تقریباً بسیاری از مخاطبان هالیوود بعید است که سری کمدی-فکاهیهای «امریکن پای» را فراموش کنند. این سری فیلمها تلفیقی از موقعیتهای کمدی، فانتزیهای نوجوانی و هجو بسیاری از روابط این دوران سنی بودند که بهراحتی خندهی مخاطب نوجوان را متوجه خود میساختند. زمانی که یک نوجوان بتواند پای یک اثر سینمایی بخندد و لحظات مفرحی را پشت سر بگذارد، نتیجهی آن تبلیغ دهانبهدهان و اینترنتی آن اثر سینمایی است. خالق این فکاهیهای نوجوانی آقای «پل وایتس» است که اکنون قرار است جدیدترین اثر او را مرور کنیم.
«پدرانه» بهنوعی ادامهای بر رواین موفق وایتس در سال ۲۰۰۲ با نام «دربارهی یک پسر» باشد. در آن فیلم، وایتس بههمراه برادر خود سعی کردند با تلفیق کمدی و درام رابطهای را بین یک مرد مجرد و پسری کوچک برقرار کنند. «ویل» از طریق «مارکوس» توانست بخشی از زندگی خود را کشف کند که تا پیش از این حتی لحظهای به آن فکر هم نمیکرد. این نوع کمدیها در هالیوود کلیشههایی دوستداشتنی برای مخاطب هستند. مخاطب سینمای هالیوود از طریق همین آثار میتواند تفاوتی را بین سینمای بدنهی هالیوود و دیگر کشورها برقرار کند. او در این آثار نه غلوشدگی سینمای بالیوود و نه خشکی و بیروحی سینمای اروپای شرقی را میبیند. این مخاطب همان مخاطب عام سینماست و قرار نیست هیچگاه وادار به تماشای آثار فاخر هنر هفتم شود. از سویی دیگر هم چنین مخاطبی چندان نمیخواهد با دیدن آثار مبتذل ذائقهی خود را پایین بیاورد. این مخاطب عام را میتوان با خوراکهایی از دل تاریخ سینما در مسیری درست از درک بهتر سینمایی قرار داد که پس از آن سینما برای او هم زندگی باشد و هم لذت. باید گفت آثار کارگردانهایی چون وایتس در همین میانه قرار دارند؛ هرچند گاهی تکرار اسیر این آثار میشود و نمیتوان از دل آنها یک اثر متوسط را بیرون کشید.
«پدرانه» فیلم بدی نیست و تکرار همان روایتهای دهههای گذشتهی هالیوودی است که اینبار همهی کاراکترهای آن سیاهپوست شدهاند. در درامهای کمدی دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ با آثاری روبهرو بودیم که کاراکتر سیاهپوست یکی از کاراکترهای فرعی فیلم محسوب میشد که بار کمدی روی دوش او بود. حال وایتس فیلم خود را بهلحاظ نژادی دچار تغییر کرده است. جز این تفاوت، نکتهی خاصی دیگر در فیلم او نمیتوان مشاهده کرد. همهی فاکتورهای دقیقاً شبیه کلیشههای معروف است و حتی برای یک لحظه در فیلم هم از یک تغییر در ساختار فرمی دچار شگفتی نمیشویم. فیلم با اینکه از بازیگران و کمدینهایی چون «کوین هارت» استفاده میکند، اما از ابتدا تا انتها دچار نوعی مونوتون است. وایتس دستوبال بازیگری چون هارت را در فیلم خود بسته است. هارت اصلاً نمیتواند در کالبد کاراکتری چون «مت» آرام و قرار بگیرد. بهنظر باید به چنین بازیگرانی در چنین آثاری آزادی عمل داد. اما وایتس سعی دارد پدرانهی خود را تعریف کند و در نهایت نیز پدرانهای محیرالعقول را شاهد نیستیم. فیلم او قادر به بالا و پائین کردن احساسات مخاطب نیست.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.