پوستر فیلم حلقه‌ی زمان

وقتی سفر در زمان یک سوژه‌ی سطحی باشد

حلقه‌ی زمان
TIME LOOP
محصول ایتالیا – ۲۰۲۰
امتیاز ۰.۵
نویسنده سارا

«ریکی» مدتی‌ست در تحقیقات پدرش درباره‌ی سفر در زمان به او کمک می‌کند. آنها تمام مراحل تحقیق و ساخت ماشین زمان را گذرانده‌اند و حالا زمان روشن کردن آن است. ماشین روشن می‌شود، اما در ابتدا به نظر می‌رسد درست کار نمی‌کند. پس ریکی خسته از تلاش‌هایی که انجام داده از آزمایشگاه خارج می‌شود تا نزد دختری برود که عاشق‌اش است. خروج او از آزمایشگاه اما اتفاقات عجیبی را باعث می‌شود.
چندین سال است که ساخت فیلم‌ در باب سفر در زمان و حلقه‌های زمانی رونق پیدا کرده است. فیلم‌‌هایی که عموماً به قصد نگاهی دیگر به زندگی بشر ساخته می‌شوند. در این فیلم‌ها بیشتر انسان و رفتارهای انسانی و اخلاقی مورد توجه قرار می‌گیرند و سعی می‌شود با گرفتار کردن شخصیت اصلی داستان در یک حلقه‌ی زمانی او را نسبت به خود و پیرامون‌اش بیشتر آگاه کند. این فیلم‌ها حتی بدون ارائه‌ی دلایل علمی نیز می‌توانند مخاطب خود را سرگرم‌ کنند. این سوژه آنقدر طرفدار دارد که سریال‌ها را هم تحت تاثیر قرار داده و باعث شده در داستان‌هایی طولانی‌تر روایت سفر انسان در زمان نشان داده شود. شاید بهترین مثال برای درک سفر در زمان و اتفاقات عجیبی که می‌تواند با آن رخ دهد سریال آلمانی «دارک» باشد که در مسیری پرپیچ‌وتاب و گیج‌کننده مخاطب این‌گونه داستان‌ها را مبهوت خود می‌کند. قطعاً مخاطبی که این سریال یا فیلم‌های مشابه دیگر را در این باب دیده باشد، نمی‌تواند فیلم «حلقه‌ی زمان» را شگفت‌انگیز و خاص ببیند. این فیلم برای این افراد تنها یک زنگ تفریح خسته‌کننده است، زیرا علی‌رغم تلاش داستان برای پیچیده نشان دادن اتفاقات خود همه‌چیز قابل‌پیش‌بینی رخ می‌دهد و توانایی متعجب کردن مخاطب را ندارد.
فیلم «حلقه‌ی زمان» جزئیات داستانی پر از ایرادی هم دارد. شخصیت‌های اصلی روایت هیچ‌کدام پرداخت نمی‌شوند و تمام توجه و تمرکز داستان بر روی سفر در زمان است. مثلاً مشخص نمی‌شود پدر ریکی چرا در ابتدا خواهان ساخت ماشین زمان بوده که بعد از ساخت آن می‌خواهد نابودش کند؟ او مگر نمی‌دانسته که اگر ماشین زمان را بسازد و بتواند در زمان سفر کند می‌شود با آن کارهای نادرستی هم انجام داد؟ چرا او بعد از آن همه تلاش به ناگاه متوجه می‌شود که باید این دستگاه را پنهان کند و هیچ حرفی درباره‌ی آن نزند؟ زنی که خود را از طرف دانشگاه برای دیدن آنها معرفی می‌کند چه کسی است و در انتها چه تصمیمی می‌گیرد؟ خود ریکی کیست و چرا و چگونه عاشق شده است؟ تمام شخصیت‌های داستان بدون اهمیت داشتن باید در اختیار هدف اصلی داستان که سفر در زمان است باشند، به همین دلیل مخاطب نمی‌تواند هیچ ارتباطی با آنها برقرار کند.
درباره‌ی موضوع اصلی داستان یعنی سفر در زمان هم تلاش داستان برای استفاده از به اصطلاح حرف‌های علمی راه به جایی نمی‌برد و بیشتر مخاطب را گیج می‌کند تا اینکه بتواند او را نسبت به روند اتفاقات هوشیار کند. تخته‌بردی که در آزمایشگاه قرار گرفته است و با رنگ‌های مختلف ورود و خروج ریکی‌های متفاوت را نشان می‌دهد هرگز نمی‌تواند شرایط درک روند اتفاقات را ساده کند. در واقع مخاطب هرگز متوجه روند این رفت‌ و برگشت‌ها به زمان نمی‌شود و فقط برای دانستن پایان روایت شاید بتواند در برابر این فیلم بنشیند. در دیگر سوی سوالات ریز دیگری هم در روند داستان ذهن مخاطب را درگیر می‌کند. ریکی ابتدایی چرا باید از زن محقق عکس بگیرد؟ هر کدام از این ریکی‌ها چگونه خود را به زمان ابتدایی بازمی‌گردانند؟ وقتی کار هر ریکی تمام می‌شود آنها به کجا می‌روند و چرا به ناگاه ناپدید می‌شوند. ریکی ابتدایی وارد لوپ می‌شود. اما بقیه چه می‌شوند؟ این فیلم تنها تلاش کرده است برای اتفاقات سطحی خود دلیل بیاورد و اتفاقاً این کار را هم خوب انجام داده است، مثلاً اینکه شماره‌ها از کجا آمده‌اند یا آن موتور توسط چه کسی دزدیده شده است، اما هرگز به عمق ماجرا، روند و دلیل رخداد اتفاقات توجه نکرده است، به همین دلیل هم مخاطب هوشیار با انواع و اقسام سوالات و ابهامات در آن روبه‌رو می‌شود و پاسخی هم برای آنها پیدا نمی‌کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟