علاقهی وافر کارگردان به دختران سرگردان در شب
«بن میرسن» را بیشتر بهسبب نقشآفرینی در نقشهای مکمل بهیاد میآوریم. اما او چند سالی است که کارگردانی را با ساخت آثار ویدیویی آغاز کرده است. میرسن از سال ۲۰۱۸ که مشغول کارگردانی شده، بهطور منظم هر سال ۲ اثر را ساخته است. فیلمهای او با کلیدواژهی «دختر» روایتهایی جنایی را تصویر میکنند که در آنها گم شدن یا قتل یک دختر باعث برملا شدن رازهای سربهمهری در خانوادهها میشود. از بین آثاری که میرسن ساخته است، این اولین اثری است که مرور میکنیم.
این فیلم روایت دختری با نام «ویلا» است که پس از مرگ مادرش خود را دچار تبعید اجباری کرده است. میرسن فقط این موضوع را با چند نما به ما نشان میدهد و گویا هیچ درکی از روایت سینمایی ندارد. در هر حال او ادامه میدهد و ویلا را به شهر زادگاهاش میرساند؛ دختری که تقریباً ورشکسته شده است و قصد دارد برای تعطیلات کریسمس نزد پدر بازگردد. مشکل شخصیتپردازی نه در مورد کاراکتر ویلا، که در مورد همهی کاراکترهای درگیر در این فیلم حکمفرماست. هیچکدام از کاراکترها در فیلم آن شخصیتی نیستند که قرار است روایت را دچار پیچیدگی کند. ما با یک اثر جنایی و تاحدودی رازآلود مواجه هستیم. میرسن تمام سعی خود را میکند که مخاطب را دچار همان شک و شبهههای رایج در این آثار کند و کاراکترها هر کدام پتانسیل قاتل بودن را داشته باشند. اما در یک سکانس تمام تلاش خود را نقش بر آب میکند؛ زمانی که ویلا بههمراه «تیا» زیر خانهی دوست مردهاشان پنهان شدهاند. حماقت غلوشدهی کاراکتر تیا باعث میشود مخاطب دیگر همان بینندهای نباشد که تا پنج دقیقهی پیش در حال متهم کردن همهی کاراکترهای اطراف ویلا بود.
مشکل دیگر این فیلم ویدیویی در این است که سعی دارند با استفاده از برخی پلاتهای معروف داستان خود را روایت کنند. میرسن با همان زاویهدوربین هیچکاکی در فیلم «پنجرهی پشتی» رویت رازآلود خود را آغاز میکند. اما او حتی به این نما وفادار هم نمیماند. گویی فقط نقطهی ورود ویلا به داستانی پرماجراست.
فرمت ویدیویی اثر نباید همان عذر بدتر از گناهی باشد که کارگردان بخواهد کمبودهای خود را با آن جبران کند. بسیاری آثار ویدیوی را طی همین سال مرور کردهایم که شاید یک سر و گردن از آثار پر هزینهی جریان اصلی بالاتر بودهاند. فیلم آقای میرسن نیز میتوانست روایتی نرم و منسجم داشته باشد. اما او همان تعجیلی را بهخرج داده که سازندگان سریالهای تلویزیونی در اپیزودهای خود دچارش میشوند. فرم ورود و خروج کاراکترها به درون قاب یا یک صحنه حداقل کاری است که چنین کارگردانهایی باید از عهدهی آن برآیند. شاید بگویید پس اتاق تدوین چه نقشی در این میان دارد؟ پاسخ این است که برخی تکنیکها قبل از اتاق تدوین باید رخ دهند. اینکه یک بازیگر چگونه وارد قاب یا از آن خارج میشود، هنر کارگردان در قاببندی و میزانسن است و ارتباطی با برشها و دیگر تکنیکهای انسجام فیلم ندارد. اثر آقای میرسن شاید آنچنان نشاندهندهی سواد سینمایی کارگردان نباشد و برعکس نقطهضعفی در درک سینمایی او به حساب بیاید.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.