خانوادهی بلچر در اپیزودهای کوتاه جذابترند
خانوادهی بلچر برای نگه داشتن رستوران خود و پرداخت وام هفت روز مهلت دارند. اما زمانی که گودالی بزرگ در برابر رستوران آنها ایجاد میشود، ورود مشتریان به آنجا دچار مشکل میشود. در نتیجه هر یک از اعضای خانوادهی پنج نفرهی بلچر تلاش میکنند کاری انجام دهند تا از بسته شدن رستوراناشان جلوگیری کنند.
ایالات متحده هر چه در ساخت انیمیشنهای کودکانه لنگ بزند در ساخت انیمیشنهای بزرگسالانه موفق است. انیمیشنهایی که میتواند مخاطب خاص بزرگسال خود را نشانه گرفته و بر مبنای خواستههای آنها داستانهایی کوتاه و جذاب را ارائه دهد. «سیمپتونها» به عنوان یکی از قدیمیترین انیمیشنهای بزرگسالانه و سیتکامهای مشهور که هنوز هم کارش را از سال ۱۹۸۹ ادامه میدهد کاملاً شناخته شده است. انیمیشن «برگرهای باب» از سال ۲۰۱۱ کار خود را آغاز کرده و توانسته آن جذابیت و اصالت یک داستان ناب و کمدی را داشته باشد. در این انیمیشن خانوادهی بلچر متشکل از «باب» و «لیندا» به عنوان مادر و پدر و «لوئیس»، «تینا» و «جین» به عنوان فرزندان با اتفاقات گوناگونی روبهرو میشوند و ماجراجوییهای طنز و جذابی را ایجاد میکنند.
در انیمیشن بلند تازهی این خانواده که البته به دلیل همهگیری ویروس کووید دو سال برای انتشار انتظار کشید، این فرزندان هستند که بیشتر زمان داستان را به خود اختصاص میدهند. آنها در ابتدا با فانتزیهای عجیب و در عین حال خندهدارشان و سپس برای تلاشاشان در حل پروندهی قتل دیده میشوند. در اینجا ما با پیرنگ داستانی منسجم و هدفمندی روبهرو هستیم که توانسته با تلاش قسمت کمیک و طنز خود را به مانند سریالاش محکم و ثابت نگه دارد. طنازیها و کنایههایی که همواره شخصیتها به زندگی و رفتارهای انسانی میزنند یکی از آن نقاط قوتی است که میتوان در این انیمیشن نیز آن را دید.
شخصیتهای شکلگرفته در سریال هم حالا بدون نیاز به شناسانده شدن تنها کافی است در این انیمیشن بر رفتارهای خود تمرکز کنند و مسیر داستان را پیش ببرند. در این بخش اما روایت نتوانسته آن وجه عمیق شخصیتهای خود را بروز دهد و تنها به افکاری سطحی و حتی گاهی بیاهمیت آنها توجه کرده است. در واقع عدم توجه به کاراکترهایی که در گذشته و سریال هویت پیدا کردهاند در اینجا باعث شده است این افراد حیف شوند و ما هر بار که با آنها روبهرو میشویم منتظر شنیدن حرفهای بزرگتر و رفتارهایی عمیقتر از آنها باشیم.
اما این انیمیشن یک مشکل بزرگ و اساسی دیگر هم دارد. ما انیمیشن «برگرهای باب» را یک موزیکال دلچسب میدانیم که با توجه به آهنگها و ترانههای سریالاش حتی آلبوم موسیقی آن نیز شکل گرفته است، اما در اینجا آنچه شنیده و دیده میشود موسیقیهایی سست و کمجان هستند که هرگز نمیتوانند شخصیتهای پرمعنا و اتفاقات طنز روایت را پوشش دهند. ما در این انیمیشن تنها سه یا چهار آهنگ و ترانه را میشنویم که به نظر میرسد همانها هم به اجبار در داستان جای گرفتهاند. در صورتی که سریال اصلی با موسیقیهایاش بیش از دیگر اتفاقاتاش شناخته شده است.
«لورن بوچارد»، خالق این خانواده در گذشته، یکی از کارگردانان این انیمیشن بلند هم است. از او که میداند چگونه کاراکترهایی را ساخته و از آنها چه میخواهد، باید بیش از این توقع داشت و خواهان موزیکالی بهتر و حتی کمدیتر از او بود. شاید او در ساخت روایتهایی اپیزودیک و کوتاه بهتر عمل میکند تا روایتهایی که به زمانی طولانیتر نیاز دارند. باید دید آیا بوچارد در آینده باز هم دست به ساخت داستانهایی بلند میزند تا آنگاه دربارهی کارهای او نظری قابل اطمینانتر داد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.