پوستر فیلم یک مالک مراقب

آزاد چون هوا

یک مالک مراقب
One Careful Owner
El inconveniente
محصول ۲۰۲۰ – اسپانیا
ژانر درام، کمدی
امتیاز ۲
نویسنده سارا

«سارا» زنی ۳۹ ساله است که هم در زندگی کاری و هم در زندگی زناشویی به نظر خوشبخت می‌آید. او ۸ سال است با «دنیل» ازدواج کرده است، اما این روزها حس می‌کند دنیل دیگر آن مرد عاشق گذشته نیست. سارا برای ایجاد حس امنیت در درون خود تصمیم گرفته است خانه‌ای بخرد. او با دیدن یک خانه‌ی نسبتاً بزرگ و زیبا عاشق آن شده و با قیمت مناسبی که خانه دارد عزم به خریدش می‌کند. او اما برای داشتن این خانه‌ی رویایی باید تا مرگ صاحب آن یعنی «لولا» صبر کند.
فیلم‌هایی چون «کارآموز»(۲۰۱۵) یا «خواستگاری»(۲۰۰۹) داستان‌های کمدی‌ای دارند که هر یک از آنها به نوعی به اهمیت وجود خانواده و داشتن دوستی صمیمی که می‌تواند در زمان سختی آدمی را یاری کند، می‌پردازند. فیلم‌هایی که در آنها همواره فردی که بسیار به کار و حرفه‌ی خود اهمیت می‌دهد با دیدن حس امنیت و آرامش در یک خانواده می‌آموزد داشتن همراه به هر شکلی می‌تواند به چه میزان مهم باشد. فیلم «یک مالک مراقب» نیز با همین درون‌مایه سعی دارد به زندگی دو زن میان‌سال و سال‌خورده بپردازد که چگونه تنهایی آنها را به هم متصل می‌کند تا آن حس خوب داشتن همراهی دلسوز و فداکار را درک کنند.
فیلم «یک مالک مراقب» بدون اینکه بخواهد با حرف‌های شعاری و روایتی شلوغ به اهمیت وجود خانواده بپردازد با قرار دادن دو زن تنها در کنار هم و ایجاد تنش‌های کلامی و رفتاری در بین آنها باعث می‌شود رابطه‌ای عمیق و واقعی شکل پیدا کند. لولا زنی سالخورده و تنها که منتظر مرگ خود است با شوخی گرفتن تمام زندگی‌اش سعی دارد از درد تنهایی خود بکاهد. در دیگر سوی سارا نیز با کار بسیار سر خود را مشغول کرده است و سعی دارد آنچه در پیرامون‌اش رخ می‌دهد را نادیده بگیرد. دیدار سارا با لولا اما باعث می‌شود هم سارا توجه‌اش به لولا جلب شود و هم لولا با دیدن سارا بار دیگر به جوانی و زندگی بهتر فکر کند. تقابل این دو فرد که همواره با تنش‌های کلامی نشان داده می‌شود رفته‌رفته دو شخصیت داستان را به بلوغ نزدیک‌ می‌کند. کاراکترها آهسته‌آهسته خود را نشان داده و در مسیر روایت شروع به تغییر و تحول می‌کنند. این شخصیت‌ها نه عجله‌ای برای تغییر دارند و نه با اتفاقات مضحک سعی در ایستادگی در برابر تغییرات دارند. مسیر روایت آنقدر ساده و ملموس طی می‌شود که بیننده با هم‌ذات‌پنداری با هر دو شخصیت می‌تواند ۳۹ سالگی و ۷۵ سالگی خود را در آنها ببیند. بازیگران این فیلم یکی از مزیت‌های آن محسوب می‌شوند. بازیگرانی که چه خشم، چه خوشحالی و چه غم و درد خود را می‌توانند در رفتارها و چهره‌ی خود به خوبی نشان دهند.
«برنابه ریکو» کارگردانی تازه‌کار است که با اولین فیلم بلند داستانی خود نشان می‌دهد که آینده‌ای روشن در برابرش وجود دارد. او که کار خود را با بازیگری آغاز کرده است از سال ۲۰۱۱ با ساخت چندین فیلم کوتاه توانسته مسیر ساخت فیلم‌‌های بلند را برای خود هموار کند. ریکو در این فیلم نشان داده است که واژه‌هایی چون تنهایی، سالخوردگی، خانواده و حتی کمدی و طنز را می‌تواند به خوبی درک کند. او از قاب‌های دوربین خود نیز استفاده کرده تا احساسات شخصیت‌های‌اش را بهتر نشان دهد. گم شدگی سارا در چند سکانس در ابتدای داستان با حرکت پن دوربین به خوبی نشان داده شده است. آن هنگام که سارا با حرکت دوربین به ناگاه از مکانی به مکان دیگر برده می‌شود. در واقع عدم استفاده‌ی برش در این سکانس‌ها به خوبی توانسته حس تنهایی و گم شدگی سارا را به تصویر درآورد. در ادامه نیز کلوزآپ‌ها و مدیوم‌شات‌هایی که از شخصیت‌ها گرفته شده است رابطه‌ای بهتر را میان مخاطب و داستان ایجاد کرده است. ریکو همچنین با وارد کردن یک مرد به داستان خود دنیای زنانه‌ی داستان‌اش را هم متعادل ساخته و باعث واقعی‌تر شدن آن شده است.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟