانی را در خود دارد و میتواند ما را به خوبی جذب کند. شرح کامل فضای داستان، پرداخت خوب شخصیتها، ایجاد ارتباط درست میان ما و کاراکترها، تصاویری پویا و شفاف و موسیقیای که بر روی تصاویر نشسته است همگی باعث شده ما به عنوان مخاطب کنجکاو دیدن قسمت دوم این داستان خلاق باشیم. اگرچه من تصور میکنم پتانسیل این دنیا در این قسمت کمی نادیده گرفته شده است، اما با این روند نسبت به قسمتهای بعدی آن خوشبین و امیدوار هستم.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.