تصویر کردن درد و رنج کار آسانی نیست
«آنتونی برایان»، مردی جامائیکایی، در دههی پنجاه زندگی خود در یک مرکز نگهداری از سالمندان کار میکند. او با همسرش زندگی میکند(آنها از نظر قانونی ازدواج نکردهاند) و دو فرزند و دو نوه دارد. آنتونی بعد از نیم قرن زندگی در بریتانیا به ناگاه مهاجری غیرقانونی نامیده میشود و باید برای اثبات قانونی بودن زندگی در این کشور تلاش کند. در این راه همسر و فرزندان و البته دوستان نزدیکاش هم او را تنها نمیگذارند.
فیلم «برزخ»، محصول ۲۰۲۱، درامی آرام و کمدیالوگ بود که در آن چهار پناهنده از چهار کشور مختلف در شهری کوچک در اسکاتلند منتظر بودند تا جواب پناهندگی آنها داده شود. این چهار نفر نباید در این مدت هیچ کاری انجام میدادند و تنها ماهیانه مبلغی برای مایحتاج ضروری به آنها داده میشد. فیلمی که در آن به موضوع مهاجرت و پناهنگی به خوبی پرداخته شده بود. نگاهی که مردمان آن شهر به این پناهندگان داشتند و در نهایت پایانی که برای هر یک از آنها رقم میخورد در مسیری واقعی و قابل لمس بیننده را به فکر فرو میبرد. اتفاقی که علیرغم داستان واقعی فیلم «انتظار در برزخ» برای مخاطب آن رخ نمیدهد.
فیلم «انتظار در برزخ» داستان واقعی مردی است که با داشتن خانه، کار، همسر و فرزند در کشوری که همیشه تصور میکرده وطناش است، به ناگاه از آنجا رانده میشود. او باید مدارک زیادی را از گذشته تا کنون ارائه دهد که نشان دهد شهروندی واقعی است، اما از آنجا که پاسپورتاش سالها پیش گم شده هیچکس حرف او را باور نمیکند. تلاش آنتونی و خانوادهاش قرار است در این فیلم با روایتی آرام اثرات این اتفاق را در زندگی آنها نشان دهد. اما این فیلم هرگز در حد و اندازههای یک اتفاق عمیق و اثرگذار نیست. این فیلم بیش از آنکه ما را با شخصیتهای خود همراه کند و مسیر رخداد اتفاقات را به صورت جزئیات اساسی و مهم نشانامان دهد تنها مانند داستانی است که از زبان یک نفر بازگو میشود. آن هم از زبان کسی که خودش این روایت را شنیده و بدون تحقیقات در حال بازگو کردن آن است؛ انگار کن فردی در حال تعریف سطحی زندگی دوستاش به یکی دیگر از دوستاناش است.
در این فیلم هرگز جزئیات رخداد اتفاقات بیان نمیشود. شاید گفته شود خود برایان نیز در این مسیر گیج است و نمیداند چرا این اتفاقات برایاش رخ میدهند، اما فیلم حتی احساسات برایان و اطرافیان او را هم نادیده گرفته و ما هرگز عمیقاً آنها را در شرایط سخت نمیبینیم. برشهای زیاد فیلم برقراری ارتباط با افراد را سخت کرده است. روایت آشفته دیده میشود و مسیر آزادی برایان به هیچ عنوان نشان داده نمیشود. اتفاقات به سرعت رخ میدهند. ما نه دقیقاً متوجه میشویم چه اتفاقی رخ میدهد که او برای بار اول موقتاً آزاد میشود و نه برای آزادی دايمی او دلیلی درست وجود دارد. فقط اتفاقات دادگاه و حرفهایی که در همین زمان رخ میداد میتوانست روایت این فیلم را اثرگذار کند. نیازی به آن همه این سوی و آن سوی رفتن دوربین نبود.
فیلم «انتظار در برزخ» اما با پیرنگی بسیار مهم میتواند در آینده روایت فیلمی عمیقتر شود. فیلمی که توسط یک کارگردان باتجربه ساخته و این بار سعی شود اثر واقعی این گونه اتفاقات بر افراد نشان داده شود. حتی فیلم کوتاه «خداحافظی طولانی» بیننده را بیشتر درگیر فضای روایت خود میکرد تا این فیلم بلند. حرف زدن از مهاجران و درک احساسات افرادی که مجبور به ترک وطن خود شدهاند و میخواهند وطنی دوباره را پیدا کنند کاری آسان نیست و برای آن هم نیاز به کارگردانی است که توانایی درک شرایط افراد را داشته باشد. مثلاً با اینکه این همه فیلم از جنگ ساخته شده و کتاب نوشته شده، معلم تاریخ اوکراینی هنگام صحبت از جنگ کشورش با تعجب میگوید که او هرگز خود را برای چنین رخدادی آماده نکرده است. حال برای درک احساسات افرادی که شرایطی سخت و غیرقابل باور را میگذرانند البته که نیاز به مهارت و هوشیاری بیشتر است. این فیلم داستانی اثرگذار دارد، اما هرگز نمیتواند درد و رنج اتفاقات رخ داده را به خوبی تصویر کند و باز هم روایتی دیگر حرام میشود.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.