کارگردانهایی که فرصت ارائهی داستانهایی خوب را از دست دادند
«جولیا» هنرمندی جوان است که به تازگی با مردی مسنتر از خود ازدواج کرده است. والدیناش بعد از شنیدن ازدواج ناگهانی او نمیتوانند این اتفاق را بپذیرند. «آنا» توسط همسر و خانوادهی همسرش تحت فشار است تا بچهدار شود. خودش اما علاقهای به این کار ندارد. «روزالی» و «میلانا» زوجی دگرباش هستند که با مشکلات فراوانی که دارند در شرف جدایی هستند. «پاتریک» هم بعد از شنیدن خیانت جولیا علیرغم قبول ازدواج باز نمیتواند حسادت خود را پنهان کند.
فیلم «در کل» یک فیلم آنتولوژی است که در آن روایت سه زن متفاوت را میبینیم که با مشکلات زناشویی دستوپنجه نرم میکنند. فیلمی که مانند بسیاری از فیلمهای آنتولوژی دیگر روایتهایاش چه از لحاظ فرمی و چه از لحاظ داستانی با هم متفاوت هستند و میتوانند جذاب باشند یا نباشند. در واقع فیلمهای آنتولوژی با کارگردانهای متفاوتی که هر داستان آن دارد بنا به نوع دید کارگردان سطحهای متفاوتی دارند به همین دلیل فیلمهایی که به این شکل ساخته میشوند معمولاً نمیتوانند از سطحی متوسط بالاتر روند. مگر اینکه کارگردانهایی خاص و بزرگ در کنار هم قرار بگیرند و فیلمی نو را بسازند.
فیلم «در کل» اما با دو کارگردان باسابقهی خود میتوانست بسیار بهتر از آن چیزی باشد که نشان میدهد. «سارا پورتلی» و «ایوان مالکین» سابقهی ساخت فیلمهای کوتاه بسیاری را دارند و این سابقه میتوانست آنها را در این راه کمک کند. این دو کارگردان با کارهای مشترکی که با هم داشتهاند حتی میتوانستند درک عمیقی از تفکرات همدیگر نیز داشته باشند و این امر هم یک امتیاز مثبت دیگر برای آنها باشد، در نتیجه پراکندگی داستانی را هم در فیلم آنتولوژی خود نداشته باشند. اما این فیلم مشکل عمیقتری دارد و با عدم توانایی در پرداخت به شخصیتهایاش تمام این امتیازها را از بین برده است. حتی توجه کارگردانان برای نشان دادن کاراکترهای خود در اتاق خوابها میتوانست با مکالمات بیشتر این ایراد را جبران کند.
داستانهای کوتاه این فیلم اگرچهی نقطهی مشترکی در اصل روایت خود دارند، یعنی همگی دربارهی مشکلات زناشویی و توقعات زوجها از یکدیگر هستند، اما هرگز به دلیل همان عدم پرداختها نمیتوانند منجر به همذاتپنداری بیننده با آنها شوند. داستان جولیا و پاتریک آنقدر مبهم است که نمیتوان دلیل موجهی را برای رفتارهای این زوج پیدا کرد. جولیا چرا باید به راحتی با صمیمیترین دوست خودش ارتباط جنسی داشته باشد؟ این دو آیا در گذشته نیز با هم ارتباط داشتهاند یا از همه مهمتر ارتباط این دو نفر با هم در گذشته به چه شکلی بوده است؟ حتی عصبانیت پاتریک و رفتارهای بعدی جولیا نیز مبهم بوده و نمیتوانند مخاطب را با خود همراه کنند. داستان زوج دگرباش هم با شخصیتهای تعریف نشده نمیتواند عمقی داشته باشد. در این میان شاید تنها داستان آنا باشد که با پرداخت بیشتر به آنا و بیان احساساتی که خود آنا برای دوستاش دارد، بتواند بیننده را تحت تأثیر قرار دهد.
از دیگر سوی بازی بازیگران هم در یک سطح نیست و این دو کارگردان نتوانستهاند از بازیگران خود به خوبی بهره ببرند. جولیا توانایی ابراز احساسات را ندارد. زوج دگرباش هم با اغراقهای زیاد در موتیفهای خود نمیتواند روایتی واقعی را به تصویر کشند و باز هم این آناست که حتی با کلوزآپهایی که از او گرفته شده میتواند احساسات خود را به خوبی نشان دهد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.