پوستر فیلم پیوندهای مقدس

زبان ناقص فیلم در قیاس با نمونه‌های مشابه

پیوندهای مقدس
Lingui
محصول ۲۰۲۱ – چاد، آلمان، فرانسه
ژانر درام
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

موضوع سقط جنین طی چند ماه اخیر بار دیگر روی زبان‌ها افتاده است. از تظاهرات در برخی ایالت‌های آمریکا تا موضوع حذف غربال‌گری در کشوری مانند ایران، بار دیگر جامعه‌ی زنان در تکاپو هستند تا از حق خود برای سقط جنین دفاع کنند. سال ۲۰۲۱ هم فیلم «اتفاق» روی پرده رفت که اتوبیوگرافی کارگردان در باب سقط خود طی دهه‌ی ۱۹۶۰ در فرانسه بود. هفته‌ی پیش واقعیتی هولناک نیز در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد که نوزادی را در سطل زباله پیدا کردند. اینکه سقط جنین از سوی مذهب‌های مختلف نکوهش می‌شود دیگر ارتباطی به جغرافیا ندارد؛ از ایران تا فرانسه و ایالات متحده، بسیاری از دختران جوان آمادگی حاملگی ناخواسته را ندارند. آن‌ها نیاز دارند تا زندگی‌اشان را در شرایط فعلی ادامه دهند و به‌همین سبب نیاز دارند برای حاملگی ناخواسته‌ی خود فکری بیندیشند. زمانی که سقط جنین غیرقانونی شود، با حجم زیادی از نوزادان سر راهی، نوزادان نارس و سقط‌های پرخطر و غیربهداشتی مواجه خواهیم شد. این مسئله باعث از بین رفتن تعادل سلامت جامعه‌ی آینده خواهد شد. حال آقای «محمد صالح هارون»، کارگردان اهل کشور چاد، در جدیدترین اثر خود مانند خانم «اودری دیوان»، کارگردان فیلم «اتفاق»، به‌سراغ همین درون‌مایه رفته است.
یکی از اشکالات آثار جشنواره‌ای این است که کارگردان تمام توان خود را برای برانگیخته کردن حس هم‌ذات‌پنداری داوران و مناسبات جشنواره به‌کار می‌بندد. بهترین لوکیشن برای ساخت این آثار کشورهایی هستند که تحت سلطه‌ی مذهب و محدودیت‌های اجتماعی شدید هستند. جدیدترین دوره‌ی جشنواره‌ی کن که یک چند روزی‌ست از اختتامیه‌ی آن می‌گذرد به بازیگر زنی جایزه‌ی بهترین بازیگر زن را اهدا کرد که برآمده از همین محدودیت‌ها در لوکیشن ایران بود. گویا این جشنواره‌ها دیگر عاشق این سانتیمانتالیسم هستند. بگذارید در زمان مناسب راجع به آن فیلم و اینکه آیا این جایزه ارزشی سینمایی داشته یا صرفاً برآمده از سانتیمانتالیسم جنبش می‌تو بوده صحبت کنیم. اثر آقای هارون برعکس فیلم خانم دیوان، از زاویه‌دید مادری با نام «آمنه» در حاشیه‌ی پایتخت کشور چاد به این مقوله می‌پردازد.
اولین چیزی که باعث دوری مخاطب از فیلم می‌شود فاصله گرفتن دوربین با کاراکترهاست. بگذارید با همان روش قیاسی به این مورد بپردازیم. در فیلم «اتفاق» ما با دختری دانشجو مواجه هستیم که دچار حاملگی ناخواسته می‌شود. دوربین کارگردان آن‌قدر به کاراکتر نزدیک است که مخاطب با او دچار این‌همانی می‌شود. اما دوربین آقای هارون بیش از آنکه بخواهد درون‌مایه‌ی اثر را مورد توجه قرار دهد، دوست دارد به لانگ‌شات‌هایی بپردازد که زاغه‌نشینی‌های این منطقه‌ی جغرافیایی را به‌تصویر بکشد. این لانگ‌شات‌ها بیشتر به همان نکته‌ای می‌پردازند که در بالا اشاره شد؛ سوءاستفاده‌ی جغرافیایی برای خوش‌آمد کن‌نشینان. کارگردان گویا حتی قادر نیست از بازیگران خود، با‌توجه‌به پیش‌داستان، بازی خوبی بگیرد. ارتباط منطقی بین داستان و تصویر اصلاً وجود ندارد. به‌همین سبب است که از این فیلم فقط چند کلوزآپ و آن وری-لو-انگل از آمنه در سحرگاهی مملو از تردید در ذهن باقی می‌ماند. اگر آقای هارون ما را بیشتر به نزدیکی آمنه و ماریا می‌رساند، شاید اکنون در حال نوشتن از فیلمی تأثیرگذار بودیم که مخاطب را انگشت‌به‌دهان جذب خود کرده بود.
جشنواره‌ی کن مدت‌هاست که دیگر آن خاصیت تأثیرگذاری خود را از دست داده است. درست است که کارگردان‌های تأثیرگذار سینما همچنان افتتاحیه‌ی اکران خود را در این جشنواره روی پرده می‌برند، اما فرش قرمز این جشنواره شبیه شوآفی مضحک از نابلدانی است که سعی دارند لنز دوربین‌ عکاسان را متوجه خود کنند. جشنواره‌هایی چون کن نه در قامت هیئت داوران و نه آثار منتخب سینمای کشورهای مهجوری چون ایران، چاد و … هدفی جز بازارگرمی برای خود ندارد؛ فرقی هم بین پیوند و عنکبوت مقدس نیست. همه‌ی این آثار نه برای سینما، بلکه برای خوش‌آمد جشنواره‌ای روی پرده رفته‌اند که هدفی جز بازارگرمی رسانه‌ای ندارد. در هر حال آقای هارون را باید در آثار قبلی‌اش جست‌و‌جو کرد و فیلم جدیدش حتی نزدیک به درون‌مایه‌ی زنانه و دردناک خود نشده است.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟