پوستر فیلم رو به زوال

نگاه ملوی کارگردان فرانسوی

رو به زوال
Vanishing
محصول ۲۰۲۱ – فرانسه، کره‌ی جنوبی
امتیاز ۱.۵
نویسنده مصطفی ملکی

یکی از دردناک‌ترین چالش‌هایی که در جامعه‌ی امروز با آن مواجه هستیم، مقوله‌ی قاچاق اعضای بدن است. زمانی که پول اولین گزینه‌ی مناسبات انسانی در جوامع مختلف باشد، اربابان پول نیز تبدیل به خون‌آشامانی می‌شوند که برای زندگی بهتر حتی حاضرند جان دیگر طبقات اجتماعی را نیز به‌خطر بیندازند. در مقوله‌ی قاچاق اعضای انسان، جامعه‌ی هدف برای این خون‌آشامان مهاجرانی هستند که هیچ سرپناهی ندارند و هیچ‌کس از نبود آن‌ها گزارشی نخواهد داد. این موضوع تبدیل به درون‌مایه‌ی بسیاری از آثار سینمایی تاکنون شده است. «دنیس دکورت»، کارگردان فرانسوی، در جدیدترین اثر خود سعی دارد از زاویه‌دید خود و از دل جامعه‌ی کره‌ی جنوبی به این موضوع بپردازد.
کارگردان فرانسوی سعی دارد خود را در ضربآهنگ آثار سینمای کره‌ی جنوبی نگاه دارد. زمانی که پرده‌ی اول را با آن ضربآهنگ ملایم می‌بینیم و از آن سو به مدت زمان فیلم که ۸۸ دقیقه است نگاه می‌اندازیم، ترس از اینکه این اثر دم‌بریده باقی بماند ما را در بر می‌گیرد. پرده‌ی اول فیلم همان است که باید باشد؛ کاراکترها به‌نوبت وارد می‌شوند. شخصیت‌پردازی اجتماعی و خصوصی هر کدام از کاراکترها به‌خوبی پرداخت شده است. همه‌چیز در این بخش از روایت مخاطب را با چند و چون روایت آشنا می‌کند. این ملایمت در روایت به‌ناگاه در پرده‌ی دوم چنان ضربآهنگ بالایی می‌گیرد که فیلم از هم می‌پاشد. همان‌طور که در بالا اشاره شد، مشکل این نوع روایت با چنین ضربآهنگی مدت زمان کم آن است. در پرده‌ی اول شاهد هستیم که این کارگردان فرانسوی اصلاً قصد ارائه‌ی اثری مینیمالیستی را ندارد. در نتیجه با عدم تعادل در ضربآهنگ اثر مواجه هستیم. این عدم تعادل باعث می‌شود پرده‌ی سوم فیلم تبدیل به دو پاره شود و هر چه کارگردان در پرده‌ی اول دوخته بود، رشته شود.
دنیس دکورت در آثار قبلی خود که تنوعی از انواع ژانرها بوده نیز سینمای متوسطی ارائه داده است. گویا این عدم تعادل در روایت و زمان فیلم همیشه همراه این کارگردان بوده است. اما تفاوت این فیلم جدید با دیگر آثار او در این است که تحت تأثیر آثار جنایی کره‌ی جنوبی قرار دارد. گویی دکورت سعی داشته از فضای سیاه حاکم بر آثار جنایی کره‌ی جنوبی نهایت استفاده را ببرد. از سویی دیگر او سعی دارد با قرار دادن «اولگا کوریلنکو» در نقش «آلیس»، رابطه‌ی خود را با فرانسه قطع نکند. همه‌ی این انتخاب‌ها در پرده‌ی اول ما را امیدوار می‌کند که قرار است اثری جنایی و رازآلود در باب موضوعی دردناک شاهد باشیم. اما بی‌صبری کارگردان فرانسوی همه‌چیز را خراب می‌کند.
در هر حال این همکار‌ی‌ها بین کشورهای اروپایی و سینمای هالیوود با سینمای کره‌ی جنوبی اتفاقی تازه نیست. گویا سینمای کره‌ی جنوبی تبدیل به مسترکلاسی در ژانرهای مختلف شده است و سینماهایی که تا پیش از این قطب‌های بلامنازع سینمای جریان اصلی و هنری جهان به‌حساب می‌آمدند، حال برای درک بیشتر مفاهیم ژانری باید با سینمای این کشور همکاری دوسویه داشته باشند. احتمالاً پاسخ مترجم به سوال آلیس که می‌پرسد:«کره‌ای‌ها احساسات‌اشون رو راحت بیان نمی‌کنن؟»، بهترین جمله در وصف سینمای کره‌ی جنوبی که با عشق و خشونت آمیخته شده باشد، است؛ «کره‌ای‌ها عشق رو خیلی جدی می‌گیرن».

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟