پوستر فیلم اسیران

اثری قابل دیدن در سینمای گروه ب

اسیران
Captors
محصول ۲۰۲۱ – ایالات متحده
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

آنچه در سینماگران گروه ب طی دهه‌های اخیر شاهد بوده‌ایم عدم توجه به فرم روایت و اصرار روی ساخت آثار پی‌در‌پی طی یک سال بوده است. کارگردان‌هایی که در این دسته‌ی سینمایی مشغول فعالیت هستند دیگر قرار نیست مانند پدران سینمای نوآر به‌فکر خلق گونه‌ای جدید در سینما باشند. بیشتر این کارگردان‌ها از الگوهای رایج در روایت‌های سینمای جریان اصلی تبعیت می‌کنند و هدفی جز ساخت یک اثر ارزان‌قیمت در ژانرهای پرطرفدار ندارند. «جیمز کولن برساک» نیز یکی از همین کارگردان‌هاست که تا کنون در هر ژانری در سینمای گروه ب آثاری را روی پرده برده است. اما اثر جدید او به‌لحاظ ساختار روایی با دیگر آثار کارنامه‌ی فیلم‌سازی‌اش متفاوت است.
برساک در روایت جدید خود به‌سراغ یکی از دردناک‌ترین رخدادهای جامعه‌ی امروزی رفته است؛ قاچاق دختران و زنان. هر ساله حداقل یک کارگردان به‌‌سراغ چنین درون‌مایه‌ای می‌رود. برساک نیز با همان محدودیت‌های سینمای گروه ب سعی دارد اثری رازآلود را از این درون‌مایه بیرون بکشد. کاراکتر اصلی این روایت زنی با نام «آلیس» است. اولین و مهم‌ترین نکته در باب این فیلم بی‌شک تیتراژ ابتدایی آن است که حداقل در این دسته‌ی سینمایی قابل احترام است. تیتراژ ابتدایی برای برخی از فیلم‌سازان بزرگ حکم امضای اثر را دارد و برای عده‌ای دیگر اصلاً وجود فرمی ندارد. برساک برای این فیلم سعی کرده با‌توجه به درون‌مایه‌ی اثر ذهن مخاطب را برای روایت رازآلود خود آماده کند. مخاطب در لحظه‌ای وارد این روایت می‌شود که کاراکتر آلیس شبیه یک گمشده میان انبوهی از انسان حتی یک فریم هم از گذشته و خانواده‌ی خود به‌یاد نمی‌آورد. او فقط کابوس‌هایی را می‌بیند که در آن‌ها دری سیاه به‌سوی نوری سفید باز می‌شود. صدای مردی که او را صدا می‌زند و هراس آلیس از آزارها و کتک‌هایی که در خواب می‌بیند، کابوس‌های او را شامل می‌شود.
برساک سعی دارد در فیلم خود آن پیچش رازآلود را در اولویت قرار دهد. اما این تمرکز باعث شده فیلم در پرده‌ی دوم اسیر تکرارهایی خسته‌کننده شود. روایت برساک اتفاقاً با همین تک‌لوکیشن و تک‌کاراکتر می‌توانست بسیار پیچیده‌تر باشد. او در چند صحنه بازی خوبی از نور و سایه می‌گیرد، اما این استفاده دوامی ندارد و در پرده‌ی دوم جای خود را به برش‌های بیرون و داخل می‌دهد. برساک گول فضای بیرونی و زمستانی خانه را می‌خورد و از همین فضا هم نمی‌تواند به‌خوبی استفاده کند.
فیلم جدید برساک می‌توانست تبدیل به یک اثر اکسپرسیونیستی شود. خود او اسباب ابتدایی این فرم سینمایی را به ما نشان می‌دهد؛ نور، سایه، لوانگل‌ها از کاراکتر که باعث شکل گرفتن سایه‌ای بزرگ روی دیوارها می‌شود. اما استفاده از این فاکتورها برای رسیدن به این فرم سینمایی گویا برای برساک کاری سخت و دشوار بوده است. در هر حال برساک تمام تلاش خود را کرده تا حداقل به سطحی متوسط در دسته‌ی سینمایی خود برسد. باید گفت که او به این هدف رسیده است و کم‌کم باید خود را وارد دنیای سینمای مستقل کند و از ساخت کپی‌های ارزان‌قیمت سینمای جریان اصلی دست بردارد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟