باز هم یک دنبالهی سطحی بر کاراکتری قدیمی
باز هم مثل همیشه «سیلوستر»، گربهی سیاه و بازیگوش، به دنبال «توئیتی»، این پرندهی زرد باهوش، میدود و سعی میکند او را بگیرد. «مادربزرگ» زمانی متوجه بازیگوشی این دو حیوان دوستداشتنی خود میشود سعی میکند سیلوستر را تنبیه کند. در همین حین خبری مهم از تلویزیون شنیده میشود. یک قناری بسیار نادر که درست مانند توئیتی است و پادشاه شهر قناریها است گم شده و شهر به دنبال یافتن یک قناری مانند او است. در نتیجه توئیتی به عنوان پادشاه جدید شهر برگزیده میشود.
اولین بار در سال ۱۹۴۲ «باب کلامپت» از شخصیت «توئیتی» در یک انیمیشن کوتاه رونمایی کرد. این شخصیت تا سال ۱۹۴۶ در سه انیمیشن دیگر نیز کلامپت را همراهی کرد. در این چهار انیمیشن شخصیت توئیتی بسیار تهاجمی دیده میشد. او شیطنت بسیاری داشت و سعی میکرد نه تنها از دست سیلوستر فرار کند، بلکه در سر راه او دامهای زیادی هم برای از بین بردناش به کار ببرد. از سال ۱۹۴۷ این شخصیت به دست «فریز فرلنگ» رسید تا کارگردانی داستانهای توئیتی تا سال ۱۹۶۱ به عهدهی او باشد. در انیمیشنهای ساخته شده به دست فرلنگ اما توئیتی دیگر مانند گذشته شیطنتهای خود را نداشت و پرندهای آرامتر دیده میشد. او دیگر سعی نمیکرد سیلوستر را از بین ببرد. با گذشت زمان رفتهرفته این شخصیت دیگر شیطنت گذشته را نداشت و بیشتر پرندهای مظلوم بود که سعی میکرد تنها خود را از دست سیلوستر نجات دهد. حال در سال ۲۰۲۲ یک کارگردان تازهکار در ساخت انیمیشن بلند داستانی سعی کرده است از این شخصیت و شهرت او استفاده کند و خودی نشان دهد.
یک فیلم، یک زندگی از سال ۲۰۲۰ شروع به مرور تمام فیلمها و انیمیشنهای روز دنیا کرده است. در این مدت با مرور تمام انیمیشنهایی که به نوعی کاراکترهای خود را از کاراکترهایی قدیمی وام گرفته بودند متوجه شدیم هیچکدام از این انیمیشنهای جدید مانند گذشته ابهت خود را ندارند. نه تام و جری، نه کاراکترهای انیمیشن عصر یخبندان، نه خانوادهی هیولاها و نه خانوادهی آدامز هیچکدام خلاقیت، جذابیت و ماجراجویی و حتی طنز روایتهای قدیمی را در خود ندارند و فقط و فقط بنا به شهرت خود شاید تنها یک بار توسط مخاطب دیده شوند. ما در هیچکدام از داستانهای جدید دیگر شخصیتها و کاراکترهای پرشور و جذاب گذشته را نمیبینیم. آنها تنها در داستانهای جدید دیده میشوند تا حس نوستالژیک مخاطب را بیدار کنند. تمام داستانهای آنها تقلیدهایی کورکورانه هستند که هرگز هویت و ماهیت کاراکتر اصلی را ندارند و به همین دلیل هم به دل ما و مخاطب نمینشینند.
توئیتی نیز مانند کاراکترهای قدیمی دیگر هرگز نه آن هویت گذشتهاش را دارد و نه شیطنتی خلاقانه را نشان میدهد. او فقط مانند عروسک خیمهشببازی توسط کارگردان به شهری برده میشود و قرار است پادشاه آن شهر باشد. اتفاقات بیجهت و پشت سر هم، بدون منطق روایی پیش میروند و تلاش میکنند با رنگها و شخصیتهای بسیار روایتی را ارائه دهند. کودک بینندهی این انیمیشن شاید تنها در یک سوم پایانی کنجکاو دیدن این داستان شود، زیرا در این بخش است که کاراکتری با انجام کارهای قهرمانانه جذابیتی را به داستان میدهد. اما داستان این یک سوم هم آنقدر پخته نیست که بتواند کودک را آنقدر مجذوب کند تا برای بار دوم هم آن را ببیند.
اولین انیمیشن کوتاه توئیتی را میتوانید در روزهای آینده در زمان ارائهی فیلمهای کوتاه مشاهده کنید.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.