«هونگ» به شهری جدید آمده است تا زندگی سادهای را آغاز کند. او با نجات جان پسر قصاب باعث میشود قصاب او را به عنوان شاگرد استخدام کند. کمی بعد اما هونگ با ایستادگی در برابر زورگویان شهر همانقدر که خود را محبوب مردم میکند، منفور این گروه زورگو هم میکند.
سالهای دههی ۱۹۶۰ و بیشتر دههی ۱۹۷۰ سالهایی طلایی برای فیلمهای اکشنی بودند که در آن رزمیکاران با هنرهای خود مخاطب را چنان سرگرم میکردند که تا ساعتها و روزها حرکات رزمی هنرمندان آنها توسط مخاطبان جوان و نوجوان در مدرسه و کوچه و خیابان اجرا میشد. فیلمهایی چون «رئیس بزرگ»(۱۹۷۱)، «مشت خشم»(۱۹۷۲)، «استاد گیوتین پرنده»(۱۹۷۶) یا «مار در سایهی عقاب»(۱۹۷۸) همگی از آثار مطرحی هستند که هنرهای رزمی و تکنیکهای خاص به کار رفته در مسیر داستانهاشان باعث ماندگاری همیشگی آنها در تاریخ سینما شده است. همچنین نباید از بازی واقعی و ملموس بازیگرانی چون «بروس لی» و «جکی چان» گذشت که اهرمی بسیار قوی برای دیده شدن این فیلمها بودند. اما با گذشت زمان و با ورود تکنولوژیهای پیشرفته دیگر نه بازیگران نیازی به زحمت دادن به خود میدیدند و نه سازندگان تلاش میکردند با کمی وقت و حتی دقت بیشتر داستانی ملموستر را به تصویر درآورند.
فیلم «هونگ مشتزن» قرار است روایت داستان بوکسوری مطرح باشد که تلاش میکند هم در برابر زورگویان بایستد، هم عشق واقعی را تجربه کند و هم در مسیر آموزش هنرهای رزمی تمام تلاش خود را انجام دهد. این فیلم اما با روایت باریبههرجهت خود نه تنها نمیتواند زندگی این بوکسور را به خوبی تصویر کند، بلکه داستان او را آنقدر مضحک تعریف میکند که مخاطب نمیتواند او را جز یک مرد جوان احمق و خودشیفته چیز دیگری ببیند. داستان از همان ابتدا بدون اینکه تلاش کند شخصیتهای خود را شرح دهد و به آنها هویتی دهد تا مخاطب دنبالاشان کند با ایجاد یک نبرد احمقانه هونگ را در برابر زورگویان بیهویتی قرار میدهد. نه این زورگویان ماهیت وجودیاشان مشخص است و نه دیگر شخصیتهای روایت. هیچ کدام از شخصیتهای این فیلم تعریف نشدهاند. فیلمساز این فیلم حتی به خود زحمت نداده است که پیشینهای کوتاه از افراد داستاناش را برای مخاطب تعریف کند. شخصیتها همگی وجود دارند تا ماهیت هونگ را تعریف کنند. قرار است همگی در اختیار هونگ باشند تا این شخصیت اصلی به هر قیمتی خود را مطرح نشان دهد. حتی آن سوءظنهای مسیر روایت دربارهی هونگ نیز بازیهایی بچهگانه هستند که قرار است با وجود یک دختر جوان تبدیل به یک تراژدی غمناک شوند. در این فیلم حتی هدف هونگ نیز به درستی مشخص نیست، در نتیجه مخاطب نمیتواند با او ارتباط برقرار کند.
در دیگر سوی این فیلم قرار است سکانسهای اکشنی را هم نشان دهد که شخصیتها در نبردهایی تنبهتن به مقابله با هم میپردازند. قرار است مخاطب شاهد نبردهای دو بوکسور قوی باشد که یکی از دیگری برتر است. اما حتی این سکانسها هم حرفی برای گفتن ندارند و بیشتر باعث سرگیجهی مخاطب میشوند تا حس لذت از دیدن یک مسابقهی جذاب. جابهجاییهای سریع دوربین و نماهایی ۳۶۰درجهای یا تصاویری اوورهد در این فیلم قرار است به جای یک نبرد جذاب بوکس مخاطب را ارضا کند. فیلم «هونگ مشتزن» جز یک مخدر لحظهای برای مخاطبی ناآشنا به سینما یا هنرهای رزمی چیز دیگری نیست و نمیتواند حتی خود را فیلمی متوسط نیز نشان دهد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.