مخاطب اکشن از این سینما چه انتظاری دارد؟
بدون شک ژانر اکشن یکی از پرطرفدارترین گونههای سینمایی در میان مخاطبان هنر هفتم است. دهههاست کارگردانهای بسیاری در حال ساخت روایتهایی در این ژانر هستند. از رابرت آلتمن تا مایکل مان و جان وو روایتهای مختلفی را روی پرده بردهاند. برخی روایتها آنقدر تکرار شدهاند که دیگر میتوان به آنها کلیشههای این ژانر گفت. اگر بخواهیم روایتهای آسیای شرقی و اکشن-رزمیها را کناری بگذاریم و سوژهی ما فقط هالیوود جریان اصلی باشد، بیشک یکی از کلیشهایترین روایتهای این ژانر در خصوص قاتلان اجارهای سرویسهای امنیتی است. در این قصهها یک مأمور گوشبهفرمان در میانهی عملیانی خاص متوجه رودست خوردن خود از سرویس امنیتی ایالات متحده میشود و در ادامه درگیر تسویهحساب با بالادستیهای خود خواهد شد. «جان کیس» را بیشتر با آثاری در ژانر دلهرهی سینمای گروه ب و بعضاً سینمای مستقل میشناسیم. او چند سالیست که بهسراغ ژانر اکشن رفته است و نشان داده در سینمای گروه ب نیز همچنان میتوان به آثاری متوسط و بعضاً خوب در ژانر اکشن یا دلهره رسید. کیس طی دو سال گذشته بسیار پر کار بوده و سه اثر را در ژانر اکشن و هیجانانگیز ساخته است. این اولین اثر اوست که درحال مرور هستیم.
مخاطب سینمای اکشن از یک روایت اکشن انتظاری جز اجرای درست صحنههای اکشن ندارد. برخی از کارگردانهای این سینما به مخاطب خود احترام میگذارند و همهی صحنهها را قبل از فیلمبرداری بهصورت استوریبورد طراحی میکنند. این نوع ریزبینیها را بیشتر میتوان در آثار جان وو شاهد بود. کیس نیز در فیلم جدید خود بهخوبی از عهدهی صحنههای اکشن بر آمده است. قصهی او کاملاً کلیشهای است و مخاطب علاقهمند به سینمای اکشن در همان ۱۰ دقیقهی ابتدایی کل روایت را در ذهن مرور میکند. اما همین مخاطب با اشراف به قصه و نوع ورود و خروج کاراکترها به قصه، فقطوفقط بهدنبال تماشای سکانسهای اکشن است. مخاطب این گونهی سینمایی، زمانی که در سکانسهای اکشن کوچکترین ناهمخوانی بین اکت بازیگران و رخدادها مشاهده کند، بهآنی با فیلم فاصله میگیرد. آنچه در فیلم جدید آقای کیس مشاهده میکنیم انبوهی از سکانسهای اکشن کارشده است. در برخی از این سکانسها ذهن بهسوی این میرود که تیم کارگردانی با دقت و قبل از شروع فیلمبرداری روی استوریبورد آنها کار کردهاند. این فیلم هر چه کم داشته باشد اما بهلحاظ طراحی صحنههای اکشن در حد یک اثر خوب این گونهی سینمایی است.
آنچه در این فیلم کمی آزاردهنده است در پردهی سوم رخ میدهد. در این بخش از روایت و بهنوعی در گرهگشایی تمام رخدادها کارگردان از دختر «کیلب» بهعنوان کاراکتری تأثیرگذار در کنار «بانشی» استفاده میکند. همین مسئله و ناتوانی بازیگر نوجوان باعث بههمریختگی این پرده شده است. در هر حال و با توجه به آثار گذشتهی آقای کیس میتوان انتظار داشت که این کارگردان بهخوبی میتواند مسیر خود را در سینمای اکشن پیدا کند. حال باید دو اثر دیگر این کارگردان آمریکایی را مرور کنیم و بعد از اثر سوم میتوان در باب تجربهاندوزی او در این سینما نظر داد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.