پوستر فیلم برلین، برلین: لولا در فرار

رویاهای فانتزی

برلین، برلین: لولا در فرار
Berlin, Berlin Lolle on the Run
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۱.۵
نویسنده سارا

فیلم با تصاویری از دختری ۱۸ ساله و ماجراهای دوران گذشته‌ی او شروع می‌شود. عشق‌های گذشته‌اش و خیانت‌های‌اش. صدای روی تصویر صدای «لولا»ست که با لحن و کلامی طنزآمیز حرف می‌زند. «برلین، برلین» سریالی بوده است که در سال‌های ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۵ از شبکه‌ی تلویزیونی آلمان پخش می‌شده و داستان دوران بلوغ لولا را در چهار فصل روایت کرده است. حالا بعد از گذشت ۱۵سال، تمام شخصیت‌های مهم آن سریال دور هم جمع شده‌اند تا دوران میان‌سالی لولا را به علاقه‌مندان‌اش نشان دهند. برای کسانی که طرفدار یک سریال بوده‌اند همیشه دیدن دوباره‌ی شخصیت‌های دوست داشتنی‌ آن اثر برای‌شان مهیج است. شاید یکی از این سریال‌ها که همه امیدوار به دیدن فیلمی جدید از آن هستند سریال معروف و دوست داشتنیِ «فرندز» است. چرا که بیننده چنان با این آدم‌ها ارتباط گرفته است که گفتن این‌که آن شخصیت‌ها فقط سریالی و غیرواقعی هستند برای‌شان غیرقابل‌باور است و می‌خواهند بدانند بعد از گذشت سال‌ها، آنها چگونه زندگی می‌کنند و نتیجه‌ی آن همه اتفاقات و امید گذشته‌شان چه شده است. در واقع این فیلم‌ها نقب می‌زنند به گذشته، و لحظات خوب و نوستالژیک گذشته را برای‌شان دوباره زنده می‌کنند و شاید امیدهای گذشته‌شان را. حتی اگر آن بازیگران دیگر جوانی و زیبایی آن دوران را نداشته باشند. اما چه کسی گفته است آدم‌های میانسال جذاب نیستند؟ لولا هنوز جذاب است و حالا به آنچه در ۱۸سالگی آرزوی‌اش را داشته، رسیده است و آن کشیدن تصاویر کمیک است. او قرار است حتی رئیس استودیوی انیمیشنی در برلین نیز شود. بعد از مروری گذرا بر خاطرات لولا و حرف‌های او، ما لولای میان‌سال را دست‌بند به دست روی صندلی دادگاه می‌بینیم و اتفاقات منجر به آنجا آمدن‌اش را از زاویه‌ی نگاه او مشاهده می‌کنیم. لولا در مراسم عروسی خود است و می‌خواهد با یکی از همان عشاق قدیمی‌اش -هارت- ازدواج کند و زندگی‌اش را سروسامان دهد. اما با ورود -سِوُن- یکی دیگر از عشاق گذشته، لولا آشفته شده و از مراسم عروسی فرار می‌کند. نکته‌ی جالب داستان از اینجا آغاز می‌شود که لولا اطرافش و افکارش را نسبت به اطرافیان را به‌صورت کمیک‌وار و انیمیشنی می‌بیند. پس داستان فرارش از مراسم ازدواج و سرعت بالای ماشین‌اش که منجر به تصادف با چند ماشین می‌شود را انیمیشنی می‌بینیم. او که متهم به انجام خدمات اجتماعی در یک مدرسه می‌شود در آنجا با «دانا» آشنا شده و دانا باعث به‌وجود آمدن داستان‌هایی می‌شود. هر داستان نیز لولا را با یکی از دوستان قدیمی خود مواجه می‌کند و عملاً ما می‌توانیم دوران میان‌سالی و یا می‌توان گفت نتیجه‌ی دوران جوانی آنها را ببینیم.
داستان کاملاْ طنزآمیز است و شخصیت‌های فیلم نیز به خوبی کمدی بودنِ خود را نشان می‌دهند. داستان اگرچه سوژه‌ای جدید ندارد و خلاقیت آنچنانی‌ای هم در روند روایی آن طی نمی‌شود، اما سریع بودن اتفافات طنزآمیز – به جز چند سکانس که با دیالوگ‌های زیاد باعث ملال در بیننده می‌شود- بیننده را از خستگی دور می‌کند. شاید اگر داستان بیشتر بر جنبه‌ی افکار کمیک‌وار و طنزآلود ِلولا تکیه می‌کرد و به آن بیشتر بها می‌داد، جذاب‌تر هم می‌شد.
این‌گونه داستان‌ها و فیلم‌ها قرار نیست کاری جز سرگرمی و اوقات دورهم بودن و خوشحالی را به بیننده القا کنند. قرار نیست شاهکاری باشند و یا اتفاقی غیرمعمول را نشان دهند. این نکته را هم کارگردان به خوبی می‌داند و هم بیننده‌ی این‌گونه فیلم‌ها. پس می‌توان روبه‌روی‌ این فیلم نشست و ساعتی از قیل‌و‌قال اطراف خود دور شد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟