روایتی کاملاً داستانی با کاراکترهایی حقیقی
درست پس از دیدن چنین فیلمی میتوانید بین درامهای ورزشی موفق و ناموفق خطی پررنگ بکشید. پس از دیدن چنین آثاری است که تفاوت بین فیلمهایی چون «راکی» و دیگر سریهای آن را احساس میکنید. شاید مرور رزومهی کاری و گذشتهی «یرمیا زَگِر» در شهر فیلادلفیا، او را بهترین انتخاب برای ساخت این درام ورزشی پرستاره کرده است.
در باب درامهای ورزشی، آن هم در ورزشهای پرطرفداری چون فوتبال و بسکتبال، با دو دسته فیلم در سینمای تجاری مواجه هستیم؛ یا یکی از ستارههای این دو رشته در مرکز داستان قرار میگیرد و با آن اکتهای افتضاح (نمونهی آن را در بازی ستارگانی چون مایکل جردن و لبران جیمز دیدهایم) اثری کاملاً تصنعی و همچون یک پیام بازرگانی روی پرده میرود. فیلمهایی چون «هرجومرج فضایی» از این دسته هستند. اما رویکرد دیگر اتفاقاً کاملاً سینمایی است. در این دسته از فیلمها معمولاً یک بازیگر از میان ستارگان هالیوودی بهعنوان کاراکتر تعیینکننده حضور دارد و یک ستارهی ورزشی در کنار او مسیر صفر تا صد را طی میکند. البته آن ستارهی ورزشی لازم نیست لزوماً یکی از ستارههای انبیای یا فوتبال باشد. آنچه در این آثار مهم است روایتی سینمایی و جذاب برای مخاطبان ورزشی سینما است.
یرمیا زگر تا دو سال پیش کل کارنامهی فیلمسازیاش را آثار مستند تشکیل میدادند. اما با ساخت فیلم زیبای «همهی ما حیوانها» نشان داد که قصهگوی خوبی است و با کاراکترهای داستانی هم میتواند داستان جذاب و تأثیرگذاری روایت کند. او در فیلم جدید خود از آدام سندلر بهعنوان کاراکتر مرکزی استفاده کرده است.
سندلر پس از «جواهرات تراشنخورده» گویی وارد مسیری دیگر در بازیگری خود شده است. طی سالها بارها شاهد حضور او در کنار ستارگان لیگ حرفهای بسکتبال بودهایم و اتفاقاً در الماسهای تراشنخورده بخشی از کاراکتر او نیز شده بود. حال در فیلم آقای زگر شاهد حلول یک استعدادیاب در باشگاه فیلادلفیا سونتی سیکسرز هستیم. زگر در این فیلم سعی دارد تا جایی که میتواند ضربآهنگ ذاتی بازی سندلر را از او بگیرد. سندلر در این فیلم نقطهی مقابل کارکتر خود در فیلم الماسهای تراشنخورده است. اگر در آن فیلم با نوعی عبور از خطوط قرمز اخلاق فردی و اجتماعی روبهرو بودیم، در این فیلم با خط پررنگی از اخلاق فردی در اطراف کاراکتر مواجه هستیم. در این فیلم دیگر نفس مخاطب و سندلر از ضربآهنگ بالای اثر بند نمیآید. زگر بهمعنای کامل یک درام ورزشی ساخته است. تا پردهی سوم فیلم حضور پررنگی از ستارههای انبیای را در فیلم شاهد نیستیم. زگر گویی بهشدت روایت را مهمتر از حضور تری یانگ، جوئل امبید، سث کری و دیگر ستارههای بسکتبالیست کنفرانش شرق فرض کرده است و این فرض او باعث قوام روایت فیلم شده است. او با شروع پردهی سوم و همزمان با مراسم درفت سالانه انبوهی از ستارههای انبیای را، آن هم در زمین بسکتبال، بهتصویر میکشد و اجازه نمیدهد در روند روایت نقش مهمی داشته باشند. این انتخاب خوب و کارساز کارگردان باعث شده تا شاهد یکی از درامهای خوب ورزشی طی دههی گذشته باشیم.
زگر با دو فیلمی که در سینمای داستانی روی پرده برده نشان میدهد سینماگری جوان و تأثیرگذار را در آیندهی سینمای هالیوود و آمریکا خواهیم داشت. البته باید دید او مسیر خود را به هالیوود تحمیل میکند یا در نهایت اپراتوری برای انبوه پروژههای از قبل برنامهریزیشدهی هالیوود خواهد بود.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.