پوستر فیلم مستجاب‌الدعوة

درامی که بوی دلهره می‌داد

مستجاب‌الدعوة
The Preacher
El Rezador
محصول ۲۰۲۱ – اکوادور، کلمبیا، اسپانیا
ژانر درام
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

حال‌و‌هوای جوامع آمریکای جنوبی به‌گونه‌ای است که اگر شما با یک دوربین خانگی به درون کوچه‌پس‌کوچه‌های شهر بروید، در انتها اثری دلپذیر از تنوع رفتاری و پویایی جامعه را می‌توانید مشاهده کنید. به‌همین سبب است که درام‌های آمریکای جنوبی عریانی خاصی نسبت به آثار سینمایی دیگر کشورها دارند. «تیتو خارا»، کارگردان اکوادوری، در سال ۲۰۱۱ کمدی سیاهی با نام «پشت تو» ترکیبی از باورهای مذهبی و طبقات اجتماعی را در روایتی ملایم و شیرین روی پرده برد. در آن فیلم مجسمه‌ای از مریم باکره در شهر وجود دارد که روی او به‌سوی قسمت اعیان‌نشین شهر است و پشت‌اش به محلات فقیرنشین. فیلم از زاویه‌دید یک کارمند بانک روایت می‌شود. حال او در سال ۲۰۲۱، درامی دیگر با تم مذهبی را به‌تصویر کشیده است.
خارا در اثر جدید خود کاراکتری را برمی‌گزیند که هدف را در لحظه جست‌و‌جو می‌کند. «آنتاناسیو» یک کلاه‌بردار خرده‌پاست که انبوهی از قرض زندگی او را فرا گرفته است. او به‌طور اتفاقی از درب خانه‌ای رد می‌شود که مردم مقابل آن صف بسته‌اند. علت را جویا می‌شود و مردم به او از دختری می‌گویند که مستجاب‌الدعوة است. قبل از این اتفاق ما با افتتاحیه‌ای مواجه هستیم که دوربین روی شانه‌های آنتاناسیو که در ماشین نشسته است قرار دارد و رفت‌و‌آمد مردمان را می‌بیند. پس از این افتتاحیه است که مخاطب به درون زندگی پر از دوز و کلک این کاراکتر پرتاب می‌شود. آن اتفاق جلوی درب خانه‌ی دخترک مستجاب‌الدعوة زمانی رخ می‌دهد که مخاطب دیگر با دنیای آنتاناسیو خو گرفته است. این کاراکتر هیچ چیزی در زندگی ندارد؛ حتی هدف. برای او گذر لحظه‌ای از پیچی خطرناک مهم‌تر از دیدن کل پرتگاه است. حال با همین دیدگاه سعی دارد خود را وارد زندگی خانواده‌ی این دختر کند. پدر و مادر دختر نیز زوجی نامتناسب هستند؛ پدری میانسال و مادری جوان. حال ضلع آنتاناسیو را به این ترکیب اضافه کنید. این مثلث نامتناسب ما را وارد فضایی می‌کند که گویی دختربچه و آن فضای روحانی اطراف او تبدیل به حاشیه‌ای برای زیاده‌خواهی این سه‌ نفر می‌شوند.
خارا در فیلم خود همانند فیلم اول سعی دارد طعنه‌ای هوشمندانه به زندگی مردمان آمریکای جنوبی بزند. این مردمان در بغرنج‌ترین لحظات زندگی خود نیز سعی دارند دست‌‌آویزی از آسمان پیدا کنند. این دست‌آویز هر چه باشد برای آن‌ها همچون مخدری آرام‌بخش است. این فیلم نیز گذر کارگردان بر شیوه‌ی زندگی این مردمان است. طنز این فیلم نیز مانند اثر اول تلخ است. کمدی موقعیت خارا در این فیلم مخاطب را بیشتر به تفکر وا می‌دارد. برای تصویر کردن زندگی مردمان آمریکای جنوبی باید بخشی از آن مردم باشی تا بتوانی تصویری عریان از زندگی ایشان را به مخاطب ارائه دهی. آثار ادبی بورخس، فوئنتس یا مارکز را در ذهن مرور کنید. این بخش جغرافیایی گویی با دیگر مکان‌ها متفاوت است. حتی آثار دلهره‌ی این قاره با دیگر سینماها متفاوت است.
خارا در فیلم خود به‌طور نامحسوس مخاطب را به‌سوی رازآلودگی پنهانی سوق می‌دهد. در پاره‌ی دوم فیلم مخاطب دیگر نمی‌داند این دختربچه واقعاً در حال ارتباط با موجودی روحانی‌ست یا این فقط یک توهم کودکانه است. این سرگردانی میان توهم و روحانیت در پرده‌ی سوم و همگام با جنایی شدن مثلث پدر و مادر و آنتاناسیو کم‌کم وارد فضایی دلهره‌آور می‌شود. اما خارا با زیرکی تا پایان فیلم این تعلیق را نگاه می‌دارد و با لانگ‌شاتی زیبا فیلم را به پایان می‌رساند. داستان او تلفیقی از فریب، آسمان، عشق، خیانت و قتل است.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟