«آویوا»، دختری فرانسوی، به واسطهی «نیسان»، یکی از دوستاناش، با «ادن»، پسری آمریکایی، به صورت اینترنتی دوست میشود. رابطهی صمیمانه و عاشقانهی این دو نفر بعد از مدتی آنقدر جدی میشود که آویوا خانواده، دوستان و کشورش را برای پیوستن به ادن ترک کرده و به آمریکا میرود. ورود آویوا به آمریکا بلافاصله توسط ایدن با استقبال روبهرو شده تا آنها خیلی زود زندگی مشترک خود را آغاز کنند.
شروع رابطهی عاشقانهی جدی و زندگی زناشویی همواره یکی از بزرگترین قدمهای زندگی هر فردی است. قدمی که با ایجاد حس عشق و دوست داشتن حس تعهد و وفاداری را هم با خود به همراه میآورد. هر فردی با قبول عشق دیگری همانقدر که از دوست داشتهشدن لذت میبرد سعی میکند این حس لذت را با دوست داشتن دیگری به او نیز منتقل کند. در ادامه این دو انسان متفاوت از دو خانوادهی متفاوت با فرهنگ و نگرش و حتی مذهب متفاوت تلاش میکنند با پذیرش این تفاوتها و تمرکز بر نقاط مشترک یکدیگر عشق ایجاد شده در دروناشان را دوام دهند. حال به تمام این تفاوتهای بیرونی تفاوتهای درونی را هم اضافه کنیم. آن «من»هایی که در وجود هر شخصی در حال کندوکاو و جدال با یکدیگر هستند. فیلم «آویوا» در نگاهی نو به زندگی عاشقانهی دو شخصیت اصلی روایتاش سعی دارد علاوه بر نشان دادن جدال شخصیتهای بیرونی جدال شخصیتهای درونی این افراد را هم با خود و با دیگری به صورت عینی به تصویر درآورد.
این فیلم مسیر داستان خود را تا حدودی مشابه با بسیاری دیگر از فیلمهای عاشقانه با نشان دادن تصاویری از خندهها، بوسیدنها و روابط عاشقانهی درون اتاقخوابها آغاز میکند. با پایان یک سوم ابتدایی داستان به ناگاه شخصیتها از دو نفر تبدیل به چهار نفر میشوند و آنها فقط آویوا زنی زیبارو و ادن مردی شاد و امیدوار نیستند. آویوا آن وجه مردانه و ادن آن وجه زنانهی خود را وارد زندگی زناشویی میکنند. هر یک از آنها دو نفر هستند که با جدال با خود تلاش میکنند با آن احساسات و نارضایتیهای نهفته در دروناشان کنار بیایند. نشان دادن این شخصیتها در مسیر داستان در ابتدا میتواند گیجکننده باشد، اما کمی بعد با درک بهتر دنیای فیلم همهچیز منطق خود را به دست خواهد آورد و بار دیگر بیننده توانایی برقراری ارتباط با شخصیتهای مختف روایت را خواهد داشت. جدال و تقابل منهای دیگر هر شخصیت با خود اما خیلی زود به جدال و تقابل منهای یکی با دیگری میانجامد. دیری نمیگذرد که هر چهار شخصیت در کنار یکدیگر برای قبول احساسات متفاوت خود به بحث و گفتوگو میپردازند. حتی وارد کردن آن منِ نوجوان ادن در برههای از زندگی عاشقانهی ادن و آویوا توانسته آن حس مبهم و خام ادن را نسبت به خود و روابطاش بهتر توصیف کند.
فیلم «آویوا» با به تصویر درآوردن عینی آنچه همهی انسانها در درون خود دارند توانسته برقراری ارتباط با شخصیتهای خود را آسان کند. این فیلم با دقت در روابط عاشقانه و ادغام آنها با تصاویری از رقص و آواز خلاقیتی بیش را هم به خود افزوده است. تصاویری زیبا به همراه رقصهایی پر احساس با زاویهی دوربینی دقیق و البته بازی خوب بازیگران باعث شده دیدن این فیلم با هدفی بزرگ لذتبخش هم باشد.
«بوآز یاکین» را پیش از این فیلم با فیلمهایی چون «مکس»، «گاوصندوق» و «تایتانها را به خاطر داشته باش» دیده بودیم. کارگردانی که با ساخت فیلمهای متوسط در هر ژانری تا کنون نتوانسته بود حرف چندانی برای گفتن داشته باشد. یاکین اما در جدیدترین اثر خود با خلق دنیایی جذاب که برآمده از تجربیات شخصی خودش است توانسته نشان دهد اگر بخواهد و کمی تلاش کند میتواند فیلمسازی دقیق و باهوش باشد. اگرچه در فیلم «آویوا» هم هنوز میتوان آشفتگی داستانی و هیجان نهفته در کارگردان را شاهد بود، اما ایده و پیرنگ روایت آنقدر بکر و خلاقانه است که میتواند بیننده را به راحتی با خود همراه کند. شکستن دیوار چهارم و ورود نمایشهای تئاترگونه اگرچه خلاقیت محسوب میشوند و میتوانند در مسیر داستان به شناخت شخصیتها کمک کنند، اما داستان را دچار کمی آشفتگی کردهاند و از انسجام روایی آن کاستهاند. انسجامی که باعث میشود بیننده به درک بهتر و کاملتری از آنچه میبیند برسد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.