من فقط میخواهم زندگی کنم
«ایوان» جوانی مکزیکی و دگرباش است که در آمریکا زندگی میکند. او که درسخواندهی مدرسهی آشپزی است با ورود به آمریکا ناچار به انجام کارهایی جز آشپزی است. ایوان اما برای رسیدن به آمریکا راه طولانی و سختی را گذرانده است.
حقوق دگرباشان در بسیاری از کشورهای جهان هنوز هم نادیده گرفته میشود. حتی در بسیاری از کشورها به دلیل تفکرات مذهبی و سنتی دگرباش بودن غیرقانونی بوده و اینگونه افراد با زندان یا حتی مرگ روبهرو میشوند. ایوان در فیلم «تو را با خود حمل میکنم» نمایندهی دگرباشانی است که در اینچنین جامعهای زندگی میکنند و نمیتوانند آنچه میخواهند باشند. او باید دگرباش بودن خود را پنهان کند، زیرا در غیراینصورت محکوم به طرد شدن یا مرگ است. ایوان اما میخواهد زندگی کند، پس چارهای ندارد جز فرار. این فرار هم اما آسان نخواهد بود و عواقبی دارد که میتواند تمام زندگی او را تحت تاثیر قرار دهد.
فیلم «تو را با خود حمل میکنم» در مسیر روایت خود به آهستگی به مسائل مختلف و مهمی میپردازد که میتواند توجه مخاطب را به خود جلب کند. ایوان دگرباش با کلنجار رفتن با خود در ابتدا باید آنچه هست را بپذیرد، سپس باید جایی را پیدا کند که او و هویت او را بپذیرند و در نهایت هم باید برای رسیدن به آرزوهایاش تلاش کند. حقوق دگرباشان، تعصب، فقر، عبور از بیابانهای سخت برای گذشتن از مرز، مهاجر غیرقانونی شدن، دور شدن از مادر، فرزند و خانواده، بیعدالتی و تلاش برای رسیدن به هدف همگی مسائلی هستند که این فیلم سعی دارد به طور خلاصه به آنها بپردازد. کار ایوان در مسیر زندگیاش سخت است و دوربین روی دست فیلمبردار با دنبال کردن او در سنین مختلف سعی میکند او و احساسات او را در هر برههی زمانی به تصویر بکشد. دوربین در دست یکی از مهمترین مزیتهای این فیلم است که توانسته احساسات شخصیتهای خود را به خوبی نمایش دهد. التهاب و نگرانی شخصیتها با لرزش ریز دوربین در زمانهای مختلف در کنار کلوزآپهایی از چهرهی افراد درک شخصیتها را راحتتر کرده است. دوربین در اواخر نیمهی دوم حتی مستندگونه ایوان میانسال و مضطرب را تصویر میکند که باعث میشود این شخصیت هر چه بیشتر واقعی دیده شود. البته اینکه داستان این فیلم از وقایع و شخصیتهایی واقعی نشات گرفته شده هم باعث شده است این فیلم هرچه بیشتر ملموس باشد.
این فیلم روایتی غیرخطی دارد و در آن ایوان گاه کودک است، گاه نوجوان، گاه جوان و گاه هم میانسال. روایت ایوان را در تمام دورانها نشان میدهد و سختیهای دگرباش بودن را در محیطی که این امر غیرقانونی است به تصویر میکشد. تلخی زندگی ایوان با موسیقی پراسترس قرار گرفته بر روی کلوزآپهای هر شخصیت زیباتر و پراحساستر هم شده است.
«هایدی اِوینگ» کارگردان این فیلم که مستندسازی با تجربه است در اولین فیلم داستانی خود توانسته با کمک روایتهای مستندی که ساخته است، فیلم خود را هم نزدیک به واقعیت و مستندگونه به تصویر درآورد. اوینگ با کمک قابهای دوربین و حرکات آن تصاویر را هرچه بیشتر واقعی کرده و توانسته مخاطب را هم با داستان خود همراه کند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.