پوستر فیلم وضعیت اضطراری

لوس‌بازی کارگردان آفریقایی-آمریکایی برای نمایش نژادپرستی

وضعیت اضطراری
Emergency
محصول ۲۰۲۲ – ایالات متحده
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

طی دهه‌های اخیر مقوله‌ی مبارزه با نژادپرستی آن‌قدر نقل محافل سینمایی و هنری شده است که اگر سالی را بدون اثری پر سر و صدا در این باب سر کنیم، گویی آن سال را از دست داده‌ایم. به‌نظر می‌رسد قطار مبارزه با نژادپرستی از ریل خود خارج شده است و بیشتر شبیه نوعی مفهوم سانتیمانتالیسم شده که عده‌ای سفیدپوست برای درآمد و توجه بیشتر از سوی مخاطب عام در حال تصویر کردن آن هستند. طی این دهه‌ها دیگر با امثال مارتین لوتر کینگ و امثالهم رو‌به‌رو نیستیم. در عوض ریحانا و سلبریتی‌های دوزاری دیگر سیاه‌پوستی پیشروی این مسیر شده‌اند که شاید حتی درکی از تاریخ این مقوله ندارند. تهیه‌کنندگان هالیوودی عاشق این جنجال‌ها هستند. آن‌ها از بردگان جدید رنگین پوست خود در بورلی هیلز دعوت به همکاری‌های بزرگ می‌کنند تا رنگ قاب‌های‌اشان کمی از سفید به تیره بزند. آن‌ها طی هر دهه کمی از محدودیت‌های ذهنی و نانوشته‌‌اشان را برمی‌دارند؛ مثلاً زن سفیدپوست دیگر می‌تواند با مرد سیاه‌پوست در قاب سینما زوجی عاشق را تشکیل دهد و این قاب را آن‌قدر تکرار می‌کنند تا مخاطب از همه‌جا بی‌خبر حتی فراموش کند که روزی سیاه‌پوستان رده‌بندی دیگری در قاب سینما داشتند. فیلم جدید «موقعیت اورژانسی» نیز به‌عنوان یک اثر سانتیمانتال سعی دارد به مقوله‌ی نژادپرستی پنهان در جامعه‌ی آمریکایی بپردازد.
«کری ویلیامز» به عنوان کارگردان این اثر فقط سعی دارد متفاوت باشد. او ضربآهنگ فیلم خود را پائین آورده است اما بازیگرانی که برای کاراکترهای اثرش در نظر گرفته حتی نمی‌دانند دیالوگ‌های چنین روایتی را چگونه ادا کنند. به‌طور حتم کارگردان نیز آن‌قدر تجربه ندارد که بخواهد روایت ساده اما پیچیده‌اش را برای آن‌ها شرح دهد.
این درون‌مایه واقعاً خوب است. اینکه کم‌کم به‌جای گول خوردن توسط هالیوود و روایت‌های‌اش، کارگردان‌های رنگین‌پوست به مقوله‌ی نژادپرستی پنهان در این جامعه بپردازند بسیار خوب است. این نوع نژادپرستی در جامعه‌ی آمریکایی قوی‌تر از همیشه وجود دارد. سیاه‌پوستان را با تبلیغ فرهنگی علیه واژه‌ای چون «کاکاسیاه» ارضا می‌کنند. از سویی دیگر به آن‌ها یاد می‌دهند که در جامعه‌ی مدرن باید دچار گفتمان شد و حتی سکوت هم نوعی اعتراض است. پس در این فیلم زمانی که استاد بریتانیایی به ریشه‌شناسی و قدرت ذاتی واژه‌ی «کاکاسیاه» می‌پردازد، دو دانشجوی سیاه‌پوست کلاس گویی حتی نمی‌دانند چگونه باید اعتراض کنند. اما کارگردان در تصویر کردن همین سکانس هم بسیار مشکل دارد. اگر آقای کارگردان می‌خواهد با نوعی کمدی-ابزورد این درون‌مایه را تصویر کند، باید این قصد را در سرتاسر اثر او شاهد باشیم. کاراکترها خنثی هستند و روایت بسیار پیش‌تر از آن‌هاست. کاراکترهای اصلی با اینکه خودشان سیاه‌پوست هستند، اما مربوط به همان نسلی می‌شوند که در بالا به آن اشاره شد؛ نسلی که حتی درکی از نژادپرستی پنهان ندارد. نسلی که لبران جیمز و استف کری و کوین دورنت دارد و با خود می‌گوید ما ستاره‌های ان‌بی‌ای و هالیوود را داریم و دیگر دوران سیاه قبل تمام شده است. همین نگاه سانتیمانتال به مقوله‌ی نژادپرستی و درک گل‌آلود جامعه‌ی سیاه‌پوستی از تلفیق مبارزات کلاسیک و مدرن علیه نژادپرستی باعث شده باز هم این هالیوود باشد که به‌عنوان پیروز این عرصه خود را پرچمدار نشان دهد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟