وقتی متفاوت بودن یک مزیت است
کلهمرغی موجودی نیمه مرغ و نیمه خرگوش است که با پدرش زندگی میکند. پدرش پادشاه شهر و مردی ماجراجو و قهرمان است که مدام با مسافرت به مکانهای خطرناک و آوردن عتیقههای قیمتی مردمان شهر را شگفتزده میکند. همسنوسالهای کلهمرغی اما او را به خاطر شکلوشمایلاش مدام مسخره میکنند، به همین دلیل او هم در آرزوی قهرمان شدن و مطرح شدن در میان مردم است. کلهمرغی اما یک روز فرصت پیدا میکند تا خودی نشان دهد.
دنیای انیمیشنها دنیایی رنگارنگ و زیبا است که کودکان، نوجوانان و حتی بزرگسالان میتوانند در بستری از واقعیت و خیال به آن ورود پیدا کرده و ماجراجوییهایی خاص را تجربه کنند. دنیایی که هر چه پویاتر و شبیهتر به واقعیت باشد میتواند راحتتر در ذهن مخاطب به ویژه مخاطب کودک خود وارد شود. اما پویایی یک انیمیشن را چگونه میتوان دید؟ در واقع یکی از بزرگترین تفاوتهای دنیای انیمیشنی که کشورهای آمریکایی و اروپایی ارائه میدهند نسبت به کشورهایی چون ژاپن در آن است که این پویایی نقاشیها را میتوان در انیمیشنها و انیمههای ژاپنی بهتر دید. یک سکانس نشان داده شده در شهر را در یک انیمهی ژاپنی با یک انیمیشن معلوم و عادی اگر مقایسه کنیم میتوانیم به راحتی این تفاوت در پویایی را ببینیم. در انیمههای ژاپنی پسزمینه نیز مانند خود شخصیتهای اصلی و اتفاقات مهم پویا دیده شده و همگی حرکت دارند. پسزمینهی یک شهر جزو سکانس است و مردمان را میتوانیم در آن عقبِ تصویر در حال حرکت مشاهده کنیم، اما در یک انیمیشن عادی ما جز همان اتفاقات روبهرو هیچ حرکتی را در تصویر نمیبینیم و دقیقاً به همین دلیل هم است که انیمیشنهای اروپایی و آمریکایی دارای تحرک و پویایی کمتری بوده و واقعی دیده نمیشوند.
انیمیشن «کلهمرغی و همستر تاریکی» نیز به همین دلیل نمیتواند آنچنان که پیرنگ داستاناش است خودی نشان دهد. تصاویر هرگز آن پویایی و حرکت خاصی را که بتواند سکانسها را هیجانانگیز کند، ندارد. تمام آنچه ما میبینیم کلهمرغی و دوستاناش هستند که در حال انجام ماجراجوییهایی هیجانانگیز هستند. این پویایی و زندگی اگر در تصاویر مانند انیمیشنها و انیمههای ژاپنی دیده میشدند چه بسا ما با داستانی ماجراجویی، هیجانانگیز و کودکپسند روبهرو بودیم. تصاویر در برابر داستان ارائه شده در این انیمیشن کم آوردهاند.
اما روایت این انیمیشن چیست؟ انیمیشن «کلهمرغی و همستر تاریکی» در ابتدا با نشان دادن موجودی که خود را به خاطر متفاوت بودن و مانند دیگران نبودن سرزنش میکند، آغاز میکند. شناساندن کلهمرغی به مخاطب کودک در همین ابتدا باعث میشود کودک راحتتر با او ارتباط برقرار کند. در ادامه هم با هر تحول و تغییری که در این شخصیت ایجاد میشود کودک نیز تغییر کرده و میتواند به درک درستی از هدف داستان دست پیدا کند. چنانکه در لحظهی حساس پرواز کلهمرغی کودک نیز هیجان این پرواز و آزادی را حس کرده و به وجد میآید.
«بن استاسن» یکی از کارگردانان این انیمیشن با سابقهی طولانی خود در ساخت انیمیشن از تمام تجربیات خود بهره برده و توانسته است داستانی خلاقانه و جذاب را به تصویر درآورد که مخاطب کودک را به راحتی در برابر خود بنشاند. این کارگردان اما اگر کمی به دنیای انیمهها دقت کرده بود قائدتاً میتوانست تصاویر خود را هم همخوان با روند صعودی داستانهایاش ارتقا داده و لذت تماشای تصاویرش را بیش از پیش کند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.