بسیار کم پیش میآید که یک کارگردان بیش از یک اثر را طی یک سال و نیم در سینمای جریان اصلی روی پرده ببرد. «لو ون-کیت» ویتنامی یکی از این کارگردانهاست. او چه در ویتنام فیلم بسازد و چه در هالیوود، هیچگاه خود را، ولو بهاندازهی یک کاراکتر، از ویتنام دور نمیکند. ون-کیت در فیلم «موروثی» همهی فیلماش را در ویتنام ساخته بود. در فیلم «کوسهماهی» دو توریست آمریکایی را به ویتنام برده بود و حال در فیلم «شاهدخت» از چند کاراکتر ویتنامی بهعنوان کاراکتر فرعی استفاده کرده است. او با فیلم شاهدخت به همان روایتهای اکشن خود بازگشته است.
ون-کیت در این فیلم سعی کرده در یک لازمان و لامکان به درون قلعهی یک خانوادهی پادشاهی برود. او روایت را در همان نقطهی اوج آغاز میکند. مخاطب از همان ابتدا قرار است با اکشن خشن مدنظر کارگردان مواجه شود. شاهدخت در اتاقی بالای قلعه بههوش میآید. دستاناش بسته است و ناگهان هر دو نگهبان ناآشنا را میکشد. مخاطب با دیدن افتتاحیه دلگرم به دیدن یک اکشن خوب میشود. اما ون-کیت همچنان مانند دو فیلم قبلی خود یک مشکل دارد؛ او روایت را خوب آغاز میکند، اما بهسرعت مخاطب را دلسرد میکند. هر چه روایت پیش میرود شاهد این هستیم که قرار نیست از میان درهای قلعه جای دیگری برویم. روایت آقای ون-کیت عریان است. او آنقدر روی صحنههای اکشن تمرکز کرده که خود روایت را فراموش میکند.
در چنین روایتهایی طراحی لباس یکی از عناصر مهم قابهاست. در فیلم آقای ون-کیت اصلاً طراحی لباسی وجود ندارد. سربازان شلخته در قلعهای کوچک همهی میزانسن را بههم ریختهاند. حتی آکسسوار صحنه نیز مخاطب را وادار به پذیرش این محیط و فضا نمیکند. از سویی دیگر این روایت یک اثر کاملاً اکشن و خشن است. آیا نیازی به طنازیهای کلیشه و احمقانهی ابرقهرمانی در چنین روایتی بود؟ این سوال در سرتاسر فیلم و با تماشای هر کدام از این موقعیتهای کمدی به ذهن میآید. ون-کیت در سرتاسر روایت خود پاسخی برای این سوال ندارد و اجازه میدهد روایت بدون هیچ هدفی پیش برود. در این شکی نیست که او روی صحنههای درگیری بسیار کار کرده است. اما این تمرکز باعث از بین رفتن قوام روایت در بخشهای دیگر شده است. خیلی ساده باید بگویم که ما شاهد قصهای که بتواند بین مخاطب و کاراکترها سمپاتی ایجاد کند نیستیم.
ون-کیت در سه فیلمی که مرور کردیم نشان از آن کارگردان فیلم «غضبآلود» ندارد. شاید بهتر است بهجای این همه پرکاری به همان نقطهای بازگردد که با تأمل روایتی را انتخاب میکرد و سپس تصویری سینمایی قابل قبول را مقابل مخاطب سینما قرار میداد. او در هر سه اثری که مرور کردیم کمیتاش لنگ است. او در هر سه روایت بخشی از بنا را میسازد، اما در انتها بنای کاملی را به مخاطب تحویل نمیدهد. در سینما از این دست سازههای ناقص بسیار دیدهایم. ون-کیت نشان داده که سینما را میشناسد و کارگردانی است که میتواند روایتهای سینمایی قابل قبولی را به مخاطبان ژانرهای مختلف سینمایی ارائه دهد. اما آنچه از او در این پرکاری دو ساله شاهد بودیم با سینمایی که از او انتظار داریم فاصلهای معنادار دارد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.