کیکوکو اقبال خوش نیکوکو
«کیکوکو» نوجوانی ۱۱ ساله است که با مادر خود، «نیکوکو»، زندگی میکند. کیکوکو اما نسبت به مادرش و رفتارهای او احساس خجالت دارد و تا جایی که بتواند سعی میکند با مادرش در کنار همکلاسیها و دوستاناش دیده نشود. نیکوکو زنی بسیار چاق و شوخطبع است که رفتارهای بچهگانه و علاقهاش به خوردن باعث شده است کیکوکو نتواند برای داشتن مادری اینچنین به خود ببالد.
یکی از مهمترین دلایلی که انیمههای ژاپنی طرفداران حتی متعصب زیادی دارند و بهتر و بیشتر از انیمیشنها دیده میشوند پیرنگهای داستانی هدفمند و خلاق با جزئیات حسابشده در آنها هستند. این جزئیات آنقدر دقیق در مسیر روایت قرار میگیرند که برای رخداد هر اتفاقی دلیلی وجود دارد تا بیننده بتواند به راحتی سیر تغییر و تحول و نقطهی عطف آن را یافته و درک کند. انیمهی «بخت و اقبال به کام خانم نیکوکو» نیز با داشتن یک پیرنگ داستانی مشخص و هدفمند میتواند مخاطب را علیرغم دردناک بودن سکانسهای آن با خود همراه کند و در نهایت هم با یک روشنایی و امید تمام تلخی مسیر روایت را به کام بیننده خوش نماید. این همان هدفی است که بیننده به دنبال و به امید رسیدن به آن میتواند روایت را دنبال کند. هر چند این روایت تکراری باشد و موضوعی باشد که بارها به آن پرداخته شده است.
انیمهی «بخت و اقبال به کام خانم نیکوکو» دربارهی دختری است که در حال کندوکاو است تا بتواند با شرایطی که در آن زندگی میکند خود را وفق داده و در این مسیر هویت گمشدهاش را بیاید. کیکوکو نه تنها با مادر که با همکلاسیهای خود نیز درگیر است و درحال آزمونوخطا و یادگیری است. دیدن پسری عجیب که عضلات صورتاش به صورت غیرایرادی تغییر میکنند و همین امر باعث دوری او از دیگر همکلاسیهایاش شده، باعث میشود کیکوکو حس نزدیکی به این پسر کند و رابطهای دوستانه میان آنها شکل پیدا کند. روایت این انیمه به گونهای است که در آن احساسات کیکوکو با دقت زیر ذربین دوربین است. کیکوکو حتی میتواند احساسات حیوانات را هم بفهمد و آنها را با احساسات خود ادغام کند. مرغاندریاییای که از اوج گرفتن بیشتر حرف میزنند، سیکاداهایی که به بیهودگی زندگی و مرگ اعتراض میکنند یا مارمولکهایی که هر روز حرف جدیدی برای یادگیری به کیکوکو میآموزند. ارتباطی که کیکوکو با حیوانات دارد و نگاهی که به مادر و زندگی او دارد همگی نشان از دختری دارند که میخواهد در اوج داشتنِ تخیل زندگی واقعی را در آغوش بگیرد. او اما نمیداند چگونه و چطور.
این انیمه با نشان دادن داستانی تکراری با زاویهای جدید باعث شده بیننده با تصاویری که پر از رنگ و زیبایی و زندگی هستند بتواند با شخصیتهای آن ارتباط پیدا کرده و مسیر روایت را با لذت تا انتها دنبال کند.
این انیمه در چندین سکانس خود ادای احترامی به انیمهی زیبای «همسایهی من توتورو» نیز کرده است. سکانس معروف ایستادن بچهها در ایستگاه اتوبوس و آمدن توتورو در این انیمه به وضوح نشان میدهد که چگونه نیکوکو نیز مانند توتورو از دنیایی دیگر است و به همان اندازه هم پر مهر و محبت است. حتی طریقهی خوابیدن نیکوکو و صداهایی که هنگام خواب از او شنیده میشود هم یادآور شخصیت توتورو است. نیکوکو میتواند به راحتی یادآور شخصیت توتورو باشد، موجودی با هیکل بزرگ و چاق که دلی کوچک و پر از مهر و محبت دارد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.