پوستر فیلم معلم‌های دیوانه‌ی عالی

داستان‌های آشفته که با بازیگران بااستعداد کمی رنگ می‌گیرند

معلم‌های دیوانه‌ی عالی
Crazy Awesome Teachers
Guru-Guru Gokil
محصول اندونزی – ۲۰۲۰
ژانر کمدی
امتیاز ۱
نویسنده سارا

«طاعت» تمام زندگی خود را در زیر سایه‌ی پدر گذرانده است. او که در روستایی زندگی کرده که پدرش معلم زبان اندونزیایی بوده همواره به عنوان پسر یک معلم دیده شده و هرگز شخصیتی مستقل نداشته است. به همین دلیل هم وقتی بزرگ می‌شود به سرعت خانه و روستای‌اش را رها کرده و برای داشتن شغلی متفاوت و دیدن دنیا به سفر می‌رود. او به مدت ده سال هر کاری انجام می‌دهد تا آن شغلی را که باید بیابد، اما در نهایت با دستان خالی به خانه بازمی‌گردد و این بار ناچار برای داشتن درآمد به عنوان یک معلم جانشین در همان مدرسه‌ای شروع به تدریس می‌کند که پدرش سال‌ها تدریس کرده است.
تا کنون نتفلیکس را به عنوان تهیه‌کننده‌ی فیلم‌های کشورهای آسیایی یا اروپایی بارها دیده‌ایم. تهیه‌کننده‌ای که تلاش می‌کند کارگردانان و فیلم‌سازان همراه خود را شبیه به آنچه خود می‌خواهد کند. این‌که این کمپانی بنا به خواسته‌های خود به فیلم‌سازان‌اش اجازه نمی‌دهد پا را فراتر از یک چهارچوب‌های خاص بگذارد یکی از بزرگ‌ترین ایرادات آن محسوب می‌شود، با اینکه در کنار این ایراد مزیت‌هایی را هم دارد که مهم‌ترین آن امکان دیده شدن این افراد در یک گستره‌ی جهانی است. این بار نتفلیکس به کشور اندونزی سر زده و به کارگردانی مهجور این اجازه را داده است که دیده شود.
فیلم «معلم‌های دیوانه‌ی عالی» خط داستانی اصلی‌ای ندارد و این بزرگ‌ترین ایراد آن است. این فیلم تلاش می‌کند حرف‌های زیادی بزند که هیچ‌کدام را هم به درستی بیان نمی‌کند. فیلم گاهی درباره‌ی رابطه‌ی پدر و پسری حرف می‌زند، گاه نگاه‌های عاشقانه‌ی شخصیت‌ها را دنبال می‌کند، گاه از سیستم آموزشی و در تنگنا بودن معلمان و نداشتن حقوق کافی حرف می‌زند، گاه می‌خواهد از ظلم موجود در یک جامعه و تبهکارانی بزرگ بگوید که امکان پیشرفت تمام مردم شهر را گرفته‌اند و گاه نیز نیم‌نگاهی به آرزوهای یک جوان بلندپرواز دارد. این آشفتگی‌های داستانی باعث شده است روایت نتواند حتی شخصیت‌های اصلی خود را هم به درستی تعریف کند. روند تغییرات طاعت در مسیر داستان آنقدر ناگهانی و سریع رخ می‌دهد که بیننده نمی‌تواند دلیل این تغییرات را درک کند. او که از معلمی متنفر است، به ناگاه این شغل را دوست ‌می‌دارد و دلیلی قانع‌کننده برای تغییر شخصیت‌اش وجود ندارد. حتی شخصیت‌های دیگر نیز همین اوضاع را دارند. معلم زن جوانی که در نهایت عاشق طاعت می‌شود در ابتدا به نظر می‌رسد عاشق فردی دیگر است که این فرد هم خیلی سریع از داستان کنار گذاشته می‌شود و دیگر باز نمی‌گردد.
در این میان تنها دلیل برای دیدن این فیلم بازیگران بااستعداد و هنرمند آن هستند که می‌توانند علی‌رغم داستان آشفته‌ی آن باعث شوند بیننده به دنبال شخصیت‌ها کشیده شود، که البته این اتفاق هم شاید تا نیمه‌‌ی روایت امکان داشته باشد و بعد از آن دیگر این روند داستانی امکان دنبال‌ کردن را هم از مخاطب می‌گیرد و حتی خسته‌کننده می‌شود. بازیگران با موتیف‌های رفتاری خوب خود می‌توانند به بیننده انرژی دهند. «گدینگ مارتن»، در نقش طاعت، با آن حرکات صورت و چشمان پرشیطنت‌ و خنده‌های آگاهانه‌اش بازیگری است که اگر شانس به او روی آورد و بتواند در فیلم‌های بهتری بازی کند، می‌تواند تبدیل به یک بازیگر کمدی مشهور در سینما شود. او می‌داند چگونه مخاطب را به خنده وادار کند حتی با کارهایی که شاید چندان خنده‌دار نباشند. دیگر بازیگران هم با توجه به روایت توانسته‌اند بازی‌های ملموس و قابل‌قبولی را از خود ارائه دهند که اگر پیرنگ داستان و مسیر آن قدرت کافی برای دیده شدن را داشت می‌توانست این فیلم را تبدیل به یک کمدی قوی و پر شور کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟