پوستر فیلم نقد بده و تحویل بگیر

هرزه‌نگاری نرم فلیپینی یا تقلید نافرجام از هانکه؟

نقد بده و تحویل بگیر
Kaliwaan
محصول ۲۰۲۲ – فیلیپین
ژانر جنایی، درام
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

در فیلم «ویدیوی بنی» با قتلی سهوی و جانکاه از سوی یک نوجوان روبه‌رو بودیم. والدین آن پسر تمام سعی خود را کردند که بنی را از این اتهام مبری کنند. اما تمرکز هانکه روی این قتل سهوی نبود، بلکه نگاه وسواس‌گونه‌‌ی بنی روی تصویر و ثبت رخدادها برای او مهم‌ترین درون‌مایه‌ی فیلم به‌حساب می‌‌آمد. فضایی که هانکه در آن فیلم ساخته بود، از سال ۱۹۹۲ تا کنون الهام‌بخش بسیاری از کارگردان‌های سینما شده است. «دنیل پالاسیو» در سینمای فیلیپین سعی دارد روایتی تا حدی نزدیک به همان درون‌مایه را به مخاطب خود ارائه دهد.
فیلم پالاسیو قرار است در باب جوانی با نام «بوگی» باشد که قرار است با دوست‌دخترش، «مونیکا»، ازدواج کند. پالاسیو از همان ابتدای فیلم خود دچار سردرگمی است. هنوز پس از پایان فیلم برای من جای سوال است که چرا در این فیلم همه‌ی مردان به هر بهانه‌ای با دختران روایت رابطه‌‌ی جنسی برقرار می‌کردند؟ باید به مخاطبی که پس از این فیلم به آن اتیکت «پورنوگرافی» می‌چسباند حق داد؛ قاتل حرفه‌ای اسلحه‌به‌دست برای تیر خلاص زدن وارد خانه‌ی مونیکا می‌شود و به‌جای کشتن با او رابطه‌ی جنسی برقرار می‌‌کند. عمو بوگی به اتاق ماساژ می‌رود و قصد دارد مونیکا را تهدید کند، اما با او وارد رابطه‌ی جنسی می‌شود و انبوهی از این رخدادهای مضحک و احمقانه که فقط و فقط در کلیپ‌های هرزه‌نگاری وجود دارند. پالاسیو با این حجم از سکانس‌های مضحک در روایت خود به جایی نمی‌رسد و تا پایان فیلم در همین سردرگمی باقی می‌ماند.
مقوله‌ی اروتیسم و خشونت جنسی تا زمانی که نتواند پاره‌ای از روایت باشد و درون‌مایه‌ای اجتماعی و انسانی را دنبال کند، فیلم را در دام آثار جنسی مانند مجموعه‌های «طیف‌های خاکستری» می‌اندازد که اولین و آخرین هدف‌اشان ایجاد پلی بین هرزه‌نگاری و فانتزی ذهنی مخاطب مذکر است. فیلم دنیل پالاسیو نیز جز همین درون‌مایه را به ذهن نمی‌آورد. چشمک‌هایی زیبا را از این روایت شاهد هستیم؛ سرگردانی آن دخترک نوجوان و عروسک‌اش، زندگی پر از درد مونیکا و فضای خشن مذهبی و اجتماعی فیلیپین. اما همه‌ی این‌ها را در تک‌نماهایی شاهد هستیم و حسرت از اینکه هیچ‌کدام در روایت پرداخت نمی‌شوند. پالاسیو با این فیلم نشان می‌دهد که خوب سینما دیده. اما دیدن او به مرحله‌ی مشاهده نرسیده است. او سایه‌هایی از آثار فاخر سینما را در ذهن دارد، اما بار دیگر به تماشای این فیلم‌ها ننشسته است و به‌جای رسیدن به مرحله‌ی مشاهده، دست به ساخت فیلم زده است. این درک دیدنی و نه مشاهده‌‌ای باعث خلق آثار شترگاوپلنگی از این دست می‌شود. شاید نمونه‌های بسیاری از این دست آثار را بتوان در سینمای به‌شدت بسته‌ی کشورهایی چون ایران شاهد بود. اما سینمای فیلیپین نشان داده که کارگردان‌های کاربلدی در آن فعالیت دارند و این فیلم هم تا حدودی بیانگر این است که پالاسیو حداقل سینما را تماشا کرده است.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟