رابطهای که شکل پیدا نکرد
«هامپوس» یک روز صبح از خواب برمیخیزد و به «آدریان» میگوید که دیگر نمیخواهد با او زندگی کند. هامپوس قصد ترک خانه را کرده است و آدریان گیج از تغییر ناگهانی رفتار هامپوس نمیداند باید چه عکسالعملی را نشان دهد.
چندین سال است فیلمهایی که به دگرباشان توجه میکنند بیش از پیش شده است. شاید آن هنگام که فیلم «بعد از ظهر سگی» در سال ۱۹۷۵ اکران میشد کسی باور نمیکرد زمانی برسد که تعداد و حتی تنوع این فیلمها به این اندازه زیاد شود. کشورهای بسیاری هم برای نشان دادن افراد دگرباش تلاش کردند داستانسراییهایی را انجام دهند. ما نیز طی این مدت فیلمهای فراوانی را در همین باب مرور کردیم؛ فیلمهایی از کشورهای اروپایی و آمریکایی گرفته تا آفریقایی و آسیایی. حال این بار فیلمی از کشور سوئد قرار است روایت زوجی دگرباش را برای ما تصویر کند که با مواجه شدن با مشکلات بسیار از هم دور میشوند.
فیلم «ما برای همیشه از دست رفتهایم؟» با جدایی دو زوج دگرباش آغاز میشود. هامپوس و آدریان در سکانسهای بعدی با مواجه شدن با یکدیگر چه با قصد قبلی و چه به طور اتفاقی و همکلام شدن با هم سعی میکنند هم پیشینهی رابطهی خود را به ما نشان دهند و هم دلیل جداییاشان را بیان کنند. اما متأسفانه این فیلم علیرغم مدت زمان صد دقیقهی خود نتوانسته است آنگونه که باید شخصیتها و روابط میان آنها را شکل دهد. همهچیز به گونهای تکراری و در عین حال ناقص رخ میدهد. برشهای فیلم و قرار دادن مدام این زوج در برابر یکدیگر آن هم به دلایل مضحک روایت را غیرواقعی کرده است. تمام فیلم به دیدارهای ناخوشآیند این دو نفر که با نشان دادن عشقبازیهای فراوان آنها همراه است طی میشود. حتی این سکانسهای عشقبازی طولانی که بیهدف در فیلم جای گرفتهاند یکی از ایرادات آن محسوب میشوند. این سکانسها با زمانی کمتر هم میتوانستند نشاندهندهی کمبودهای هر شخصیت شوند. در دیگر سوی زمان نیز در این فیلم با برشهای پیدرپی گم شده است و بیننده نمیتواند به درستی تشخیص دهد اتفاقات در چه مدت زمانی رخ میدهند.
در این فیلم سعی شده است تصاویر و قابها کاملاً خلوت باشند. این خلوت بودن عمدی قابها اما گاه ایراد و گاه مزیت داستان شدهاند. مزیت از آن جهت که احساس تنهایی شخصیتها با این قابها بهتر به تصویر درآمده است، اما ایراد به آن دلیل که این تنهاییِ بیش از اندازهی شخصیتها حتی در مکانهای عمومی باعث غیرطبیعی شدن روایت شده است. همچنین بازی نه چندان خوب بازیگران در این قابهای خلوت بیشتر نمود پیدا کرده است. در فیلمهای شخصیتمحور بازیگران یکی از المانهای بسیار مهم و اثرگذار داستان محسوب میشوند که عدم توانایی آنها در ایجاد ارتباط با مخاطب میتواند ضربهی بسیار بدی را به فیلم بزند. در این فیلم نیز بازیگران نتوانستهاند آن احساسات شخصیتها را به خوبی تصویر کنند و این امر نقص روایت را بیشتر هم نشان داده است. در واقع در این فیلم رابطهی میان مخاطب و شخصیتها به خوبی شکل پیدا نمیکند، چنانکه رابطهی میان خود شخصیتهای داستان هم به خوبی شکل پیدا نکرده، درنتیجه تمام فیلم تبدیل به داستانی بی احساس و بی هدف شده است که نتیجهای درخور را ندارد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.