دوستان هالیوودی سطل زبالهی کمدیهای مبتذل شما مدتهاست که پر شده است
تقریباً همگی با پلات آثار کمدی مبتذل و تینیجری جریان اصلی در سینمای آمریکا آشنا هستیم. پلاتهای یکسان با بازیگرانی متفاوت و همان شلنگتختهانداختنهای رایج برای ارائهی کمدی بیشتر. در مرور برخی آثار تینیجری طی چند سال اخیر شاهد بودهایم که هویت فیلمهای جنبش مامبلکور فرسنگها با آثار تینیجری جریان اصلی آمریکا متفاوت است. ابتذال فرمی، دنیای رنگین، فاصلهی کامل با حقیقت جامعه، دروغهای شاخدار، منطق روایی ضعیف و مثبتاندیشی تهوعآور از شاخصههای مهم این آثار هستند. اولین گام آقای «الکس هاردکسل» در سینمای بلند داستانی در ژانر کمدی مبتذل هالیوودی برداشته شده است.
سال ۲۰۱۸ فیلمی با نام «پایهی مهمانی» روی پرده رفت که «ملیسا مککارتی» در آن نقش مادری میانسال را داشت که بعد از طلاق به دانشگاه دخترش میرود تا عقدههای گذشته از پارتیهای دانشگاهی را برای خود برطرف کند. حال الکس هاردکسل در فیلم خود پلاتی را شبیه فیلم اشارهشده اما با کمی تغییرات تصویر کرده است. در این فیلم دختری با نام «استفانی» پس از ۲۰ سال از کما بیدار میشود. او در سال ۲۰۰۲ و درست در زمانی که مشغول رقص در گروه رقصندههای دبیرستان بود بهناگهان با سر به زمین برخورد کرده بود و در نتیجه به کمایی طولانی رفته بود. حال او قرار است سال آخر دبیرستان را تمام کند و بار دیگر خود را بهعنوان محبوبترین فرد مدرسه نشان دهد.
اولین و مهمترین ضعف فیلم بازی مضحک و غلوشدهی «ربل ویلسون» است. او حتی یک ثانیه هم نمیداند در نقش چه کاراکتری در حال بازی کردن است. شلنگتختهانداختنهای تصنعی او ما را بهیاد سریالهای آبکی و استودیویی تلویزیونی میاندازد. در هر نمای فیلم گویی در حال تماشای کلیپی تبلیغاتی قبل از شروع یک مسابقهی فوتبال هستیم. اولین سوالی که پس از تماشای این اثر به ذهن خطور میکند این است که آیا هاردکسل برای این کار فیلمنامهی داشته است یا خیر! چون هر چه با دقت به این اثر نگاه میکنیم، بیشتر به این نتیجه میرسیم که حتی اولین اصول یک روایت سینمایی هم در آن رعایت نشده است. بهطور مثال در پردهی اول کارگردان مخاطب را مجاب میکند که این اتفاق عمدی بوده است. اما حتی یکبار در ادامهی فیلم به این مسئله اشاره نمیکند. چرا؟ به این سبب که مخاطب مجبور است تا انتهای فیلم شاهد لودگی تیم بازیگری در قاب باشد.
این فیلم هیچ پلاتی ندارد و بیشتر زندهکنندهی کمدیهای مبتذلی است که هالیوود باید هر ساله تعدادی از آنها را روی پرده ببرد. اینکه هنوز چنین آثاری مخاطب دارند نکتهای عجیب نیست، چون دوبارهسازی آثار ابرقهرمانی هم هنوز مخاطب دارد. اینکه جک نیکلسون بتمن باشد یا کریستین بیل یا بن افلک یا رابرت پتینسن فرقی نمیکند. اینکه بتمن دهها بار به پایان رسیده باشد هم تفاوتی ندارد. مهم این است که هنوز مخاطبانی وجود دارند که دوست دارند بدون هیچ درکی از سینما پای این آثار نشئه شوند. حالوروز کمدیهای مبتذلی چون «سال آخر دبیرستان» چیزی جدای از این نیست.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.